تبليغاتX
انجمن کوهنوردی پلی تکنیک تهران

با عرض سلام و پوزش به علت تاخیر در ارائه ی تقویم تابستانی انجمن که ناشی از مشخص نبودن برنامه امتحانات پایان ترم دانشگاه بود. طبیعتا با قطعی شدن زمان امتحانات پایان ترم، اصلاحاتی در این تقویم صورت می پذیرد.

* برنامه ی شبمانی بر روی قله توچال و فرود به شهرستانک، پیش برنامه ی برنامه دماوند و سبلان می باشد، واضح است حضور در این برنامه برای دوستانی که قصد داند در برنامه دماوند و سبلان شرکت کنند، الزامی می باشد.

**  تغییر جبهه ی صعود به دماوند از اختیارات سرپرست این برنامه می باشد.

***  انتخاب یکی از قلل منطقه تخت سلیمان، دو هفته قبل از اجرای برنامه، توسط سرپرست این برنامه صورت می پذیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 14:12  توسط   | 

 

 

 

 

به نام خداوند کوه و دمن                                               که جز مدح خالق نیاید ز من

 

 

گزارش برنامه ی " اولین دوره آموزش کمپینگ دانشگاه های منطقه 2 کشور"

تاریخ اجرای برنامه: جمعه 11/2/88

 

 

قرار بر آن بود تا راس ساعت هفت صبح جمعه همگی در جلو درب رشت حاضر باشند.با حضور به موقع همه دوستان به جز یک نفر ساعت 7:15 مینی بوس به راه افتاد.

(البته آن یک نفر توسط سرپرست توبیخ شده مشمول جریمه نقدی گردید که تا این لحظه گزارشی مبنی بر پرداخت جریمه از ایشان دریافت نگردیده و لذا تحت تعقیب می باشند!!)

ساعت 8:30 به محل برگزاری کمپ در "دانشگاه تربیت معلم واحد کرج" رسیدیم.

 

 

ورود به مکان برگزاری اولین دوره ی کمپینگ

 

 

بنا بر صحبت های مسئولین اجرایی برنامه از گروه های کوهنوردی دانشگاه هایی چون: تربیت معلم(واحد تهران)،امیر کبیر، شهید بهشتی،علم و صنعت،برق تهران و صنعتی شریف دعوت شده بود که فقط سه دانشگاه اول شرکت نموده بودند.

 ساعت 9 برنامه با قرائت قران و پخش سرود جمهوری اسلامی آغاز شد.

سپس آقای دکتر حبیبی معاون امور فرهنگی دانشگاه تربیت معلم  برای افراد شرکت کننده در کمپ در باب کوه و کوهنوردی و فواید این ورزش دسته جمعی صحبت کردند.

پس از سخنرانی ایشان ،سرپرستان هر سه گروه  به بیان تاریخچه ی  مختصری از انجمن کوهنوردی دانشگاه خود پرداختند.

 

 

 

 

 

 در ساعت 9:45 آموزش کمپینگ در قسمت تئوری آغاز شد که جناب آقای دکتر محمدی آموزش مشتاقان این ورزش را عهده دار بودند.

در این قسمت مباحثی مانند :کوله چینی، نصب چادر، کمپینگ، هدایت گروه، نحوه برگزاری برنامه های دانشجویی، انتخاب مسیر و چگونگی انتخاب تیم ...مطرح شد که ذکر آنها در این گزارش با وجود مفید بودن خارج از حوصله دوستان است.

مابین ذکر مباحث تئوری برای تجدید قوای ذهنی دوستان، پذیرایی و استراحتی نیز در نظر گرفته شده بود که مورد استقبال عموم حاضران قرار گرفت..

بعد از ذکر مباحث تئوری،دکتر محمدی دوستان حاضر در برنامه را به هشت گروه تقریبا هشت نفره تقسیم کردند. و افراد گروه ها در قالب یک مسابقه دوستانه با موضوع: برقراری کمپ و رعایت اصول برقراری آن  با یکدیگر رقابت می نمودند.علاوه بر آن با این روش منش کار گروهی و هنر هم زیستی مسالمت آمیز!! نیز تقویت می شد.

 

 

برگزاری مسابقات دوستانه مابین گروه ها

 

 

در ادامه چگونگی برقراری کمپ دایره ای توضیح داده شد و افراد گروه ها موظف به برقراری دوباره کمپ ها با رعایت اصول  مربوط  به کمپ های دایره ای شدند.

ساعت 1:30 برای اقامه نماز و صرف نهار به سمت نماز خانه و سلف دانشگاه رهسپار شدیم..

ساعت 2:15 به محل برقراری کمپ ها بازگشتیم.در ادامه برنامه گروه ها کمپ های بر پا شده را جمع کردند.

 

 

دوستان به همراه دکتر محمدی پس از کسب یادگاری ها.

 

 

 پس از آن آقای دکتر محمدی  صحبت های پایانی را ایراد نموده و سپس سرپرست ها فراخوانده شدند تا به نمایندگی از طرف گروهشان لوح های یادبود به آنها تقدیم گردد،تا این لوح ها بهانه ای باشند برای تجدید خاطرات در آینده... .

 

 

مراسم اهدای جوایز

 

 

دوستان با هد بند هایی که به رسم یادبود با آرم انجمن کوهنوردی دانشگاه تربیت معلم داده شد.

 

 

 

افراد حاضر در برنامه : ( به ترتیب از عقب سمت راست )

آرش ناطقی( سرپرست ) ، فرناز فلاحی(نگارنده)، مژگان مقدم ( عکاس ) ،حسنی خوشخو، نسرین مهدی خانی، سینا صداقت نژاد ، نیما نوری نژاد، حامد محمدی، مرتضی یعثوبی و آقای داوود مرادی (مربی) که عکس را ایشان انداختند.

*وسایل و تجهیزاتی که تیم به همراه داشت:1عدد چادر camp-1 حلقه طناب 40 متری قطر9-5عددد کلنگ-3کوله ی 60 لیتر-

لازم به ذکر است که همراه داشتن تجیزات بالا در دعوتنامه ی ارسالی از دانشگاه تربیت معلم ، الزامی اعلام شده بود.   

 

                                                    

نمی گویم هر چه بود گذشت...

خوش بود،کاش خوشی ها آرام تر می گذشت..

 

 

                

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 15:16  توسط   | 

 

 

به نام خالق طبیعت

 


 

گزارش برنامه ی قله آبک

تاریخ اجرا:  جمعه 87.10.6.

 

نمایی از روستای شمشک

 

مسير تيم : روستاي شمشك،پيست اسكي شمشك

 

یاران همراه

 

اعضاي شركت کننده(13 نفر):نسرين مهديخاني(سرپرست ونگارنده)، مژگان مقدم(عكاس)، مهدي رافعي(سرپرست قله)، مهدي احمدي(جلودار)، ميلاد احمدي(مسئول فنی)، سینا صداقت نژاد(گزارش نویس تیم قله)،ميثم رزم آرا، صابر يوسفي، معصومه كمانگري، طه عباسي، پيوند جلالي، حميد رضا جهاندار، صحرا حقيقتي

موقعیت جغرافیایی :

قله آبك در رشته كوه البرز و در بخش البرز مركزی در نزدیکی شهر میگون قرار گرفته كه میگون از توابع شهر فشم و جزء شهرستان شمیران و رودبارقصران است.‌ جنوب آبك شهر فشم،‌ جنوب غربیش میگون، شمال‌غربیش شمشك و جنوب شرقیش هم روته قرار دارد.یعنی از چهار مسیر می توان به آبک صعود کرد.

 آبك روی خط‌الراسی فرعی قرار گرفته و فقط توسط گردنه شمالی خودش به خط‌الراس اصلی وصل است، اسم گردنه لجنی و اسم خط‌الراس هم سركچال_كلون بستك است.ارتفاع این قله 3488 متر است.

 

 نقشه ی آبك

تصوير ماهوره ای از آبك(google earth)

 

شرح برنامه:

همان طور كه از قبل قرار شده بود تقريبا تمام كساني كه ثبت نام كرده بودند،ساعت 6:30 مقابل درب رشت بودند.ساعت 6:45 روز جمعه به سمت پيست اسكي شمشك حركت كرديم. صبحانه را در مینی بوس خوردیم.(برنامه غذايي اختياري بود)

برای اطلاع دقیقتر از پای صعود میلاد احمدی با آقای بابک ضیا(از پیشکسوتان گروه) تماسی گرفت و راهنماییهای لازم را دریافت کرد. ساعت 8:30 بعد از معارفه اي 5 دقيقه اي در روستاي شمشك، پاي صعود، حركت خود را به سمت قله آغاز كرديم. در همين اثنا دو نفر از اعضاي تيم در حال بررسي مسيربا پرسش از اهالي منطقه بودند. ابتداي مسير به علت رفت و آمد روستاييان، كه تا حدود 50 متري پيست اسكان داشتند كاملاً مشخص و پاكوب شده بود. هوا هم طبق استعلام گرفته شده از هواشناسی کاملا آفتابی و مناسب صعود بود.

 

 استعلام هوا شناسی

 

مسير اسكي بازان توسط ماشين پيست کوب ، برف كوبي اوليه شده بود ولي به علت كمبود برف نه تله سيژ كار مي كرد و نه خبري از اسكي بازان بود. به همين علت تصميم گرفتيم كه از روي خود پيست حركت را ادامه دهيم.در واقع بعد از آخرين كلبه حدود 15 دقيقه برف كوبي كرده و بعد از آن از روي پيست تا انتهاي آن را پيموديم. در اين مدت سرعت گروه كم بود و بعد ازحدود1ساعت و 45 دقيقه، يعني ساعت 10:15 به انتهاي پيست رسيديم.

 

مسیر رفت

 

مسير پيست اسكی

 

در آنجا به علت توانايي متفاوت اعضاي گروه و تكميل نبودن وسايل عده اي از بچه ها(از قبيل گتر،كفش مناسب و ...) تيم به دو گروه تقسيم شد. پس از استراحتي 15 دقيقه اي هر دو گروه حركتشان را به سمت قله آغاز كردند.با توجه به آفتابي بودن هوا و معلوم بودن قله از همان جا، مسير به خوبي مشخص بود. ابتدا از روي خط الرأسي كم ارتفاع كه به سمت چپ مي رفت ادامه ي مسير داديم و بعد از دست به سنگي كوتاه روي دامنه رفتيم. بعد از تراورس، روي يال قله اي رفتيم كه تنها ارتفاع قبل از آبك است كه از آنجا قلل مرتفع ديگري هم ديده مي شوند كه زيبا ترين آنها بي شك دماوند است.

از اينجا به بعد گزارش تيم حمله را مي خوانيم به قلم سينا صداقت نژاد، که البته عكاس تيم مژگان مقدم در تيم حمله حضور داشت و تيم ما از نعمت عكس بي نصيب ماند.

ساعت 10:15 تيم اصلي به تصميم سرپرست به دو تيم تقسيم شد كه تيم حمله قصد صعود به قله ي اصلي را داشت و با توجه به زماني كه تا پيست از دست رفته بود بايد با سرعت بيشتري به مسير ادامه  مي داديم.سرپرستي تيم حمله به مهدي رافعي واگذار شد . صعود با برفكوبي مهدي احمدي شروع شد.جلوتر كه حجم برف بيشتر شد من، ميثم و مهدي رافعي نیز در برفکوبی همراه شدیم.ساعت 11:25 با توجه به اطلاعاتي كه از مسير داشتيم پيش بيني می شد كه حدود 90 دقيقه تا قله راه داشته باشيم. اطلاعات ما شامل كروكي هايي بود كه شب قبل از حسام نوريان پرسيده بودم، به علاوه ی نقشه اي كه از گزارش هاي قبلي به دستم رسيده و اطلاعاتي  كه حميد حسن زاده در اختيارمان قرار داده بود. به همه ي اينها مکانیاب مهدي احمدي نیز اضافه شد كه فقط نقطه ي قله را در اختيار ما قرار مي داد. ساعت 11:25 اولين توقف 15 دقيقه اي ما انجام شد.

با توجه به گرماي هوا و نبود وزش حتي يك نسيم!بیشتر بچه ها لباس كم كردند و باز به حركت خود ادامه داديم.با توجه به توان بچه ها تصميم گرفتيم كه مسير را از نزديكي يك دره ادامه دهيم كه بتوانيم در زمان صرفه جويي كنيم. حجم برف در پاره اي از نقاط به حدي مي رسيد كه تا كمر درون برف مي رفتيم. اندكي در همين مسير ادامه داديم كه با توجه به نقاب هاي بالاي سرمان ، گرماي هوا و صداي ريزش بهمن از دره هاي مجاور مهدي رافعي تصميم به تعويض مسير گرفت.پس كمي به سمت چپ مايل شديم .

 

 شکست نقاب

 

ساعت 11:45 روي قله فرعي قبل آبك بوديم. با عبور از آن منظره ي با شكوه دماوند در سمت چپ ما نمايان شد و به گردنه اي رسيديم كه دو قله ي اصلي و فرعي را به هم وصل مي كرد.

 

نمایی از دماوند ومکان قرار دادن کوله ها

 

نمایی از سرکچال ها

با توجه به اينكه قصد داشتيم از همان مسير اصلي برگرديم كوله هاي  سنگين خود را در همان جا قرار داديم و مقداري آب و مواد قندي را به عنوان كوله ي حمله ي خود برديم!ساعت 1:15 با كوله حمله به سمت قله حركت را شروع كرديم.يال نهايي شيب بسيار زيادي داشت. به تصميم سرپرست هركس با سرعت بيشينه ي خودش صعود را ادامه داد. زيرا حدس مي زديم كه همه ي ما نمي توانيم به قله برسيم. جلوتر از همه ميثم به سمت قله پيش مي رفت،من با نفس هاي پياپي كه مي زدم پشت  سر ميثم به سمت قله مي رفتم و مهدي رافعي هم پشت سر ما با آمادگي بالا ادامه مي داد و زير چشم به مابقي افراد توجه داشت. مژگان و حميد و مهدي احمدي هم به سوی قله رهسپار بودند. پیوند از دور به ما اعلام كرد كه برميگردد. البته براي بازگشت هم شعاري انتخاب كرده بود؛"قله ارزش نيست". ميلاد كه از تيم دوم خودش را جدا كرده بود حال خودش را به تيم ما نزديك و نزديك تر مي كرد. در آخرين قسمت صعود با توجه به اينكه تمامي اعضاي تيم توان صعود را داشتند به تيم دستور توقف داده شد تا همه با هم پاي بر روي قله بگذاريم.ساعت 2:01 ، 7 نفر از اعضاي تيم بر روي قله بودند.

 

 

مهدی رافعی-مژگان مقدم-مهدی احمدی-سینا صداقت نژاد-حمید جهاندار-میثم رزم آرا و میلاد احمدی(عکاس)

 

حال جبهه ي شمالي قله ي توچال كه در تمام مسير در پشت آبك قرار داشت نمايان شد. تماس تلفني با سرپرست تيم گرفته و موفقيت تيم را اعلام كردم و البته دستور فرود هر چه سريعتر را دريافت كردم! (قابل توجه دوستان:روي قله هم آنتن دهي داشتيم!)

بعد از 15 دقيقه توقف بر روي قله به سرعت فرود را آغاز كرديم و ساعت 2:45 به همان مكاني رسيديم كه كوله هاي خود را باقي گذاشته بوديم. پيوند هم در اينجا منتظر مانده بود. نهار بسيار مختصري خورديم.

بعد از گذشت 20 دقيقه به سرعت از پاكوب هاي قبلي به سمت ايستگاه تله سيژ بازگشتيم و در نهايت ساعت 4:35 به آنجا رسيديم كه ديگر اعضاي تيم در انتظار ما بودند. دقيقاٌ پيش از غروب آفتاب در ايستگاه بوديم و خوشبختانه غروب وجد برانگيز خورشيد را از دست نداديم.

گروه دوم كه در نهايت موفق به صعود قله ي فرعي شد،ساعت 2 بعد از ظهر به سمت پايين با سرعتي متوسط حركت كردند و در ساعت 3:50 به انتهاي پيست رسيدند و همانجا نهار خوردند و با 25 دقيقه اختلاف ساعت 4:15 به انتهاي پيست رسيده و به اين ترتيب كل گروه بعد از حدود 15 دقيقه استراحت به سمت پايين از روي پيست به راه افتاديم و تمام پيست را كه از شانس ما آماده ي سر خوردن بود و اسكي بازي هم در آن نبود، سر خورديم.

در ساعت 5:35 همگي در ميني بوس به سمت تهران به راه افتاديم كه بعد از يك ساعت و نيم به تهران رسيديم.

*هزينه برنامه:هرنفر 5000 تومان(1000 تومان هزینه ی گروه و 4000 تومان هزینه ی مینی بوس)

*مدت زمان صعود:5 ساعت و 30 دقیقه

پي نوشت سرپرست:از كمك ها و راهنمايي هاي بي دريغ آقايان رافعي و صداقت نژاد در طول برنامه و آقاي حسن زاده در قبل و بعد برنامه كمال تشكر را دارم.همچنين از كمكهاي آقاي نايب عباسي در تكميل گزارش بي نهايت سپاسگذارم.

nasrin_mehdikhani@yahoo.com  ایمیل سرپرست :

دوستانی که در برنامه شرکت داشته و مایلند که عکس ها را داشته باشند می توانند با خانم مقدم مکاتبه نمایند.

ایمیل مژگان مقدم :m66_moghadam@yahoo.com

 

پایان

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت 18:41  توسط   | 

جلسه ی این هفته در غیاب نیما نوری نژاد توسط هدی مودب برگزار شد.  گزارش برنامه قله ی ناز  در ابتدا توسط هدی مودب سرپرست برنامه ارائه شد، به گفته ی وی افراد به دلیل کمبود زمان  موفق به رسیدن به قله نشده بودند ،در ادامه نوبت به برنامه ی تابستان و قبولی سرپرستی برنامه ها رسید و اعضای انجمن حاضر در جلسه سرپرستی برنامه ها را قبول کردند.

تقویم سه ماهه تابستان به زودی بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 1:22  توسط   | 

گزارش صعود « نیما یزدی پور » به قله ی اورست
سه شنبه ۱۲ خرداد

به گزارش پایگاه خبری فدراسیون : بر اساس هماهنگی انجام شده با نیما یزدی پور فاتح قله ی اورست از جبهه ی شمالی ؛ فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی ، گزارش صعود وی را در تاریخ سه شنبه ۱۲ خرداد ماه از ساعت ۱۹ تا ۲۱ در سالن اجتماعات باشگاه پیام ، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات واقع در خیابان شریعتی ، نرسیده به پل سید خندان برگزار می کند . این برنامه با همکاری انجمن کوه نوردی دانشگاه صنعتی امیر کبیر برگزار می شود .

پی نوشت : 
* این برنامه با توجه به این که نیما تا چند روز آینده به خارج از کشور عزیمت خواهد کرد ، در تاریخ مذکور برگزار می گردد .
* مقرر شده بود این برنامه ساعت ۱۸ برگزار شود که بدلیل تداخل با ساعت برگزاری مجلس یادبود زنده یاد کاشفی یک ساعت به تأخیر افتاد .
* شرکت برای عموم بلامانع است .

 از وبلاگ کوهنوشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 11:40  توسط   | 

 

تیم دوم :

تیم دوم که روی یال بودند، شروع به دویدن کردند تا بتوانند سریع­تر خود را به تیم اول برسانند. در راه نکته­ ای به ذهن میثم رسید و آن روشن کردن آتش توسط فاروق بود! به همین خاطر، سینا با فاروق تماس گرفت و او را در جریان گذاشت و قرار شد در دو سوی پناهگاه، آتش به پا کند. دقایق کوتاهی بعد، فاروق آتش بزرگی که چشم ما را از فاصله چند کیلومتری خیره می­ کرد، روشن کرد.

با تماس دوباره­ ای که با آرش گرفته شد، روشن شدن آتش به او اطلاع داده شد و قرار شد آرش، ارتفاع خود را افزایش دهد، که یا نور چراغ پیشانی ما را ببیند یا آتش پناهگاه را!

سینا هم با برداشتن کوله­ ای که در مسیر گذاشته بودند،  برای جستجوی بهتر در طول مسیر پاکوب­ ها، از میثم جدا شد و قرار بر این شد که در خط دید همدیگر حرکت کنند تا خطر دیگری تهدیدشان نکند. هر یک به سمتی از دشت رفتند. بعد از چند دقیقه فاروق با میثم تماس گرفت و گفت همه­ ی بچه­ ها، سالم به پناهگاه رسیدند.

میثم با سر و صدای بلند، سینا را از سلامت تیم یک با خبر کرد و با هم به سمت پناهگاه رفتند و بعد از 10 دقیقه در ساعت 21:15 به پناهگاه رسیدند. تهدید بزرگی که می­توانست خطرآفرین باشد، با لطف خدا از بیخ گوش همه ما رد شد.

 

 

تیم اول:

مژگان: تیم با سرعت خوبی حرکت خود را به سوی پناهگاه در پیش گرفت. پس از گذراندن تقریباً دو سوم مسیر و رد کردن علایم از جمله کوله ­ی حمله ­ی پنهان شده، آرش اعلام نمود که گویا جایی از مسیر پاکوب را به اشتباه آمده ایم. بلافاصله با تیم دوم که از دقایقی پیش، متوجه بازگشت آنها شده بودیم، تماس گرفتیم و درخواست کمک کردیم. پس از مدتی سینا(سرپرست) تماس گرفت و گفت که آتش بزرگی در دو سمت پناهگاه روشن شده است. اما متأسفانه تیم ما به دلیل آنکه در مکانی گود قرار گرفته بودند قادر به دیدن آتش نبودند.

در راه، یکی از دوستان، به شدت از سرد شدن دستش ( که اتفاقا دستکش هم بر دست داشت) شکایت داشت، به همین دلیل آرش با دادن دستکش خود به او و گرفتن باتوم او مانع از یخ زدگی دست همنوردمان شد.

 سرپرست تیم دوم (آرش) پس از پیمودن چند مسیر (سراب های پناهگاه) آخرین راه را که بالا رفتن از تپه بود در پیش گرفت. به علت حجم بالای برف مجبور به پیمایش مسیر به صورت چهار دست و پاشدیم (به دلیل تشکیل لایه ای نسبتا سخت رو برف، با زیاد کردن سطح تماس، با این کار از شکسته شدن لایه­ و فرو رفتن در برف جلوگیری می شد!) پس از طی مسیری کوتاه به این صورت، نور آتش چشمان هر سه نفر را خیره گرداند و پناهگاه چهره بنمود به یاران.

بعد از رسیدن به پناهگاه، شاهد صحنه جالبی بودیم، فاروق با تعمیر یکی از بخاری­ها و روشن کردن آن، اتاق را کاملا گرم کرده بود.

بعد از صرف شام، آرش به آب کردن برف، برای چای و گرم کردن مستقیم دستهایش روی شعله، مشغول بود و بقیه نیز مشغول تعریف بودیم. قبل از خواب، شعله بخاری را کم کردیم و به علت خستگی بیش از 15 ساعت کوهنوردی مداوم، همگی، زود به خواب رفتیم. حوالی 8:30 صبح روز بعد از شدت سرما از خواب بیدار شدیم، اتقاق جالب دیگری رخ داده بود!!!

گازوئیل درون مخزن و لوله­ های بخاری یخ زده بود و به حالت ژله­ ای در آمده بود. یکی از دوستان که این اتفاق برایش تازگی نداشت، با برداشتن قاشق سرپرست شروع به ریختن گازوئیل به محفظه بخاری کرد و آن را روشن کرد، با روشن شدن بخاری به تدریج، یخ­زدگی سوخت درون لوله­ ها رفع شد و بخاری به حالت عادی برگشت.

 

 روشن کردن بخاری با قاشق سرپرست!

 

دقایقی بعد از صرف صبحانه آرش گفت: « انگشتان دست من دچار یخ زدگی (FrostBite) خفیف شده است. »

این موضوع همه ما را ناراحت کرد. هر یک از ما خود را باعث این اتفاق می­دانستیم و اینکه چرا آرش از بیان وضعیت دست خود امتناع ورزیده بود نیز سئوالی است که هنوز هم حل نشده!

 

15: آتش کنار پناهگاه و دستان آرش!

 

آرش: اولين كاري كه صبح فرداي صعود انجام دادم، مطلع كردن فاروق به عنوان يك كوهنورد با تجربه، از وضعيت دستم بود. براي آگاهي از اينکه وضع دستم چقدر خرابه، لزومي نديدم باعث ناراحتي بقيه بشم، فكر هم نميكنم كار اشتباهي انجام دادم چون مطلع شدن بقيه  كاري از پيش نمي­ برد.

طبق رسم دیرین برنامه­ های انجمن، جلسه پیشنهاد و انتقاد قبل از بازگشت، اجرا شد، که علیرغم شروع جنجالی، با خنده و شوخی پایان یافت.

تیم در ساعت 9:30 حرکت خود را به سمت ((کُرده­ ده)) آغاز کرد و ساعت 13:30 به کرده­ ده رسید. با مینی­بوس که کرایه آن نفری 500 تومان بود به مراغه رفته و بعد از صرف دیزی در مراغه، به سمت ایستگاه قطار حرکت کردیم، و به زعم شرکت­ کنندگان،  یکی از به یاد­ماندنی­ ترین برنامه­ های کوهنوردی که البته بسیار آموزنده نیز بود، پایان یافت.

سینا: در مورد خرید بلیت باید بگویم که ما در ابتدا با هماهنگی مسئول فروش بلیت راه آهن 6 عدد بلیت برگشتی در یک ساعت مانده به حرکت قطار خریدیم، که 3750  تومان ، برای هر بلیت هزینه شد. تنها 10 دقیقه مانده به حرکت قطار همان مسئول فروش بلیت به ما گفت که باید بلیت ها هم اسم باشه!!!! پس دوباره پول همون بلیت ها از ما گرفته شد و ما در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتیم !

 

در پایان از آقای فاروق حلاج که بر ما منت نهاد و راهنمایی تیم را بر عهده گرفت، نهایت تشکر را داریم، بی­ شک بدون حضور او، این برنامه به یاد­ماندنی، انجام نمی­ شد.

 

هزینه ها:

هزینه برنامه برای هر نفر در زیر می آید.

 

ردیف           

      

مقدار(تومان)           

شرح هزینه

1

6500

بلیط اتوبوس رفت

2

1500

کرایه ون از مراغه تا کرده ده

3

2000

هزینه متوسط غذای هر نفر

4

2500

هزینه دیزی و چای در مراغه

5

3750

بازگشت به تهران با قطار

6

1000

حق برنامه گروه

تدارکات غذایی:

تدارکات جمعی برای تغذیه در نظر گرفته نشده بود و برنامه غذایی شخصی بود.

نقاط قوت برنامه:

1-       انتخاب مناسب افراد شرکت کننده توسط سرپرست.

2-        هماهنگی و همکاری خوب اعضای تیم و انگیزه بالا.

3-       زمان مناسب در نظر گرفته شده برای اجرای برنامه (تعطیلی بین دو ترم).

4-       تسلط  راهنما به مسیر و هماهنگی با مسئولین کوهنوردی مراغه به منظور تحویل کلید پناهگاه.

5-       نو بودن برنامه از این دیدگاه که در این فصل در انجمن اجرا نشده بود.

 

نقدهای وارده به برنامه و افراد شرکت کننده:

 

1-       اطلاع­ رسانی به دوستان هم­ دانشگاهی باید گسترده ­تر انجام می­شد.

2-       همراه داشتن مکانیاب(GPS) و قطب نما برای این برنامه امری اجتناب ناپذیر می­باشد.

3-       علی­رغم تاکید سرپرست به حضور به موقع در ترمینال، یکی از اعضا با تاخیر زیادی به جمع پیوست.

4-       استفاده نکردن سرپرست از تمام اعضای تیم برای برف کوبی.

5-       در نظر نگرفتن خستگی تیم و تاثیر آن در کاهش سرعت تیم.

6-       همراه داشتن وسایل غیر ضروری در کوله حمله و ترک آن در نقطه­ ای از مسیر.

7-       جدا کردن تیم به دو دسته، به منظور صعود قله جام.

8-       همراه نداشتن بعضی وسایلی که سرپرست روی آنها تاکید داشته است! مانند: روکش دستکش.

9-       امتناع از بیان وضعیت یخ­ زدگی دست، توسط فرد آسیب دیده و گرم کردن آن روی شعله مستقیم!

آرش: گرم كردن دست با شعله مستقيم(خشك) همواره كار خطايي نيست اگر چه ممكنه تو كلاس كارآموزي به شما چيز ديگه اي ياد بدهند!

میثم: البته با مراجعه به متون پزشکی کوهستان، مانند کتاب سرمازدگی قاتل خاموش از دکتر فرید عباسی و مروري بر مقالات علمي و منابع پزشكي بر سرمازدگی، نوشته دكتر علي اكبر بيگي، دكتر حسين طاهري، دكتر حافظ قاهري، دكتر سياوش صحت به نتایجی می رسید که قضاوت آن بر عهده خواننده خواهد بود!

 

 

پیشنهادات برای اجرای برنامه:

1-       در صورتیکه تمایل دارید در فصل تابستان به قله زیبای سهند صعود کنید، کارتان تا حد زیادی بی مشکل خواهد بود، چرا که تا پناهگاه را می­توان با ماشین طی کرد. اما قضیه در زمستان اندکی متفاوت است. سرمای هوا، عمق زیاد برف و برفکوبی خسته کننده، احیانا وجود حیوانات درنده مانند گرگ، دوری از آبادی یا نقطه­ ای برای امدادرسانی و کم تردد بودن مسیر از نظر کوهنوردی، نمونه­ هایی از مشکلات پیش­روی این صعود است.

2-       قبل از اقدام به صعود، کلید پناهگاه را از مسئولین کوهنوردی مراغه بگیرید، زیرا معمولا قفل می باشد.

3-       حتما به همراه خود مکانیاب(GPS) و قطبنما و نقشه داشته باشید تا در صورت کولاک و مه، پناهگاه را بیابید.

4-       تمام طول مسیر تحت پوشش آنتن تلفن همراه می­باشد.

5-       اگر به منطقه آشنایی ندارید حتما با راهنما مبادرت به پیمایش مسیر کنید.

6-       حتی در پناهگاه هم احتیاج به کیسه خواب مناسب دارید.

7-       پوشاک مناسب و کافی برای تک تک اعضای تیم ضروری است: چه در تابستان و چه در زمستان. شاهد بودیم که در این برنامه دست یکی از دوستان دچار مشکل شد و این مساله ناشی از فداکاری آرش در دادن دستکش به همنورد دیگری بود.

 

پ.ن:

·          برای گرفتن اطلاعات بیشتر درمورد سهند بخوانید: http://www.autclimbing.blogfa.com/post-26.aspx

·          توضیحات ابتدایی در مورد قله سهند بر گرفته از سایت www.hamtanab.com  می باشد.

·          این گزارش خالی از اشکال نبوده لذا از دوستانی که ایرادی را به این گزارش وارد می دانند تقاضا می شود، جهت تصحیح خطای احتمالی با ایمیل زیر مکاتبه نمایند.

Meisam.Razmara@gmail.com

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 خرداد1388ساعت 19:58  توسط   |