|
|
|
|
|
يادداشتي بر برنامه « قله سهند – روستاي ليقوان 24-22/4/84» اينجانب منصور احمدي «سرپرست برنامه» ضمن تشکر از ليلا عزيزي که اين گزارش را تهيه کرد،لازم مي دانم نکاتي را – که بدليل نبودن ايشان در کادر سرپرستي برنامه – در گزارش نيامده بيان کنم: 1- تقسيم کل تيم به چند تيم کوچکتر فقط براي کوپه هاي قطار و تدارکات غذايي بود و در هنگام حرکت، کل تيم – بدون نظم خاصي – با هم حرکت مي کردند. بديهي است مسئوليت انتخاب چنين روشي فقط بر عهده شخص سرپرست – خودم – بود که البته همانطور که مي توان معايب زيادي براي آن برشمرد مزاياي زيادي نيز در بر داشت ، با اين وجود اعتراف مي کنم که برنامه نه بصورت نظامي اما بايد منظم تر اجرا مي شد. 2- در چند جاي مسير – هم در روز اول و هم در روز دوم – بدليل ريتم کند برخي از نفرات ،تيم اصلي به دو تيم تبديل شد – تيم دوم گاهي در جلوي تيم اصلي و گاهي در عقب تيم اصلي حرکت مي کرد – که هميشه سرپرستي تيم دوم با مهين شمسي خاني بود. 3- يکي از انتقاداتي که اکثر افراد مطرح کردند ارائه نشدن اطلاعات دقيق در مورد زمانبندي برنامه در جلسه توجيهي بود. در اين مورد بايد بگويم که 1- خودم نيز به عنوان راهنما تخمين دقيقي از زمانبندي برنامه در خاطرم نبود. 2- اگر انتظار داريم در يک برنامه کوهنوردي همه چيز مشخص و ثابت باشد و عناصر کوه و طبيعت – که هميشه در تغيير هستند - و خطاي انسان را ناديده بگيريم و براي وقايع از قبل پيش بيني نشده آماده نباشيم ، بهتر است در تورهاي سياحتي شرکت کنيم تا برنامه هاي کوهنوردي. با اين وجود اعتراف مي کنم که بايد اطلاعات دقيق تري از وضعيت منطقه به افراد داده مي شد. 4- اعتراف مي کنم که کمکهاي اوليه و وسايل امداد نجات برنامه در حد ابتدايي بود. 5-در اين جا لازم مي دانم از دوستان عزيزم – محسن انواري و رضا لطفيان – که در طول برنامه – در حالي که من مسئوليت جلوداري ، تشخيص مسير و تنظيم سرعت تيم را برعهده داشتم - وظيفه عقب داري ، هماهنگي و اداره تيم را بخوبي انجام دادند و در برپايی کمپ کمک زيادي کردند – تشکر نمايم و اعتراف کنم که بدون وجود آنها اجراي اين برنامه به اين صورت ، امکان پذير نبود. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 28 مرداد1384ساعت 20:1 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||
|
قيرخ بولاغ ليقوان سهند 3600 متر جام 3650 متر عشاير كمال دميرلي چشمه چشمه صعود فرود كفي صعود فرود گردنه قوچ گلي داغ ( محل شب ماني) ارتفاع 3000 متر گردنه ( باغهاي ليقوان پديدار شدند) سهند ناپديد شد. صعود آب گرم تراورس گذر از باغهاي ليقوان جاده دشت بايندر شمال چشمه
چهارشنبه 84/4/22 ساعت 20:25 با قطار تهران- مراغه به حركت درآمديم. هنگام سوارشدن به قطار مسئول كنترل بليط بر خلاف انتظارمان شروع به تطبيق اسامي بليط ها با كارتهاي شناسايي كرد. بليط ها يک هفته قبل خريداري شده بود و تا روز برنامه تعدادي انصراف داده و افراد ليست ذخيره جايگزين شده بودند ، اين موضوع باعث شد كه مسئول كنترل بليط از ورودمان به قسمت سكوي حركت جلوگيري كند. خلاصه بعد از كلي خواهش در حاليكه چند دقيقه بيشتر به حركت قطار نمانده بود سوار شديم. چشمتان روز بد نبيند از واگنی که سوار شديم تا واگن خودمان كلي فاصله بود و ما يك پيش برنامه درست و حسابي در راهروهاي قطار - عرق ريزان - اجرا كرديم. فاصله مراغه تا تهران تقريبا 700 كيلومتر است. هر تيم در يك كوپه مستقر شد ، سرپرستان بارهاي عمومي را تقسيم كردند و افراد مشغول خوردن شام شدند.حدود ساعت 10:30 قطار20 دقيقه براي نماز توقف كرد. توقف بعدي 5 صبح براي نماز صبح بود و ساعت 7 هم بيدار باش براي خوردن صبحانه و جمع كردن پتوها. ساعت 8:50 به مراغه رسيديم. در آنجا ساجد ساداتي( از اعضای فعال انجمن و دانشجوي ورودي 83 هوافضا پلي تکنيک تهران) و احمد رسول وند(دانشجوي روانشناسي دانشگاه تبريز) به استقبالمان آمدند.آنها دو دستگاه مينی بوس برای رسيدنمان به پای صعود هماهنگ کرده بودند. از ايستگاه راه آهن تا چشمه قئخ بولاغ 2 ساعت راه بود. ما ساعت 11:30 به آنجا رسيديم - چشمه اي كه براي ساكنين آنجا مقدس است و مكاني جهت اسكان بازديد كنندگان دارد . - جلسه معارفه صورت گرفت. چون مسير قله آب نداشت و بعد از قله هم تا 2 ساعت آب نداشتيم، بطريهاي خالي و نيمه پر از آب پر شد. جلودار مهين شمسي خاني تعيين شد و عقب دار محسن انواري. ساعت 12حركت كرديم. حركت به صورت«1 ساعت کوهپيمايی - 10 دقيقه استراحت» برنامه ريزي شده بود. براي رسيدن به قله - همانطور كه در شكل مشخص شده است - دو مسير وجود دارد: مسير اول با شيب ملايم از روي قله جام ما را به قله سهند مي رساند و مسير دوم با شيب تند، مستقيما به قله سهند می رسيد كه ما مسير دوم را انتخاب كرديم و ساعت 15:30 روي قله بوديم. سرود « ای ايران» را خوانديم، عكس گرفتيم، ناهار خورديم و ساعت 17 به سمت دشت بايندر و گردنه قوچ گلي داغ حركت كرديم.در راه انواع و اقسام گياهان كوهي را ديديم . شقايق، شكر توقار ( ساقه شيرين دارد)، ريش بابا( شبيه گل پنبه است)، نعنا، پونه، ميخك مينياتوري، آويشن، كاكوتي و خشخاش. از قله بر روي يك يال سنگلاخي با شيب ملايم سرازير شديم. ساعت 19 به رودخانه و چادرهاي عشاير رسيديم. آنها برايمان ماست آوردند و مانند هميشه از ما دارو و كرم ضد آفتاب مي خواستند. بطريهايمان را پر کرديم و در دشت بايندر به حركت ادامه داديم. در سمت چپ مسيرمان آنسوي رودخانه چند چادر عشاير نشين بود كه اسب، گوسفند و شتر نگهداري مي كردند. ساعت 21 به دوراهی رسيديم.مسير سمت راست که از جلوي يك گوسفند سراي بزرگ و از کنار رودخانه رد می شد ما را به گردنه قوچ گلي داغ مي رساند و سمت چپ به دره ديگري مي رفت. ما براي اينكه از برنامه زمانبندی شده عقب نباشيم بايد حداقل تا روي گردنه مي رفتيم. ساعت حدود 11 در حاليكه تيم خيلي خسته بود بنا به صلاحديد سرپرست ،افراد به دو گروه تقسيم شدند. گروه اول چادرها و کوله های گروه دوم را گرفتند تا زودتر خود را به گردنه رسانده و چادرها را برپا کنند وگروه دوم هم پس از يک استراحت کوتاه ،آهسته به مسير ادامه دادند. گروه اول ساعت 11:45و گروه دوم24:30 به گردنه رسيد.بعد از اسکان همه نفرات ، محسن انواری بطريهاي خالي را جمع آوري کرد و بهمراه منصوراحمدی و رضا لطفيان به سوي چشمه اي كه پايين گردنه بود رفتند تا آب بياورند، بقيه هم به خوردن شام مشغول شدند و بعد از خوردن شام خوابيدند. ساعت 6 بيدارباش بود و بنا به تشخيص سرپرست قرار شد تا بالا آمدن كامل خورشيد به مسير ادامه دهيم و در جاي مناسبي صبحانه بخوريم. ساعت 6:45 حرکت کرديم و ساعت 7:30 كنار چشمه اي بوديم كه بچه ها شب قبل از آنجا آب آورده بودند. آب برداشتيم و خود را به گردنه دوم رسانديم.بعد ازگردنه باغهاي ليقوان پديدار شدند.از ساعت 8 تا 9:15كنار رودخانه برای صبحانه توقف داشتيم.ساعت 12:30 به چشمه آب گرم ليقوان رسيديم. بعد از آن به سمت ديگر رودخانه رفتيم و در مسيري بسيار زيبا و سرسبز به حركت ادامه داديم. عده زيادي براي تفريح به آنجا آمده بودند. دختران روستايي مشغول شستن لباس در آب رودخانه بودند و عده اي هم مشغول چيدن گلهاي محمدي ( گلبرگهای اين گل براي گلاب ، عطر، مربا ، تزئين ماست و معطر كردن دوغ استفاده مي شود). ساعت 16 به ليقوان رسيديم . به كنار مسجد روستا رفتيم ، بچه ها لباسهايشان را تعويض کردند و نماز خواندند. ساعت 17:30 سوار اتوبوسی - که از قبل هماهنگ شده بود - شديم و به سمت تبريز حركت کرديم. بچه ها از ليقوان ماست و دوغ خريده بودند و تا تبريز به خوردن ماست و دوغ مشغول شدند. ساعت 18:40 در ايستگاه راه آهن تبريز بوديم. به دليل كمبود وقت تصميم گرفتيم ناهار و شام يكي شود و در قطار بخوريم. ساعت 19:30 قطار به سمت تهران حركت كرد. جلسه انتقاد و پيشنهاد كوپه به كوپه و توسط منصور احمدي صورت گرفت. قطار ساعت 10:30 براي نماز توقف كرد. صبح بعد از بلند شدن از خواب و خوردن صبحانه ساعت 8:35 در حاليكه كرج را رد كرده بوديم ناگهان صدايي شنيديم. متوجه شديم كه واگن آخر قطار از ريل خارج شده است. قطار توقف كرد و مسافرين كوپه آخر به بقيه كوپه ها منتقل شدند و واگن آخر از قطار جدا شد و قطار ساعت 9:5 به حركت خود ادامه داد و بالاخره ساعت 9:35 در ايستگاه تهران بوديم. نويسنده گزارش : ليلا عزيزي همتي بازبينی و ويرايش : منصور احمدی |
||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 مرداد1384ساعت 18:18 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
يادداشتي بر برنامه «صعود به قله دماوند- يال غربي 14و13/5/84» در اين برنامه : 1- از 42 نفر افراد شرکت کننده 33 نفر موفق به صعود شدند يا به زبان رياضي نسبت صعود کنندگان به کل تيم برابر بود با 8/0 2- سازماندهي تيم به روش کاملا حرفه اي - تيمهايي جدا بهمراه سرپرستاني با اختيار تام – انجام شد. 3- براي اولين بار در برنامه هاي چند ساله اخير انجمن : - تمام راهکارها و وسايل امداد نجات پيش بيني شده بود. - يک بروشور با مطالبي کاملا مفيد براي برنامه تهيه شد. - يک برنامه در تابستان با اين تعداد نفرات برگزار گرديد. 4- برای اولين بار در تاريخ انجمن : - در قالب يک تيم و بر روي يک مسير 42 نفر براي صعود دماوند اقدام کردند. 5- با برگزاري اين برنامه : - انجمن نشان داد که نفرات با تجربه کافي براي برگزاري برنامه هاي بزرگ دارد و به خوبي از عهده چنين برنامه هايي برمي آيد. - انجمن گامي بزرگ در جهت جذب کوهنوردان دانشگاه – که قبلا در برنامه هاي انجمن شرکت نمي کردند – برداشت. 6- و بالاخره اينکه: هيئت رييسه وظيفه خود مي داند از زحمات شبانه روزي «محسن انواري» - که در دومين سرپرستي خود به چنين موفقيتي دست يافت و بدون او اين برنامه به اين صورت قابل اجرا نبود – صميمانه تشکر نمايد. «منصور احمدي – سرپرست انجمن- 24/5/84» |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد1384ساعت 1:32 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
دماوند
يال غربي – پناهگاه سيمرغ
نيم نگاه بزرگترين آتشفشان ايران و خاورميانه، دماوند، نگهبان هميشگي اين مرز و بوم، سربرآورده از عمق البرز، از يکسو چشم به جنگل هاي سبز مازندران دارد و از سويي ديگر نظاره گر کوير بزرگ ايران است. قله دماوند با ارتفاع 5671 متر (18606 پا) و با مختصات جغرافيايي´35.46 شمالي و ´52.6 شرقي، در استان مازندران و 66 کيلومتري تهران قرار دارد. اين کوه فقط از يک سمت خود يعني يال بزرگ شمال غربي به ساير قلل البرز مرکزي از جمله دو خواهرون متصل است. اين ارتفاع در کناره شمالي دره هراز در منطقه لاريجان واقع شده و حالت مخروطي و مدور آن باعث پديد آمدن يال هاي مختلف در جهات خاص جغرافيايي آن گشته است: شمالي - جنوبي - شرقي - غربي - شمال غربي - شمال شرقي - جنوب غربي - جنوب شرقي شمال شمال غربي - جنوب شمال غربي - شمال شمال شرقي - جنوب شمال شرقي - شمال جنوب شرقي - جنوب جنوب شرقي - شمال جنوب غربي - جنوب جنوب غربي دماوند داراي يخچال هاي متعددي است که دورتادور آن را پوشانده اند. از جمله مي توان از يخچال هاي سيوله، دوبي سل، عروسک ها، شمال غربي، جنوب شرق و غربي و بالاخره يخچال بزرگ يخارشرق را نام برد. تنها رودخانه هايي که از دماوند سرچشمه مي گيرند دليچاي در غرب و تلخ رود در شرق و هراز در جنوب است. قله دماوند داراي چندين پناهگاه و جانپناه است که عبارتند از: پناهگاه بزرگ غربي موسوم به سيمرغ بر روي يال ورارو در ارتفاع 4150 متر، بارگاه جنوبي در ارتفاع 4200 متر پناهگاه مرتفع تخت فريدون در ارتفاع 4400 متر بر روي يال شمال شرقي و دو جانپناه 4000 و 5000 بر روي يال شمالي قله. آبادي هاي پيرامون کم تعداد و مرتفع هستند و به ترتيب در شمال رزان و حاجي دلا و ميان ده و ناندل، در شرق آبادي هاي تينه و کُرف، در جنوب شرقي بخش هاي گزانه، گزنگ، آبگرم لاريجان و اميرآباد و بالاخره در جنوب آن بخش هاي رينه و پلور قرار گرفته اند و در ضلع غربي قله، دشت وسيع لار و گردنه سرداغ قرار دارد. اولين صعود مستند به دماوند توسط آقاي تامسن در سال 1836 صورت گرفته و نخستين صعود ايراني درسال 1857 انجام شده که تيم سرهنگ محمد صادق خان قاجار ارتفاع قله را 6613 ذرع تعيين کرد. مسير صعود و زمان بندي برنامه در اين برنامه قصد داريم بام ايران را از يال غربي صعود کنيم. بدين منظور پنجشنبه13/5/84 ساعت 7:30 از درب رشت حرکت کرده و تهران را به قصد پلور ترک مي کنيم که در حدود ساعت 11 آنجا خواهيم بود. از پلور با نيسان عازم غرب دماوند و دشت ورارو مي شويم و پس از عبور از جاده تاسيسات سد لار ، مسيري ناهموار به طول تقريبي 30 کيلومتر را طي کرده و در حدود ساعت 13:30 به محلي موسوم به پارکينگ -که در ارتفاع 3500 متري قرار گرفته و مبدأ صعود ماست- مي رسيم. از نيسان پياده شده و پس از خوردن ناهار - ساعت 14:30- مسير پاکوبي را به سمت قله آغاز مي کنيم و پس از 3 ساعت کوهپيمايي ساده، البته با کوله هاي سنگين، به پناهگاه بزرگ سيمرغ در ارتفاع 4150 متر مي رسيم. اين جا مکان اقامت ما براي گذراندن شب است، چادرهاي خود را کنار پناهگاه برپا مي کنيم. در کنار اين پناهگاه آبي که از ذوب برفچال حاصل مي شود در دسترس است. صبح جمعه پس از خوردن صبحانه ساعت 5:00 حرکت خود را با کوله هاي حمله به سمت قله آغاز مي کنيم. هر شخص بايد همراه خود پوشاک گرم (پلار)، کاپشن و شلوار بادگير، دستکش و روکش، کلاه، بطري آب (به همراه آب ميوه) و مواد قندي و انرژي زا (بيسکويت و شکلات) داشته باشد. اگر هوا ياري دهد صعود به قله حدود 6 ساعت طول خواهد کشيد. پس از خواندن سرود و گرفتن عکس و ... بر روي قله، به سمت پايين حرکت کرده ، به پناهگاه مي رسيم و پس از جمع کردن چادرها ساعت 15:30 به سمت پارکينگ حرکت مي کنيم. سپس با نيسان به سمت پلور رفته و از آنجا نيز با ميني بوس ها به سمت تهران مي رويم که پيش بيني مي شود حدود ساعت 22:00 تهران باشيم.
برنامه غذايي پيشنهادي هر فرد بايد 2 وعده ناهار، 1 وعده شام و 1 وعده صبحانه به همراه تنقلات و نوشيدني به مقدار کافي همراه خود داشته باشد. ما برنامه غذايي زير را پيشنهاد مي کنيم: ناهار پنج شنبه : کوکوسيب زميني + گوجه فرنگي(يا سس گوجه فرنگي) (وقت کافي براي گرم کردن غذا نداريم) شام پنج شنبه : استانبولي پلو يا سوپ (پودرآماده سوپ + کره + نمک + «مرغ پخته شده،خرد شده،خشک شده،فريز شده»يا « هويج و سيب زميني پخته شده،خرد شده» يا «کنسرو سبزيجات» يا «کنسرو عدس» يا « مائده مرغ» ) در ضمن هر قابلمه کوچک –که محتوي يک بسته پودرسوپ است – براي 5 نفر مناسب است. صبحانه جمعه : بسته به مزاجتان مي توانيد از بين گزينه هاي زير انتخاب کنيد: پنير + 1- خرما يا 2 - شکلات صبحانه يا 3 – عسل يا 4 - مربا يا 5 – حلوا ارده يزد ( حلواشکري عقاب بدليل خشک بودن و نداشتن مواد غذايي کافي توصيه نمي شود) چند نکته: 1- مربا و عسل و شکلات صبحانه را در ظرف غير شيشه اي با در محکم بريزيد. 2 –گزينه «پنير+خرما» کمي خشک است اما نسبت به بقيه طبيعي تر است.3-کره در برنامه قرار ندارد چون «طعم و هضم آن در ارتفاع اذيت مي کند»و«حمل آن بدليل گرمي هوا مشکل است»4- «هر پنير500گرمي براي 10 نفر» « هر پنير خامه اي يا شکلات صبحانه کوچک براي 2 نفر» « هر شيشه مربا يا عسل يا شکلات صبحانه براي 4 نفر» « هر حلوا ارده 500گرمي براي 10 نفر » « هر جعبه خرما –در صورتي که فقط براي صبحانه باشد 15 نفر و درصورتي که براي تنقلات برنامه هم باشد تقريبا 5 نفر» ناهار جمعه :بدليل اينکه تيم در زمان ناهار درحال صعود يا فرود است و –علاوه براينکه کوله هاي حمله نبايد سنگين باشند – اصولا فراغت از « اثرات و آب و هواي متغير» ارتفاع و برگشت به کمپ از هر کاري واجب تر است، دوستان از تنقلات و ميوه اي که همراه دارند استفاده کنند. تنقلات:« انجير يا توت خشک يا کشمش يا خرماي زاهدي يا خرماي پيارم »+«مغز بادام يا گردو» (در کل 300 گرم و براي بعد از ظهر روز اول) ميوه: سيب – هلو – زرد آلو نوشيدني : چايي(حتماteabag ) + شربت ( ماده مطبوع کننده و انرژي زا «مثلا سن ايچ يا پودر مخلوط (خاکشير + شکر) يا شربت غليظ خانگي» +آب) + آب مواد غذايي هنگام صعود قله :2 تا بيسکويت («کرم قهوه يا کرم کاکائويي گرجي» يا کرم کاکائويي سلامت يا Hibye يا ساقه طلايي ) + [ميوه + رطب يا خرما ] (مقدارشان با توجه به وزن کوله و مزاجتان) + [ آب + شربت + «در صورت داشتن فلاسک»چايي] ( در مجموع حداقل 5/2 ليتر) چند نکته : 1- در روز صعود از تنقلات استفاده نکنيد چون باعث تشنگي مي شود. 2- بيسکويت ساقه طلايي کمي خشک است اما مواد غذايي بيشتري دارد و سيرکننده تر است.3-درفاصله 3 ساعته کوله کشي روز اول- با توجه به صرف ناهار قبل از حرکت- استفاده از ميوه ها و نوشيدني –بيشتر هم به سبب رفع تشنگي- کفايت مي کند. 4 – تنقلات را در بعد از ظهر روز اول و در فاصله کمپينگ تا شام بخوريد. وسايل مورد نياز هر شخص علاوه بر وسايل گروهي که بين افراد تقسيم مي شود لازم است وسايل زير را همراه خود داشته باشد: کوله بزرگ، کوله حمله،کفش سبک کوهپيمايي (ترکينگ)، جوراب پشمي، کاپشن و شلوار گرم (پلار)، کاپشن و شلوار بادگير، دستکش و روکش، کلاه يا پيشاني بند، عينک ضد اشعه UV، باتوم، کيسه خواب، زيرانداز، چراغ قوه و وسايل شخصي (بشقاب، قاشق، مسواک، کرم ضدآفتاب و ...) کوه گرفتگي و اثرات ارتفاع تعريف کوه گرفتگي: حالتي که در اثر افزايش ارتفاع و فعاليت شديد بدني در شخص به وجود مي آيد. مهمترين علائم کوه گرفتگي عبارتند از: 1- از دست دادن اشتها 2- افزايش غير طبيعي ضربان قلب و دم و بازدم 3- تنگي نفس 4- اختلال در سيستم گوارشي 5- سردرد شديد 6- قرمز شدن چشم ها 7- عدم تمرکز حواس 8-کاهش بينايي و شنوايي 9- تنفس شين ستوکي (chyne-stoke) که علامت ارتفاع زدگي حاد است؛ تنفس به يکباره شديد شده و بعد از چند ثانيه به حالت اول برميگردد. اثرات ارتفاع: تاثيرات ناشي از ارتفاع بر بدن را مي شود در دو گروه تقسيم کرد: ١- اثرات ناشي از کمبود اکسيژن ٢- اثرات ناشي از سوخت و ساز غير طبيعي و به هم خوردن تعادل اسيد و باز بدن اثرات ناشي از کمبود اکسيژن: ۱- ادم (edema) يا خيز ريوي: ادم ريوي ناشي از تجمع غير طبيعي مايعات بين بافت هاي ريه است. کاهش اکسيژن از يک طرف و نياز بيشتر بدن به اکسيژن از طرف ديگه باعث افزايش حجم خون داخل مويرگ ها و همچنين افزايش فشار خون مي شود. در نتيجه فشار خون داخل حباب هاي ريوي به شدت افزايش پيدا کرده و آب به بيرون از حباب هاي ريوي نشت کرده و در فضاي بين بافت ها جمع مي شود. انواع ادم ريوي: الف: ادم ريوي حاد: در ارتفاعات بيشتر از 4000 (۱) متر بروز ميکند و اولين علائم آن 6 تا 36 ساعت بعد نمودار خواهد شد. علائم آن : 1- سرفه خشک 2- تنگي نفس حتي هنگام استراحت 3- فشار بر قفسه سينه و در مراحل بعدي تب خفيف، خونريزي ريه و بهت زدگي مي باشد.
ب: ادم فوق حاد: در ارتفاعات بيشتر از 5500 متر بروز ميکند. علائم آن شبيه ادم حاد، ولي شديد تر است. کم آبي بدن و خارش پوست علائم بعدي ادم فوق حاد هستند.
ج: ادم مزمن: خاص افراد مقيم کوهستان است که مدت زيادي در ارتفاعات بالا زندگي مي کنند. افسردگي و چاق شدن انگشتان از علائم ادم مزمن هستند. ٢- ادم مغزي: ادم مغزي حاصل جمع شدن آب بين بافت ها و نسوج مغز است و مانند ادم ريوي نتيجه فشار بالاي خون در داخل مويرگ هاي مغزي ميباشد. افزايش فشار خون مويرگ ها همچنين باعث پاره شدن مويرگ هاي چشمي ميشود. مجموع اين اثرات باعث کاهش هوشياري، اغما و حتي در نهايت منجر به مرگ مي شود..
برگرفته از www.noptse.persianblog.com منابع: |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد1384ساعت 1:25 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
دماوند - غربی تاريخ : 13 و 14 مرداد 84 سرپرست : محسن انواری راهنما و مسئول فنی : حسين سرافراز مسئول مالی و تدارکات : منصور احمدی قبل از برنامه : پس از صحبت هايی که شد بالاخره قرار شد برنامه به صورت مشترک و به سرپرستی يک نفر برگزار شه . تا قبل از اون می دونستم که حداقل سرپرست پسرها هستم. بنابراين بروشور رو آماده کرده بودم که قسمت برنامه غذاييش با منصور بود . البته برای چاپشون هم منصور خيلی کمک کرد . با توجه به اين که تعداد زيادي توی پيش برنامه - شب مانی بر لزون پسرها و توچال شهرستانک دخترها - شرکت کرده بودن , تصميم گرفته بودم برای سازماندهی بهتر برنامه , تيم رو چند قسمت کنم و سرپرستی هر تيم رو به يکی از بچه ها بسپارم که اين کار به بعد از جلسه ثبت نام موکول می شد . جلسه توجيهی و ثبت نام يکشنبه 9/5/84 تشکيل شد و نزديک به 45 نفر ثبت نام کردند . 5 نفر از بچه ها رو که کنار می گذاشتم – خودم و حسين که راهنما بود و منصور که عقب دار کل تيم بود و رضا لطفيان و شاهين مقيمی هم قرار بود بين تيم ها حرکت کنند و اگر مشکلی بود به من بگن – 40 نفر می موندن , که به چهار تيم 10 نفره تقسيمشون کردم و سرپرست ها مرتضی گنجايی , وجيهه دخيلی , وحيد مقصودی و ميثم افشاری تعيين شدن . تا سه شنبه چند نفر لغو کردن و چند نفر اضافه شدن و در نهايت تيم 41 نفره شد (البته يک نفر توی ليست بود که صبح برنامه لغو کرد). بنابراين تيم رو سه قسمت کردم (چون بيشتراعضای تيم خانم دخيلی لغو کرده بودن اين تيم رو بين سه تيم ديگه پخش کردم) , به ترتيب زير: تيم 1 سرپرست : مرتضی گنجايي افراد : علي اصلانی , منيره , آرش بهشادفر , سينا حامدنی , ياشار داوودی , وجيهه دخيلی , محمد عباسی , نجيمه عباسي , مريم عليخاني , مهتاب قمقامی , مريم ملکی تيم 2 سرپرست : وحيد مقصودی افراد : سهنداسحاقی , علی بي نظير , علی پاشايي , سعيد پورباقری, حميدرضا تيموری, ميرعلی حسينی , فرهاد عزيزپور , سعيد غفاری , رضا محمدی , داوود مرادی سرشت , اصغر نژادنجف , حسام نوريان تيم 3 سرپرست : ميثم افشاری افراد : سعيد بهجو , علي حيدری , وحيد ذوقی , احمد رسولوند , حميدرضا زابلی , ساجد ساداتی , ابراهيم صالحی , مهدی صالحی , امير صفاری , حسين صلواتی خوش قلب موارد لازم رو با سرپرستا هماهنگ مي کردم , اونا هم با اعضای تيمشون . روز سه شنبه بچه ها اومدن و وسايل گرفتن . وسايل عمومی هم بين بچه ها تقسيم شد . به اين شکل که يک چادر Rainho 200 به مرتضی , يکی هم به ميثم و يک Tay به وحيد دادم تا بين تيمشون تقسيم کنن . خودم هم يک Rainho 300 برداشتم که بين شاهين و رضا تقسيم کردم . وسايل فنی رو هم که از حسين پرسيده بودم به اين شکل تقسيم کردم : حسين يک طنابچه و کلنگ , منصور يک طنابچه و سه تا اسلينگ و قرار شد از پناهگاه به بالا يک کيسه خواب که براي حمل مجروح لازمه بياره , خودم يک طنابچه و سه تا کارابين پيچ و کلنگ , شاهين يک طنابچه و کلنگ و آتل , رضا جعبه کمک های اوليه و ميثم و وحيد هم يک طنابچه . البته بيشتر اين وسايل رو سه شنبه با خودمون به خوابگاه برديم و صبح برنامه تقسيم کردم که اين يکی از مشکلات بود . برای 41 نفر لازم بود سه تا ماشين تهيه شه که 2 تاشو دانشگاه قبول کرده بود و ما هم27 تا دانشجو بوديم . مي موندن 14 تا ميهمان که يک مينی بوس از آژانس گرفتيم . گرفتن ماشين ها هم با منصور بود . اين سه تا مينی بوس تا پلور ميومدن و از اونجا تا چاک اسکندر رو بايد با سه تا نيسان مي رفتيم که اون رو هم تلفنی هماهنگ کردم که البته سر قرار حاضر نشد . برنامه : پنج شنبه صبح - تا ساعت 7:30 به جز دو نفر , همه بچه ها جلوی درب رشت حاضر بودن . سرپرست ها وسايل بچه ها رو چک کردن , بچه ها هم بطری های آبشون رو پر کردن . اون دو نفر هم اومدن و بالاخره ساعت 8:05 راه افتاديم . يکی از مينی بوس ها دو جا وسط راه به خاطر شکستن پايه رادياتورش توقف داشت . ساعت 10:40 به امامزاده هاشم رسيديم . يک توقف 15 دقيقه ای داشتيم تا بچه ها ميوه بخرند و آب بردارند و ... . مينی بوس سوم هم که از آژانس گرفته بوديم با تاخير رسيد . چون مدارکش کامل نبود پليس جريمه اش کرده بود . ساعت 11 به پلور رسيديم . نيسانی که باهاش قرار داشتيم نيومده بود ولی خوشبختانه چند تا ماشين اونجا بود . بعد از چونه زدن با راننده ها بر سر قيمت , به توافق رسيديم که هر ماشين 70 هزار تومان برای رفت و برگشت بگيره . ساعت 11:30 با دو نيسان و يک لند کروز راه افتاديم . ساعت 12:45به پارکينگ (چاک اسکندر) رسيديم . يک ساعت برای نهار وقت دادم .
ساعت 1:49 تيم اول به سرپرستی مرتضی راه افتاد , بعدش تيم دو به سرپرستی وحيد و تيم سه به سرپرستی ميثم . راهنما حسين بود , عقب دار کل منصور و شاهين و رضا هم بين تيم ها حرکت می کردن . يک ساعت حرکت مي کرديم و 10 دقيقه استراحت . استراحت اول که تموم شد تيم دو و سه رو زودتر فرستادم چون تيم يک کند حرکت مي کرد . توی راه از 2 نفر که از سيمرغ ميومدن وضعيت بالا رو پرسيدم و خيالم بابت جای کمپينگ راحت شد . اولين تيم 4:25 و تيم آخر هم 4:55 به پناهگاه سيمرغ رسيد . ارتفاع سنج , ارتفاع رو 4080 نشون می داد که 100 متر کمتر از مقدار واقعيش بود. پناهگاه تقريبا پر بود ولی بيرون پناهگاه هيچ چادری نبود و جا برای چادر زدن زياد . چادرها رو برپا کرديم . يک تيم که از قله برگشته بود پناهگاه رو ترک کرد. بنابراين 9 نفر داخل پناهگاه رفتن و 27 نفر هم توی چادرها . 5 نفر هم بيرون مي خوابيدند . بعد از يک و نيم ساعت 20 نفر آماده شدن تا برای هم هوايي و فعاليت توی ارتفاع يک ساعت بالا بريم . تا ساعت 7:40 بالا رفتيم . ارتفاع سنج نشون مي داد که 260 متر بالا اومديم . هوا داشت سرد و تاريک می شد . بنابراين ترجيح دادم بالاتر نريم . بعد از ده دقيقه استراحت برگشتيم . بچه ها شام مفصلی خوردن . ساعت 11 همه خوابيده بودن . ساعت 4:30 قرار بيدارباش بود . ساعت 4 صبح ما 5 نفر بيدار شديم و تا ساعت 4:30 سرپرستا اعضاشون رو بيدار کردن . بعد از صبحونه همه حاضر شدن به جز دونفر که از شب قبل نيومدنش مسجل شده بود . يکيشون سردرد شديد داشت و يکي ديگه هم کف کفشش در رفته بود . يک خانم و آقا هم که روز قبل تلاششون برای صعود قله بي نتيجه مونده بود خواستن با ما بيان که من موافقت کردم . بنابراين ساعت 6:10 با 41 نفر راه افتاديم . برعکس روز قبل ترجيح دادم همه تيم با هم حرکت کنن . هوا صاف بود با باد ملايم , دماسنج هم دمای 2 درجه بالای صفر رو نشون می داد.
12:40 آخرين نفر از قله سرازير شد و خودم هم بعد از يک گشت دور قله و اطمينان از اينکه کسي يا چيزی روی قله نيست 12:45 راه افتادم . چون يکی از نيسان ها گفته بود تا ساعت پنج بيشتر وای نميسه بنابراين بايد 14 نفر تا اون موقع به پارکينگ مي رسيدن . وقتي ديدم بچه ها به خاطر شن اسکی بدی که بود خيلی کند پايين ميرن تصميم گرفتم عقب تيم رو به مرتضی و منصور بسپارم و خودم سريع پايين برم تا چادرها جمع شه و 14 نفر اولی که می رسن رو پايين بفرستم . اشتباهم اينجا بود که آتل و جعبه کمک های اوليه رو به عقب دار نسپردم ! آخرين نفر 3:45 رسيد و همون موقع تيم 14 نفره به سمت پايين حرکت کردن که به نيسان رسيدند و 5:10 راه افتادن . تا ساعت 4:45 ساير اعضای تيم ازسيمرغ راه افتادن و ماشين دوم هم 6:10 راه افتاد و ماشين سوم هم به خاطر خرابي ماشين و توقفی که در راه داشت 8:00 به پلور رسيد . از سه مينی بوسی که قرار بود ساعت 7 پلور باشند فقط يکيشون اومده بود و دوتای ديگه به خاطر يک طرفه شدن مسير از رودهن نتونسته بودن و ساعت 11 آزاد می شدن. 16 نفر با يک مينی بوس به تهران رفتن که 11:30 به در خوابگاه رسيده بودن . 13 نفر هم با آژانس رفتند و 12 نفر باقيمانده تا 10:45 پلور موندن و با مينی بوس ديگه به تهران اومدن و ساعت 1:15 بامداد به دانشگاه رسيدن . در آخر جاداره از همه بچه های تيم به خاطر صبر و حوصله ای که خرج دادن , مخصوصا از سرپرست ها و مسئولين تيم که بدون کمک اون ها سرپرستی برام سخت می شد تشکر کنم . محسن انواری 19/5/84 |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 24 مرداد1384ساعت 16:47 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
1- برنامه تمرین سنگ روز جمعه 21/5/84 با شرکت 12 نفر به سرپرستی میثم افشاری و با مربیگری بابک ضیا در منطقه بند یخچال برگزار شد . گزارش این برنامه بزودی منتشر می شود. 2- جلسه هفتگی انجمن روز یکشنبه 23/5/84 از ساعت 17:30تا 18:15 با شرکت 10 نفر در کلاس 212 دانشکده معدن برگزار شد. در این جلسه ابتدا محمد مینایی – در غیاب میثم افشاری – گزارش برنامه تمرین سنگ را ارائه داد.سپس منصور احمدی – به عنوان راهنما – در مورد زمانبندی و مسیر برنامه « توچال – امامزاده داوود » (پنجشنبه 27/5/84) – پیش برنامه علم کوه – توضیح داد و پس از او آزاده میرعابدینی – در غیاب وجیهه دخیلی «سرپرست برنامه » - توضیحات برنامه « دارآباد-توچال » را ارائه کرد و در پایان جلسه ثبت نام برنامه توچال – امامزاده داوود توسط رضا لطفیان – سرپرست – انجام شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد1384ساعت 23:10 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
1- برنامه «صعود به قله دماوند- یال غربی» در روزهای پنجشنبه و جمعه 14و13/5/84 با شرکت 42 نفر و به سرپرستی محسن انواری برگزار گردید.گزارش این برنامه بزودی منتشر می شود. 2- جلسه هفتگی انجمن روز یکشنبه 16/5/84 ساعت 19-17 با شرکت 15 نفر ،در اتاق 512 دانشکده معدن برگزار شد. در این جلسه ابتدا محسن انواری گزارش برنامه دماوند را ارائه داد. سپس – طبق برنامه تعیین شده – کلاس ابزارشناسی بابک ضیا – از اعضای باسابقه انجمن و مربی درجه سه سنگنوردی طبیعت – برگزار شد.در این کلاس یک ساعته ، ایشان ضمن ارائه توضیح مختصر در مورد انواع کارگاهها و انواع روشهای صعود ، ابزار مربوط به هر کدام را نیز معرفی کردند. پس از کلاس ابزار شناسی ،احسان حسین نژاد گزارش برنامه «سرکچال-کلون بستک»را- که در روز جمعه14/5/84 بهمراه گروه فرامرز نصیری اجرا شده بود - بیان کرد و سپس ثبت نام برنامه آموزشی «تمرین سنگ» - جمعه 21/5/84 – انجام شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد1384ساعت 23:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
1- برنامه «شب مانی بر قله لزون » -پیش برنامه دماوند- در روزهای پنجشنبه و جمعه7و6/5/84 با شرکت 35 نفر و به سرپرستی شاهین مقیمی برگزار گردید. گزارش این برنامه بزودی منتشر می شود. 2- جلسه هفتگی انجمن روز یکشنبه 9/5/84،ساعت 18-17 با شرکت 25 نفر در اتاق 301 دانشکده معدن برگزار شد. در این جلسه ابتدا شاهین مقیمی گزارش برنامه لزون را ارائه داد و پس از او وجیهه دخیلی گزارش برنامه «توچال - شهرستانک» (7و6/5/84)«انجمن دختران» را بیان کرد. سپس محسن انواری – سرپرست – به توضیح برنامه دماوند (14و13/5/84) پرداخت و همزمان بروشورهای این برنامه – که توسط خودش تهیه شده بود – بین حاضران توزیع گردید . مفاد بروشور : توضیحی مختصر درمورد دماوند و مسیرهای صعود آن ، زمانبندی برنامه، برنامه غذایی پیشنهادی و مطلبی در مورد کوه گرفتگی.«این بروشور نیز بزودی در وبلاگ قرار داده می شود.» پس از توضیحات دماوند – میثم افشاری ،محسن انواری و داوود مرادی - گزارش برنامه هایی را که در بازگشت از لزون – در قالب تیم های جداگانه - اجرا کرده بودند – به ترتیب « توچال – دارآباد »،« توچال - شهرستانک» و «توچال شبانه » - ارائه دادند. پس از ارائه گزارش برنامه ها ، محمد عباسی – از اعضای با سابقه انجمن - به بیان مواردی – بیشتر انتقادی – در رابطه با نحوه اجرای برنامه ها پرداخت و بعد از ایشان منصور احمدی تغییرات تقویم تابستان را به اطلاع حاضران رساند و در پایان جلسه ثبت نام برنامه دماوند انجام شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد1384ساعت 22:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش برنامه تمرين سنگ 30/4/1384 سرپرست برنامه: ابوالفضل براتي افراد شرکت کننده در برنامه: ابوالفضل براتي- محسن براتی - حسين- محمد مينايي- علي بی نظیر- مهدي رافعی- مرتضي گنجايي- منصور احمدي- شاهين مقيمي- مريم ملکي- احمد حسيني- سعيد بهجو گزارش نويس: منصور احمدي تايپ گزارش: شاهين مقيمي اولین برنامه تمرین سنگ در سال 84 در روز پنجشنبه 30/4/84 به سرپرستی ابوالفضل براتی در منطقه بند یخچال برگزار شد. افراد تیم ساعت 7:15 صبح از میدان سربند حرکت کرده و پس از 1 ساعت کوهپیمایی به منطقه بند یخچال رسیدند. البته ابوالفضل جلوتر از تیم خود را به منطقه رسانده و بر روی سنگ شکاف طناب ریخته بود. تیم در تنوره کنار سنگ شکاف مستقر شد. خوردن صبحانه و تعویض لباس حدوداً یک ساعت طول کشید. ساعت 9:30 همه بر روی سنگ شکاف حاضر شدند و ابوالفضل نحوه فرود را توضیح داد و خودش به عنوان اولین نفر فرود رفت.سپس اعضای تیم با نظارت سرپرست فرود رفتند. بر روی سنگ دو کارگاه زده شده بود تا افراد تعداد فرود بیشتری داشته باشند و چون خیلی از نفرات برای اولین بار بود که با روش فرود آشنا می شدند، تمام فرودها با "پروسیک" و بر روی طناب دولا انجام می گرفت. همچنین در هنگام فرود – به تشخیص سرپرست – تمام افراد پروسیک را در زیر"هشت" قرار می دادند و در حقیقت فرود با روش کلاسیک انجام می شد. بدین ترتیب هر کدام از افراد تا ظهر تقریباً 7 بار فرود رفتند. سپس به مدت یکساعت و نيم افراد به خوردن ناهار و استراحت پرداختند. بعد از ناهار، ابوالفضل بر بالای مسیر تنوره - پشت سنگ شکاف و در کنار مسير آيينه – (با سختي مسير 5/7b(c))يک کارگاه زد و طنابي را به صورت قرقره بر روي مسير ريخت و مرتضي به عنوان اولين نفر سنگ را صعود کرد و گيره هاي مسير را به بچه ها نشان داد. سپس ساير اعضاي تيم بر روي مسير تلاش کردند. افراد تا ساعت ٦:٠٠ بر روي سنگ تمرين کردندکه در کل ٤ نفر موفق به صعود شدند و هر شخص تقريباً ٣ بار بر روي مسير تلاش کرد. سپس افراد وسايل و طنابها را جمع کردند و به سمت سربند سرازير شدند و تيم ساعت ١٩:٣٠به ميدان سربند رسيد. در مورد سنگ شکاف بايد گفت که بر روي اين سنگ چند رول و دماغه سنگي وجود دارد که ميتوان از آنها براي زدن کارگاه استفاده کرد. در بالاي مسير تنوره نيز چند رول براي زدن کارگاه هست. در عين حال هم بر روي سنگ شکاف و هم بر روي مسير تنوره چند مسير رول کوبي شده وجود دارد که ميتوان از آنها براي صعود کرده ای استفاده کرد. در کل هدف از اين برنامه آشنايي اعضاي جديد با مباني سنگنوردي در طبيعت بود. ساير مهارتهاي سنگنوردي نيز در جلسات بعدي- در طول تابستان – به اعضاي گروه آموزش داده خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 12 مرداد1384ساعت 10:44 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||
|
1-اولين برنامه تمرين سنگ انجمن در سال 84،روز پنجشنبه 30/4/84 با شرکت 12 نفر و به سرپرستي ابوالفضل براتي در منطقه بنديخچال برگزار شد. در اين برنامه – که بيشتر جنبه آموزشي داشت – روشهاي فرود وصعود کلاسيک – توسط سرپرست برنامه – بيان شد و اعضاي تيم به صورت عملي اين روشها را بر روي مسيرهاي شکاف – براي فرود – و تنوره – براي صعود- تمرين کردند. گزارش کامل اين برنامه بزودي منتشر مي شود. 2- جلسه هفتگي انجمن روز يکشنبه 2/5/84،ساعت 18-17 در کلاس 301 دانشکده معدن با شرکت 30 نفر تشکيل شد.در اين جلسه ابتدا شاهين مقيمي – سرپرست برنامه – به توضيح برنامه « شب ماني بر قله لزون7و6/5/83» پرداخت و تمام موارد ( وسايل مورد نياز – زمانبندي – تدارکات و شرايط برنامه ) را به تفصيل براي حاضران بيان کرد. سپس منصور احمدي – به جاي ابوالفضل براتي که در مسافرت بود – گزارش برنامه تمرين سنگ را ارائه داد و در پايان ثبت نام برنامه لزون انجام شد. دراين جلسه همچنين تعدادي ازافراد کفش هاي سفارشي – کسري تبريز – را که به همت آقايان ساجد ساداتي ، احمد رسول وند و ميرعلي حسيني در تبريز خريداري و به تهران فرستاده شده بود دريافت کردند. - هيئت رييسه انجمن مراتب تشکر و قدرداني خود را از آقايان ساجد ساداتي ،احمد رسول وند و ميرعلي حسيني به سبب همکاري صميمانه شان در برگزاري برنامه سهند وهمچنين تهيه و ارسال کفشهاي کسري اعلام مي دارد. - هيئت ريسه انجمن تشکر ويژه خود را از آقاي ساجد ساداتي – از اعضاي فعال انجمن و دانشجوي ورودي 83 دانشکده هوافضا – به سبب پيگيري و هماهنگي در برگزاري برنامه سهند ابراز مي دارد. 3-هيئت رييسه انجمن لازم مي داند روند برگزاري برنامه هاي آموزشي – فني را در طول تابستان به اطلاع دوستان برساند:
چهارشنبه تا جمعه |
||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 9 مرداد1384ساعت 12:55 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
گزارش برنامه برنامه : پیاده روی در دشت وارونگرود مکان برنامه : وارنگرود- کیلومتر 28 جاده چالوس زمان برنامه : جمعه 6/9/83 نوع برنامه : گلگشت- راهپیمایی سبک تدارکات : دانشگاه وسیله نقلیه : دانشگاه شرکت کنندگان : (11 نفر) کاظم مهین روستا 7730029 مرتضی گنجایی : 83132108 حمیدرضا تیموری 8228601 محمد علی دانشی راد 82124376 یاسر بریری 82124374 مهدی روانشادین 82124375 سید روح ا... خدام رضوی 82124373 علیرضا ایزدی 83124106 علیرضا علامی 82223972 رضالطفیان 8123066 وحید مقصودی 8225024
سرپرست برنامه : وحید مقصودی گزارش نویس : وحید مقصودی تایپ گزارش : شاهین مقیمی
صبح ساعت 7 با آمدن مینی بوس از درب رشت حرکت می کنیم. در میدان آزادی یکی دیگر از بچه ها را که منتظرمان است سوار می کنیم و به مسیر ادامه می دهیم. در جاده کرج- چالوس پس از گچسر وارد مسیر دیزین در شرق جاده می شویم و سپس از این جاده نیز به سمت شمال ادامه مسیر می دهیم تا از طریق یک جاده خاکی به روستای وارنگرود می رسیم. ساعت 8:30 از ماشین پیاده شده و پس از معارفه کوتاه روستا را به سمت رودخانه و دره وارنگرود ترک می کنیم.ساعت 9:30 در جایی کنار رودخانه برای صبحانه به مدت یک ساعت اتراق می کنیم. ساعت 10:30 مسیر را در امتداد رودخانه پی می گیریم. در راه چندین بار از یک سوی رودخانه به سوی دیگر می رویم و یک بار نیز به دلیل پیدا نکردن پل مجبور می شویم از رودخانه خروشان عبور کنیم. به اوایل دشت که می رسیم حدود 20 دقیقه برای برف بازی توقف می کنیم و سپس دشت مسطح وخنک وارنگرود را به سمت شرق ادامه می دهیم. در سمت راستمان قله های سکه نو، سرچال و دال کولی و در سمت چپ قله های سوتک، کمانکوه و کهنو دیده می شود. تا ساعت 1 بعد از ظهر در دشت پیش می رویم و پس از استراحت کوتاهی مسیر را برمی گردیم. ساعت 2 تا 3 برای صرف ناهار و استراحت توقف می کنیم و سپس به سمت ده براه می افتیم و ساعت 4:30 با رسیدن به مینی بوس این برنامه جذاب نیز خاتمه می یابد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 مرداد1384ساعت 21:34 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش برنامه برنامه : صعود به قله لزون(3600 متر) مکان برنامه : شمال تهران، منطقه کلکچال زمان برنامه : 20/9/83 نوع برنامه : کوهپیمایی نیمه سنگین تدارکات : شخصی وسیله نقلیه : شخصی شرکت کنندگان : (7 نفر) منصور احمدی 7925002 میثم افشاری 8227001 شاهین مقیمی 8329047 سعید بهجو 8233005 محسن انواری 8231067 مجتبی سلطانی 8213501 وحید مقصودی 8225024
سرپرست برنامه : وحید مقصودی گزارش نویس : وحید مقصودی تایپ گزارش: شاهین مقیمی
صبح ساعت 6:45 روبروی شهرداری منطقه 1 در میدان قدس دور هم جمع می شویم و با تاکسی به پارک جمشیدیه می رویم. صبح دل افروز زمستانی، هوای مه آلود و بارش خفیف برف، زیباییهای مسیر جمشیدیه به کلکچال را چند برابر کرده است. ساعت 8:15 به اردوگاه کلکچال میرسیم. دیگر هواآفتابی شده وکم کم گرم می شود. درون پناهگاه برای صرف صبحانه نشسته ایم که یکی دیگر از بچه ها به ما ملحق می شود. ساعت 9:45 از پناهگاه به سمت زین اسبی حرکت می کنیم. از گردنه به سمت شرق و دره پیازچال می پیچیم و قله کلکچال را از جبهه شمالی تراورس می کنیم. برف تازه ای در منطقه باریده و مسیر از اینجا با برف کوبی همراه است. البته تیمی که جلوتر از ما رفته مسیر را تا حدی کوبیده. از انتهای دره مسیر کم کم شیب می گیرد و به سمت شمال می پیچد. در شیب تند انتهای مسیر، زیر قله از گروه جلویی که از دانشگاه تربیت مدرس آمده اند پیشی می گیریم و ساعت 12:30 بر فراز قله لزون سرود "ای ایران" را می خوانیم. پس از بازدید کوتاهی از مناظر زیبای اطراف به سمت پایین حرکت می کنیم.ساعت 3 به پناهگاه میرسیم و پس از ناهار و نماز به آرامی به سمت پایین حرکت می کنیم و هنگام غروب به پارک جمشیدیه می رسیم و بدین ترتیب یک برنامه خاطره انگیز دیگر پایان می یابد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 مرداد1384ساعت 21:30 توسط
|
|
||