تبليغاتX
انجمن کوهنوردی پلی تکنیک تهران

عباس علي نژاد مربي نام آشناي كشورمان پنجشنبه شب گذشته «۲۱/۷/۸۴ » با حضور در يك كنفرانس مطبوعاتي رسما سكان رهبري تيم پلي تكنيك تهران را بدست گرفت.

 

 

در اين كنفرانس علي نژاد اعلام كرد كه قراردادي شش ماهه با مسئولان اين باشگاه منعقد كرده كه در صورت رضايت بخش بودن نتايج نيم فصل دوم ، مدت آن تمديد خواهد شد. وي از ذكر مبلغ اين قرارداد خودداري كرد.

 

 

 منصور احمدي رييس اين باشگاه  با ابراز خرسندي از حضور علي نژاد در اين باشگاه گفت : با حضور ايشان بر روي نيمكت پلي تكنيك قهرماني نيم فصل دوم دور از دسترس نيست.او علي نژاد را مربي صاحب سبك معرفي كرد و گفت : ما با نحوه كار ايشان آشنايي كامل داريم  و سعي مي كنيم شرايط مورد نظر ايشان را فراهم كنيم.

 

 

مرتضي گنجايي مدير فني اين باشگاه با رد هر گونه دخالت در كار مربي تيم گفت : آقاي علي نژاد در كار خودشان اختيار تام دارند و كاملا مستقل عمل مي كنند .وي ابراز اميدواري كرد كه با حضور علي نژاد بر روي نيمكت پلي تكنيك و كسب امتيازات لازم ، نتايج ضعيف نيم فصل گذشته به فراموشي سپرده شود و هواداران اين تيم به ورزشگاه ها برگردند.

 

شايان ذكر است در پي كسب نتايج ضعيف تيم پلي تكنيك تهران در نيم فصل گذشته ، مسئولان اين تيم تصميم گرفتند عباس علي نژاد را براي اداره اين تيم در نيم فصل دوم به خدمت بگيرند. اين مربي از سال 79 تا 82 نيز مربيگري اين تيم را برعهده داشت و با اين تيم قهرماني فصل 82-81 ليگ را از آن خود كرده بود.

 

 

اما انعكاس اين خبر در جرايد :

 

خبر ورزشي : علي نژاد با پلي تكنيك شش ماهه بست.

 

 

ابرار ورزشي : علي نژاد : اين بار ديگه مو رو از ماست مي كشم.

 

ايران ورزشي : علي نژاد : مشاوره بله ، دخالت هرگز .

 

 

كيهان ورزشي : پلي تكنيك با علي نژاد به قهرماني مي انديشد.

 

جهان فوتبال : عباس آمد ، هواداران برگشتند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1384ساعت 0:7  توسط   | 

سرپرست برنامه

 

 

پارك جمشيديه

 

 

 

در مسير اردوگاه

 

 

 

« جوانان ديروز خوشحال از ديدار جوانان امروز ‍»

 

 

 

 

 

تيم تداركات همزمان در حال آماده سازي

 

 

 

ورود تيم به اردوگاه

 

 

مراسم افطار

 

 

تهران در شب

 

 

عكس ها از :

عليرضا علامي

 

 

و شاهين مقيمي

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 23:53  توسط   | 

مشخصات افراد شرکت کننده در برنامه «راهپیمایی روستای امامه به روستای کلوگان »جمعه 08/07/84

رديف نام نام خانوادگی گروه توضيحات رديف نام نام خانوادگی گروه توضيحات
1 زهرا بختياری 1 مهمان 52 منصور احمدی 9  
2 ساناز  خسروانی 1   53 سهند اسحاقی 9  
3 مريم  عزيزی 1   54 امير اقبالی 9  
4 ليلا  عزيزی 1 سرگروه 55 پيوند جلالی 9  
5 يگانه محمدعلی 1   56 سيدياسر حسينی 9  
6 گلبرگ معينی 1   57 مهدی حسينی 9  
7 هدی مودب 1   58 عليرضا علامی 9 سرگروه
8 اعظم ايمان 2   59 مجتبی قديمی 9  
9 معصومه بخشی 2   60 سجاد گلی 9  
10 سيدمحبوبه حسينی 2   61 احسان محمودزاده 9  
11 بهناز رنجبر 2   62 نيما مقدسی 9  
12 آزاده ميرعابدينی 2 سرگروه 63 عبدالرسول هجری 9  
13 ليلا اعظمی 3   64 اميرمحمود کريمی 9  
14 نگار باسره 3   65 ميلاد احمدی 10  
15 نرگس طبری 3   66 فرج زارعی 10  
16 حميده علی پناه 3   67 امير علی سعادتی 10  
17 زينب محمودآبادی 3 سرگروه 68 محسن شيخی 10  
18 مريم نوريان 3   69 نويد شکوفا 10  
19 زينب آقايي 4   70 محمدرضا صفوی سهی 10  
20 رويا روحی 4   71 رضا لطفيان 10 سرگروه
21 الهام سليمی 4   72 کيان معروف خانی 10  
22 مريم عليخانی 4   73 مسعود مقدمی 10  
23 مريم ملکی 4 سرگروه 74 مختار باقرزاده 11  
24 سحر نورآذر 4   75 حافظ بالاوی 11  
25 سارا همتايی 4   76 فرزاد رضايی 11  
26 نشاط اعتمادی راد 5   77 سهند شکوهی 11  
27 نازنين جرچی 5   78 سيامک علی ميرزازاده 11  
28 مريم حسنی 5   79 فرزاد فروزنده 11  
29 فاطمه حيدری 5   80 حسام نوريان 11 سرگروه
30 وجيهه دخيلی 5 سرگروه 81 سعيد بهجو 12 سرگروه
31 راحله ربيعی 5   82 سامان تيموری 12  
32 هدی شارعی 5   83 ميرعلی حسينی 12  
33 ميثم افشاری 6 سرگروه 84 مهدی رافعی 12  
34 فرياد دارابی 6   85 مصطفی زرگرچی 12  
35 جواد شايق  6   86 علی رضا طالبی پور 12  
36 فرشاد منشی زاده 6   87 فرشيد فاريابی 12  
37 حسين مهر علی 6   88 سروش گرجی  12  
38 سروش يوسف زاده 6   89 شهاب آذرفر 13  
39 محسن انواری 7 سرگروه 90 احسان آزردگان 13  
40 حامد دشتکی 7   91 سيدسينا حسينی 13  
41 اميرحسين رئيس زاده 7   92 مرتضی حيدری 13  
42 حسين ستاريان 7   93 ساجد ساداتی 13 سرگروه
43 وحيد عزيزآبادی 7   94 ايمان صدوقی 13  
44 محمد مهران 7   95 محمد علی پور 13  
45 علی پازوکی مهر 8   96 داوود فاضلی 13  
46 کاظم حسنی 8   97 سينا مديری 13  
47 يعقوب حسين زاده 8   98 محمد ملکان 13  
48 اميرمهدی رضايی 8   99 حسين سرافراز 13  
49 داوود مرادی 8 سرگروه 100 احسان حسين نژاد   عقب دار
50 امير مهاجری 8   101 فرامرز نصيری   راهنما 
51 اصغر نجات نجف 8   102 شاهين مقيمی   سرپرست

رديف وعده غذايی تدارکات وعده مربوطه
1 صبحانه پنير- شکلات صبحانه- نان- چای- نان
2 ناهار ژامبون- خيارشور- گوجه فرنگی- نان باگت- نوشابه
3 ميان وعده خرما- سانديس- کيک- ميوه

قرار بود همه شرکت کنندگان در برنامه راس ساعت 7 جلوی درب رشت آماده حرکت باشند ولی از آنجايي که در برنامه های پرتعداد تاخير يک امر اجتناب ناپذير است، حرکت گروه هم به عقب افتاد. هماهنگي های قبل از حرکت شامل تحويل ليست افراد هر گروه به سرگروهها، تحويل تدارکات صبحانه و ناهار و ميان وعده به افراد گروه و تقسيم کمکهای اوليه بين سرگروههای تيم ها بود. حمل تدارکات صبحانه توسط سرگروهها بايد صورت می گرفت. هر گروه زير انداز جداگانه داشت که تهيه اش توسط سرگروه صورت گرفته بود.

 

 پس از انجام اين امور ساعت 8:10 بچه ها توسط 3 دستگاه اتوبوس که 2 دستگاهش آقايان را جابجا می کرد و 1 دستگاهش هم برای جابجايی خانم ها در نظر گرفته شده بود به سمت روستای امامه به حرکت درآمد. در اتوبوس توضيحات لازم برای شرکت کنندگان توسط سرگروهها گفته شد که شامل نريختن زباله در طول مسير، جدا نشدن از تيم بدون هماهنگی با سرگروه، حرکت افراد هر گروه مابين جلودار وعقب داری که توسط سرگروه مشخص می شد و توضيحاتی در مورد چگونگی حرکت تيم در طول برنامه بود. در بين راه يکی از اتوبوسها که آقايان را حمل می کرد دچار نقص فنی شد که موجب توقف بقيه اتوبوسها و تاخير نيم ساعته برای برنامه گرديد. ساعت 10:10 به گردنه ای رسيديم که ارتفاعش 2350 متر و تابلوی کنار جاده آستانه مبارکه شاهزاده حسين را نشان مي داد. از اينجا تا روستای امامه 2 کيلومتر راهپيمايی در کنار جاده بايد انجام می داديم. راهنمای برنامه توضيح دادند که اگر اتوبوسها تا داخل روستا و ابتدای مسير حرکت بيايند جايی برای دورزدنشان وجود ندارد. بنابراين همه از ماشين پياده شديم و در زمين نسبتا" مسطحی که کنار جاده بود زير اندازها را پهن نموده و آماده خوردن صبحانه شديم. اتوبوسها به سمت روستای کلوگان حرکت کردند تا در انتهای مسير راهپیمایی ما را سوار نمايند.

 

ساعت 10:50 افراد شرکت کننده توسط سرگروهها در صف جا داده شده و تيم های متشکل از خانم ها در جلوی صف و تيم های متشکل از آقايان در پشت سر آنها به حرکت درآمدند. ساعت 11:15 به دوراهی رسيديم که مسير سمت چپ ما را به آستانه مبارکه شاهزاده حسين می رساند. مسيری که در آن تيم حرکت می کرد در ابتدا آسفالت و سپس به خاکی تبديل مي شد.

 

ساعت 11:30 قلعه امامه سمت چپمان در ارتفاع ديده شد. در اينجا لازم به توضيح است که کل مسيری که از روستای امامه به روستای کلوگان بايد طی می شد با احتساب 2 کيلومتر اول مسير 10 کيلومتر است. روستای امامه خود به دو قسمت امامه بالا و امامه پايين تقسيم می شود و روستای نسبتا" بزرگ و در عين حال زيبايی است. روستا 2200 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و پای صعود قله های مهرچال 3912 متر، هم هن 3600 متر و پيرزن کلوم 3850 متر می باشد. قلعه ای که پيشتر راجع به آن صحبت شد قدمتش به 1100 سال پيش، قرن سوم هجری قمری و دوران مازيار می رسد. قله هم هن در شمال و قله مهرچال در شرق است و مسير تابستانی صعود سه قله از دره های که سمت چپ مسير حرکتمان بود می گذرد و مسير زمستانی صعود سه قله از گردنه ای که در آنجا صبحانه خورديم شروع مي شود.

 

 معيشت مردم روستای امامه از راه باغداری ( سيب و گردو ) می گذرد كه در چند سال اخيرهجوم ويلاسازان به اين منطقه باعث نگراني اهالي روستا شده و طبيعت آن را با خطر مواجه كرده است. مسيری که ما تا روستا آمديم 2 کيلومتر و نيم به سمت شرق بود و سپس بايد در امتداد رودخانه ای به سمت جنوب حرکت می کرديم. مسير صعود تابستانه 3 قله هم که از داخل دره مي گذشت به اين شکل است که در بالای قلعه امامه تک درختی در روی يال ديده می شود از داخل دره تا آن تک درخت از روی پاکوب بايد به سمت شمال حرکت و سپس از کنار آن تک درخت به سمت شرق تراورس نمود.

 

 ساعت 11:40 راهپيمايی از کنار جوی آبی شروع  شد. مسير از ميان باغها مي گذشت  و دوطرف انبوه درختان ميوه بود. تا ساعت 12:15 مسير به همين ترتيب طی شد. ساعت 12:15 باغها به پايان رسيد و روبرويمان چشم اندازی زيبا از روستای امامه ديده شد. از اينجا به طرف دره بين دو روستای امامه و کلوگان سرازير شديم. استراحتی کرديم. سپس با گرای 260 نسبت به قله کلوگان در روبرويمان و گرای 190 نسبت به قله ورجين در سمت چپمان حرکت کرديم. لازم به توضيح است که اين 2 قله از روستای کلوگان صعود می شوند. مسير از اين به بعد به اين شکل بود که ابتدا فرودی 45 دقيقه ای داشتيم و سپس دوباره مسير از ميان باغها مي گذشت. تا ساعت 13:30 مسير باغها را طی کرديم و سپس به محل مسطحی رسيديم که درختان ميوه داشت و رودخانه هم روبرويمان بود. در اينجا ناهار خورديم و نماز خوانديم.

 

 ساعت 14:30 از کنار رودخانه به راه افتاديم. ساعت 14:40 از رودخانه رد شديم و از پاکوب بالای رودخانه به حرکت ادامه داديم طوريکه رودخانه سمت چپمان بود. در موقع ارتفاع گرفتن از رودخانه 3 سنگ بزرگ کنار رودخانه بود که ما از بالای اين تخته سنگها به حرکت درآمديم و از رودخانه ارتفاع گرفتيم. ساعت 15:10 خط الراس دارآباد و قله آن با گرای 230 در روبرويمان ديده می شد. مسير حرکت ما همچنان به سمت جنوب بود. کوه ورجين سمت چپ مسير حرکتمان بود. ساعت 15:45 به آبشاری رسيديم که در اين فصل سال آب نداشت ولی در بهار محل مناسبی برای ناهار خوردن و کمپينگ است. رودخانه ای هم از آنجا انشعاب داشت که رودخانه اصلی راکه ما کنارش حرکت می کرديم قطع می کرد . راهنما توضيح داد که آب اين رودخانه به دليل اينکه در بالادستش به دليل خطر پرت شدن امکان رفتن دام و انسان وجود ندارد نسبتا" تميز و برای آشاميدن مناسب می باشد.

 

 ساعت 16:15 گرای حرکت ما نسبت به خط الراس دارآباد 240 بود. صخره سنگی بزرگی دست چپمان در بالای پاکوب بود و دست راست در پايين پاکوب از ميان باغها و درختان جويباری زيبا می گذشت. خانواده ای در حال غذاخوردن کنار رودخانه بودند. اين نشانگر فاصله کوتاه زمانی ما تا روستای کلوگان بود. ساعت 17 به روستای کلوگان رسيديم و با طی کردن مسافتی کوتاه از ميان روستا به کنار جاده و ماشينها رسيديم و به سمت تهران حرکت کرديم.

 

 

گزارش نويس: ليلا عزيزی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 18:29  توسط   | 

گزارش برنامه «تمرين سنگ»

 پنج شنبه14/7 /84

 

سرپرست: مهدي رافعي

مسئول فني: محمد مينايي

افراد حاضر در برنامه: منصوراحمدي، رضا لطفيان، ميثم افشاري، مريم ملکي، زينب آقايي، حسام نوريان، وريا دايي چين، سيامک علي ميرزازاده

محل برگزاري: بند يخچال

گزارش نويس : مهدي رافعي

تايپ گزارش : مهدي رافعي

  

هدف:

 در ابتدا برنامه براي تکميل و تمرين مباحث مطرح شده در برنامه هاي تمرين سنگ قبلي طراحي شده بود، ولي با توجه به تطابق زماني آن با ابتداي سال تحصيلي و حضور افراد جديد در گروه که تمايل به شرکت در برنامه داشتند، تصميم بر آن شد تا برنامه در دو سطح برگزار شود:

1-   تمرين فرود بر روي کلاهک و فرود بر روي شيب منفي براي افرادي که در برنامه هاي تمريني قبلي حاضر بوده اند.

2-       آموزش فرود برروي شيب مثبت و نيز صعود قرقره براي افراد جديد گروه.

بدين منظور کلاهک آلبرت براي فرودکلاهک، سنگ قورباغه براي تمرين رکاب و ديواره جنوبي کلاهک آلبرت براي آموزش فرود و صعود قرقره انتخاب گرديد.

 

شرح برنامه:

مبدا حرکت ساعت 7 صبح ميدان سربند تعيين شده بود. گروه ساعت 7:15 به سمت بند حرکت کرد. ساعت 8:10 در کنارچشمه بند يخچال به مدت 5 دقيقه توقف کرديم، ساعت 8:50 به سنگ آلبرت رسيديم.

تعويض لباس و آماده شدن گروه تا ساعت 9:10 طول کشيد، سپس به نرمش و گرم کردن گروهي زير نظر مسئول فني برنامه پرداختيم.ساعت 9:30 گروه بر روي سنگ آلبرت حاضر شد و محمد مينايي که طناب را به کارگاه متصل و آماده فرود کرده بود به آموزش نحوه فرود با استفاده از هشت و پروسيک پرداخت و به عنوان اولين نفر فرود رفت.سپس افراد گروه به ترتيب و زير نظر ايشان فرود آمدند.پس از فرود افراد با تجربه گروه طناب دوم در کلاهک آلبرت و بر روي همان کارگاه ريخته شد که به علت کوتاهي طناب از دو طنابچه براي افزايش طول آن استفاده گرديد.برنامه فرود تا ساعت 12:30 طول کشيد.منصور احمدي، رضا لطفيان، مريم ملکي، ميثم افشاري و مهدي رافعي نيز فرود بر روي کلاهک را تمرين کردند.

با خاتمه برنامه فرود و استراحت کوتاه ساعت 12:45 گروه به دو قسمت تقسيم گرديد. منصور احمدي، رضا لطفيان، حسام نوريان و مهدي رافعي براي تمرين رکاب به سمت سنگ قورباغه حرکت کردند. محمد مينايي با صعود سر طناب کارگاه صعود قرقره را براي افراد ديگر گروه در سمت چپ ديواره جنوبي آلبرت آماده کرد و به آموزش نحوه حمايت و صعود به اعضاي گروه پرداخت.گروه تمرين رکاب ساعت 13:10 به سنگ قورباغه رسيد، افراد اين گروه نيز هر کدام يک بار مسير را به صورت سر طناب رکاب زدند که البته به علت کمبود اسلينگ از قسمت انتهاي مسير صرف نظر شد.

برنامه آموزش صعود و تمرين رکاب ساعت 16:40و تقريبا به صورت همزمان خاتمه يافت. اعضاي گروه تمرين رکاب ساعت 17:00 به سنگ آلبرت رسيدند. با تعويض لباس و مرتب کردن کوله ها گروه ساعت 17:15 به سمت سربند حرکت کرد- منصور احمدي، رضا لطفيان، ميثم افشاري براي صعود به قله لزون از گروه جدا شدند- ساعت 18:15 و با حضور گروه در ميدان سربند برنامه خاتمه پذيرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 16:47  توسط   | 

1-  برنامه « افطاري در اردوگاه كلكچال » پنجشنبه 21/7/84 با شركت 60 نفر و به سرپرستي ليلا عزيزي برگزار شد . گزارش اين برنامه بزودي منتشر مي شود.

2-  جلسه هفتگي انجمن يكشنبه 24/7/84  ساعت 17:45 – 17:00 با شركت 15 نفر در كلاس 212 دانشكده معدن تشکیل شد. در اين جلسه كه توسط پريسا امامي اداره مي شد ، ابتدا ايشان – در غياب ليلا عزيزي – گزارش برنامه « افطاري در اردوگاه كلكچال » را ارائه كرد و پس از او آزاده ميرعابديني - سرپرست برنامه – زمانبندي و جزييات برنامه « تمرين سنگ – جمعه 29/7/84 » را توضيح داد و سپس ثبت نام اين برنامه انجام شد.

3-  هيئت رييسه انجمن از همه دست اندركاران برنامه « افطاري در اردوگاه كلكچال » بويژه ليلا عزيزي – سرپرست اين برنامه – تشكر و قدرداني مي نمايد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 13:42  توسط   | 

متن ارسالي سرپرست برنامه « افطاري در اردوگاه كلكچال »

پنجشنبه 21/7/84

« با تشكر از ايشان »

 

با سلام خدمت دوستان خوبم در انجمن كوهنوردي پلي تكنيك

بدينوسيله از تمام اعضاي شركت كننده در برنامه افطاري كلكچال تشكر

مي نمايم و برايشان آرزوي سلامتي دارم.

 

كساني كه مرا در اجراي برنامه ياري نمودند:

1-    مهين شمسي خاني

2-    وجيهه دخيلي

3-    پريسا امامي

4-    شاهين مقيمي

5-    محسن انواري

6-    ميثم افشاري

7-    علي طالبي

 

مسئولين تهيه افطار :

1-    وجيهه دخيلي؛ خريد سبزي و پاك كردن و شستن آن

2-    رجا خانپور ؛ خريد مواد اوليه شله زرد و پخت آن

3-    سارا ميرزاييان ؛ پخت حلوا

4-    زينب محمود آبادي ؛ خريد خرما

5-    مريم ملكي ؛ خريد چاي و پنير

6-    پريسا امامي ؛ خريد باميه

7-    شاهين مقيمي ؛ خريد ظروف يكبار مصرف و سفره

 

سرگروه ها :

1-    مصطفي قاسمي

2-    عليرضا  علامي

3-    زينب محمود آبادي

4-    آزاده ميرعابديني

5-    مريم ملكي

 

جلودارها :

§        رفت ؛ مريم عليخاني

§        برگشت ؛ مهين شمسي خاني

 

عقب دارها  :

§        رفت ؛ مرتضي گنجايي و مصطفي غفوري

§        برگشت ؛ مرتضي گنجايي و مهدي رافعي

 

و همچنين منصور احمدي كه زحمت تهيه هزينه برنامه را تقبل نمود و عباس علي نژاد كه دعوت انجمن را پذيرفت.

 

 

ليلا عزيزي

23/7/84

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 13:40  توسط   | 

1-  برنامه « تمرين سنگ ‍» روز پنجشنبه 14/7/84 با شركت 9 نفر و به سرپرستي مهدي رافعي در منطقه بنديخچال برگزار شد.گزارش اين برنامه بزودي منتشر مي شود.

 

2-  جلسه هفتگي انجمن روز يكشنبه 17/7/84  ساعت 18-17 با شركت 40 نفر در كلاس 212 دانشكده معدن تشكيل شد.در اين جلسه ابتدا مهدي رافعي گزارش برنامه «تمرين سنگ » - پنجشنبه 14/7/84- را ارائه داد و پس از او ليلا عزيزي به بيان توضيحات برنامه « افطاري اردوگاه كلكچال » - پنجشنبه 21/7/84 – پرداخت و در پايان جلسه ثبت نام اين برنامه انجام شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1384ساعت 20:22  توسط   | 

با تشكر از همه دوستاني كه در برگزاري برنامه بزرگ «اَمامه به كُلوگان » انجمن را ياري كردند.

 

 

سرپرست برنامه

 

 

اعضاي تيم تهيه صبحانه

 

 

اعضاي تيم تهيه ناهار

 

 

ابتداي مسير

 

 

به سمت اَمامه

 

 

 

در ميان باغ ها

 

 

 

روستاي زيباي اَمامه

 

 

 

 

به سمت دره بين دو روستا

 

 

 

در مسير دره

 

 

 

 

به سمت كُلوگان

 

 

 

فرامرز نصيري،فرشيد فاريابي و سرپرست برنامه

 

 

 

عكسها از : ليلا عزيزي،عليرضا علامي و شاهين مقيمي

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1384ساعت 1:29  توسط   | 

 

آغاز برنامه هاي شش ماهه دوم را

به همه كوهنوردان پلي تكنيك تبريك مي گوييم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مهر1384ساعت 3:31  توسط   | 

 

 

با تشكر از همه دوستاني كه در اردوي پيش دانشگاهي انجمن را ياري كردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                       

                            عكسها از شاهين مقيمي

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مهر1384ساعت 3:25  توسط   | 

                  

انجمن كوهنوردي

دانشگاه صنعتي اميركبير

 

زير نظر اداره کل تربيت بدني و ورزش

 

 

 

Website: http://www.autclimbingwebsite.tk

Weblog : http://www.autclimbingweblog.tk

Yahoogroup:http://www.autclimbinggroup.tk

 

تلفن:  64543186

تلفكس: 66963287

خيابان حافظ، روبروي خيابان سميه ، شماره 422

دانشگاه صنعتي اميركبير، اداره تربيت بدني ، انجمن كوهنوردي

 

 

« و در زمين كوه‌هايي استوار نهاديم تا مبادا زمين مردم را

بجنباند و در آن راه‌هايي فراخ پديد آورديم ، باشد كه راه يابند.»  «انبياء – 31»

 

 

·              سخن اول

 

عشق به طبيعت ، عشق به زندگي است و ميل آدمي به شناخت محيط زيست خويش، كوشش كودك تنهايي را به ذهن مي‌آورد كه هنگام بلوغ به جستجوي پدر و مادر خويش برمي‌خيزد.

طبيعت و طبيعت‌گردي در اين عصر ماشين و دود ، ملجأو مأوايي را براي بشر خسته از روزمرگي فراهم مي‌آورد تا با بازيابي انرژي خود از خاكي كه خيزگاه اوست و خفتنگاه او نيز خواهد بود به بستر حوادث زندگي بازگردد.

 

انجمن كوهنوردي دانشگاه صنعتي اميركبير بعنوان مرجع ذيصلاح كوهنوردي در سطح دانشگاه ، زيرنظر مديريت تربيت بدني با هدف فراهم آوردن زمينه مساعد براي ورزش كوهنوردي و ارتقاي سطح اين ورزش در رشته‌هاي تخصصي مختلف از سطوح مبتدي تا حرفه‌اي تشكيل شده و فعاليت مي كند.در اين راستا برگزاري برنامه‌هاي راهپيمايي و كوهپيمايي سبك ، جنگل نوردي ، غارنوردي، كوهپيمايي نيمه سنگين و كوهنوردي سنگين و صعود به قلل مرتفع كشور و همچنين دوره‌هاي آموزشي كوهپيمايي،سنگنوردي،يخ‌نوردي و غارنوردي و برنامه هاي فني از قبيل صعود يخچالها و ديواره‌ها و برنامه هاي تمريني در دستور كار هيئت رييسه اين انجمن مي باشد.

 

 

 

 

·               تاريخچه

 

انجمن كوهنوردي دانشگاه صنعتي اميركبير پس از انقلاب شكوهمند اسلامي  به همت و خواست دانشجويان و مساعدت مسئولين وقت تربيت بدني ،همزمان با ايجاد تشكل‌ها و كميته‌هاي ورزشي دانشجويي از مهرماه سال 1370 آغاز به كار نمود.اين انجمن با 14 سال سابقه فعاليت ممتد،قديمي‌ترين و يكي از قويترين انجمنهاي ورزشي در سطح دانشگاه‌هاي كشور مي‌باشد.در تمام سال‌هاي فعاليت انجمن ، برگزاري كلاس‌هاي كارآموزي كوهپيمايي ، سنگ‌نوردي و يخ‌و‌برف به منظور بالابردن توانايي‌هاي فني دانشجويان در كنار فعاليت‌هاي عادي كوهپيمايي مدنظر بوده است و بيشتر افراد فعال انجمن ،هنگام فارغ‌التحصيل شدن ،حداقل در يكي از كلاسها آموزش ديده‌اند.برخي از اعضاي انجمن ، به اين كلاسها بسنده نكرده ،دوره‌هاي تكميلي و مربيگري را نيز گذرانده‌اند.

 

 

·               افتخارات

 

 در زير به خلاصه‌اي از افتخارات كسب شده و فعاليتهاي شاخص انجام گرفته توسط انجمن كوهنوردي دانشگاه صنعتي اميركبير اشاره مي‌شود :

 

1-          برگزاري سمينار بررسي منطقه هيمالياي غربي (قره‌قوروم) در سال 72

2-          صعود همزمان هفت جبهه مختلف دماوند در سال 72

3-          حضور يكي از اعضاي گروه در تيم ملي سنگنوردي جهت گشايش مسير بر روي ديواره« دميركازيك» در كشور تركيه در سال 74

4-          انتخاب يكي از اعضاي انجمن در تيم ملي هيماليانوردي و صعود به قله 8050 متري چوآيو در سال‌هاي 79

5-          برگزاري برنامه وسيع جذب عضو در بهار 82 با حضور 270 نفر از دانشجويان در منطقه دشت گرچال (دشت هويج )

6-          صعود دو تن از اعضاي فعلي انجمن به قله كليمانجارو در قالب تيم ملي دانشجويان در سال 83

و . . .

 

 

·               اطلاع رساني

 

انجمن جهت اطلاع رساني به دانشجويان و ساير اعضا ، به روشهاي زير عمل مي كند :

1-          اطلاعيه : اطلاعيه برنامه هاي انجمن اول هر هفته ،به ديوار دانشگاه زده مي شوند كه معمولا در اين اطلاعيه‌ها نام برنامه ، تاريخ برگزاري ، زمان و مكان جلسه ثبت‌نام مي‌آيند.

2-           yahoogroup: ياهوگروپ انجمن «http://www.autclimbinggroup.tk» با بيش از 100عضو يكي از فعالترين گروپ‌هاي حال حاضر دانشگاه است. دوستان با عضويت در اين گروپ ، مي‌توانند اطلاعيه برگزاري برنامه هاي انجمن را از طريق Email دريافت كنند.

3-          Website : سايت انجمن كوهنوردي «http://www.autclimbingwebsite.tk » يكي از معدود سايتهاي نهادهاي دانشجويي دانشگاه است . شما با مشاهده اين سايت ، علاوه بر اطلاع يافتن از برنامه‌هاي انجمن، مي توانيد به گزارش برنامه‌ها و ساير سوابق انجمن نيز دسترسي داشته باشيد.

4-          Weblog : براي اطلاع يافتن از آخرين اخبار انجمن ، مي‌توانيد وبلاگ انجمن را در اين آدرس مشاهده كنيد: «http://www.autclimbingweblog.tk »

 

·              نحوه شركت در برنامه‌ها

 

جلسات هفتگي انجمن بصورت منظم ، يكشنبه هر هفته ساعت 17:00 در اتاق ۲۱۲ دانشكده معدن تشكيل مي‌گردد. ارائه گزارش برنامه‌هاي اجرا شده و آخرين اخبار و همچنين ثبت نام برنامه‌هاي انجمن در اين جلسات انجام مي‌شود.


 راهپيمايي و گذر از باغهاي منطقه فشم

از روستاي امامه تا روستاي كلوگان

وي‍‍ژه وروديهاي 84

 

 

  

  جمعه هشتم مهر ماه، ساعت 7 از در شمالي دانشگاه   (رشت)  به سمت منطقه فشم حركت مي‌كنيم. پس از يك ساعت، به روستاي امامه مي‌رسيم. در ابتداي مسير و در ميان باغهاي سرسبز صبحانه را صرف نموده و به مسير خود ادامه مي‌دهيم. عبور از روستاي زيباي امامه و باغهايي كه در مسير قراردارند ، فرصت خيلي خوبي براي علاقمندان به طبيعت و عكاسي است. بعد از گذر از باغها، به آهستگي در كنار رودخانه حركت كرده تا به آبشار مي‌رسيم و پس از طي مسافتي كوتاه در ابتداي دشت براي نهار توقف مي‌كنيم.

 

 

 

 ناهار را با آرامش در دل طبيعت صرف نموده و به سمت روستاي كلوگان حركت مي‌كنيم.  در حدود ساعت 16 به روستا كه مقصد نهايي راهپيمايي است رسيده و با ماشينهاي دانشگاه روستا را ترك مي‌كنيم. سرانجام ساعت 18 در مقابل در شمالي دانشگاه (رشت)  پياده مي‌شويم.

 

 

          دوستان عزيز وسايل زير راحتماً همراه خود بياورند:

كوله سبك يكروزه- كفش مناسب يا اسپورت- بطري آب (بطري نوشابه 1.5 ليتري)- لباس گرم- بادگير يا كاپشن ضد آب- كلاه و دستكش- تنقلات شخصي- وسايل شخصي شامل ليوان و....

 

زمان نام نويسي: روزهاي شنبه ، يكشنبه و دوشنبه 4-2 /7/84 ساعت 13-12 صحن اصلي دانشگاه

 

با اميد گذراندن روزي شاد و خاطره انگيز براي تمامی دوستان

 

 

 

گردآورندگان : منصور احمدی و

                شاهین مقیمی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مهر1384ساعت 1:46  توسط   | 

 

1-  برنامه « راهپيمايي از روستاي اَمامه تا روستاي كُلوگان» روز جمعه 8/7/84 با شركت 105 نفر و به سرپرستي شاهين مقيمي در منطقه فشم برگزار شد.گزارش اين برنامه بزودي منتشر مي شود.

 

2-  هيئت رييسه انجمن مراتب تشكر و قدرداني خود را از آقايان دكتر سيد احمد صفوي زاده و مهندس حسين فهيمي فر ، به سبب همكاري صميمانه در برگزاري برنامه « اَمامه به كُلوگان » اعلام مي دارد. اميد است اين همكاري ها با حضور مداوم اين مجموعه در تربيت بدني بيش از پيش ادامه يابد.

 

3-  هيئت رييسه انجمن برگزاري موفق برنامه بزرگ «اَمامه به كُلوگان » را به دست اندركاران آن ،بالاخص شاهين مقيمي – كه در دومين سرپرستي خود به چنين موفقيتي دست يافت – تبريك مي گويد.

 

4-  جلسه هفتگي انجمن روز يكشنبه 10/7/84  ساعت 18-17 با شركت 15 نفر در كلاس 212 دانشكده معدن تشكيل شد.در اين جلسه ابتدا شاهين مقيمي گزارش برنامه «اَمامه به كُلوگان » - جمعه 8/7/84- را ارائه داد و پس از او مهدي رافعي به بيان توضيحات برنامه « تمرين سنگ » - پنجشنبه 14/7/84 – پرداخت و در پايان جلسه ثبت نام اين برنامه انجام شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مهر1384ساعت 1:15  توسط   | 

كوتاه در پاسخ « بابك ضيا »

 

با سلام

قبول دارم كه نبايد برنامه صعود به قله علم كوه – از گرده آلمانها – به اين صورت در انجمن كوهنوردي پلي تكنيك اجرا مي شد و اگر من سرپرستي اين مسير را دقيقا يك هفته مانده به برنامه قبول كردم  و حتي گزينش نفرات را خودم انجام ندادم ، اشتباه كردم ، همانطور كه در مورد برنامه هاي بي سرپرست مانده شيركوه (اسفندماه) و دماوند ( خردادماه) اشتباه كرده بودم .

 

البته در مورد اينكه چرا اين برنامه ها – كه متاسفانه سرپرستي آنها در زمان چينش تقويم توسط اعضاي با تجربه انجمن نيز پذيرفته مي شود – در زمان اجرا بي سرپرست مي مانند و هيچ برنامه ريزي قبلي براي آنها صورت نمي گيرد در مجالي ديگر صحبت خواهم كرد.

اميدوارم در برنامه هاي آينده سرپرستان با احساس مسئوليت بيشتر و با برنامه ريزي قبلي برنامه ها را اجرا كنند.

 

همچنين از اينكه فردي مثل شما و در كل اعضاي با تجربه انجمن تصميم گرفته اند در مقابل سرنوشت اين انجمن و عملكرد آن بي تفاوت نباشند ، خوشحالم. اميدوارم اين روند ادامه داشته باشد.

 

                                                             شاد باشيد

                                                            منصور احمدي

                                                                              9/7/84 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1384ساعت 2:46  توسط   | 

با تشكر از مرتضي گنجايى، نامه ايشان [در رابطه با مطالب مطرح شده توسط ميثم خوش قدم ]در ادامه مي آيد.

 

 

 

بسمه تعالی

 

نوشته زیر مربوط است به سخنان آقای میثم خوش قدم  در نوشته­ای به نام "کوهنوردی مساوی است با غرور" که در پاسخ به نوشته آقای بابک ضیاء در وبلاگ انجمن قرار داده شده است.

اول از همه بگویم من سرپرست کل برنامه علم کوه  از سه جبهه بودم و شاید انتقاداتی که آقای ضیاء به برنامه گرده داشته­اند، بیشتر از همه متوجه من باشد. با توجه به مشکلات وقتی و ذهنی که دارم تا تاریخ 1/7/84 موفق به خواندن این انتقادات نشده بودم (که البته از همه عزیزان از بابت این قصور پوزش می­خواهم) و بعد از خواندن آنها تصمیم به نوشتن نکاتی گرفتم. اما وقتی سخنان حضرت آقای خوش قدم را خواندم، نوشتن نکاتی درباره این سخنان را لازم­تر دانستم.

نکته اول

جناب آقای خوش قدم، شما که تا این حد از طریق اینترنت و تکنولوژی با حقایق آشنا شده­اید، حتما از طریق نیاکان همدانیتان هم با احترام گذاشتن به دیگران آشنا هستید، آن کسانی که حداقل حق میزبانی بر گردن شما دارند. عزیزانی همچون آقای ضیاء برای گروه کوهنوردی دانشگاه امیرکبیر افتخار هستند نه آنطور که شما گفتید ناصالح (اما باشد که صالح گردند.). فکر می­کنم قضاوت در مورد آدمها آن هم آنهایی که نه از آنها شناختی دارید نه آنها را دیده­اید، کار ساده­ای نباشد. البته مثل اینکه شما شناخت و قضاوت در مورد آدمها را به مدد حرفهای دیگران انجام می­دهید (آقای عزیز من شما را ندیده ام، تنها از دوستانم در دانشگاه امیر کبیر پیرامون اوصاف شما مطالبی را شنیده بودم ، اما گویا آن طور ها هم که از شما تعریف می کردند ، شایسته تقدیر نیستید.) و برای اینکه حق به جانب به نظر بیایید، از فن تخطئه استفاده می­کنید و قبل از انجام بحث ابتدا شخصیت طرف مقابل را زیر سوال می­برید.

نکته دوم

اصول، در همه حال اصلند، به نوع، زمان و مکان برنامه مربوط نمی­شود چه برنامه گرده آلمانها چه برنامه باز کردن مسیر در جایی با درجه سختی 5.14 (گویی قصد دارید یک مسیر 5.14 را در طی 1 ماه برای اولین بار باز کنید.)

ضمن اینکه اگر دیگران اشتباه می­کنند، دلیل بر تکرار اشتباه از طرف کسان دیگر نیست. بچه­های دانشگاه تهران مرجع عالیقدر ما نیستند که عمل آنها برای ما وحی منزل باشد (مگه بچه های دانشگاه تهران که در منطقه بودند و به کمک مربی به گرده صعود کردند ، مربیشان را شناخته بودند و تجربه عملی با او داشتند...).

هدف من از گفتن حرفهای بالا پشتیبانی از انتقادات آقای ضیاء نیست. بحث من دفاع بی­منطق شما از برنامه است. اگر هم می­خواهید دفاع کنید درست این کار را انجام دهید.

نکته سوم

سخنان توهین­آمیز شما در بخش "سنگنوردی بچه بازی نیست" از حد گذشته است (اگر سنگنوردی بچه بازی نیست ، پس لطفا دست خود را از وسایل کوهنوردی دور نگه دارید، چرا که صندلی ، پوشک نیست ، کارابین و میخ و چکش ، وسایل بازی شما نیستند.). بیخود نیست آقای ضیاء حتی شما را درخور پاسخ هم ندانسته است. حداقل حقی را که باید رعایت می­کردید حق بزرگتری ایشان است؛ شما حتی در این حد هم از خود ادب نشان نداده­اید، دیگر بماند که ایشان در چه حدی از کوهنوردی و سنگنوردی قرار دارندکه این چرندیات را نوشته­اید. واقعا متاسفم از اینکه در تاریخ کوهنوردی خودم، اسم شما را به عنوان همنورد می­بینم.

نکته چهارم

حضرت آقای همدانی، آقای ضیاء اگر جزء موسسین گروه امیرکبیر نباشند، جزء اولین اعضای این گروه هستند و این نکته که موفقیت گروه، موفقیت ایشان حساب می­شود، برای کسی که ضریب هوشی در حد هویج پخته دارد، روشن و واضح است. من مانده­ام سخت عجب، شما از لحن آدمها چقدر چیز می­فهمید (دوست عزیز لحن صحبت شما کامل بیان می کند که شما به چه میزان از اینکه این برنامه با موفقیت انجام شده ناراحت و عصبانی هستید). بد نیست شما قهرمانان و شهرگان آفاق همدانی که بر حسب اتفاق اصلا هم تعصب ندارید و قوی و فنی و تکنیکی هستید، کمی در مورد سابقه و وضعیت افراد هم تحقیق کنید و معیار فنی بودن را دانستن تعداد مربیان درجه 3 همدان ندانید (اگر کوهنورد فنی بودید می دانستید که همدان بیشتر از کل فدراسیون و جمیع سایر شهرهای کشور فقط مربی درجه 3 دارد.) و معیار دانستن تعداد آخوندهای قم را هم به این معیار اضافه کنید.

جالب است کسی که صحبت از پوشک می­کند، از حرفهای زشت آقای ضیاء و عدم معذرت خواهی ایشان، ناله سر می­دهد (در پایان صحبت هایتان صحبت از عدم معذرت از حرف های زشت تان و برخورد بدتان فرمودید که آن را به حساب شما می گذارم ولی من از شما بابت حرف های تندم معذرت می خواهم.).

نکته پنجم

ابتدا از این تعجب کردم که چرا حرمت میزبان شکسته شده است؛ اما با خواندن مطالب شما در مورد عرصه­های قدیم و جدید از تعجب درآمدم. جالب است که پیشکسوتان شما که اتفاقا نیمی از اعضای تیم ملی را هم تشکیل می­دهند، این چنین توسط همشهری­شان مورد لطف قرار می­گیرند (در گذشته فرد برای اینکه مطلبی رو از مربیش یاد بگیره باید کلی ، ناز و قمزه استادش رو می کشید ، سالیان زیادی سپری می شد تا یه چیزایی یاد بگیره . در آخر هم فوت کوزه گری رو استاد به شاگرد یاد نمی داد...). حضرت آقا اگر هم چیزی از کوهنوردی و سنگنوردی دارید، از صدقه سر همانهایی دارید که نازشان را می­کشید.

البته این دید شما که فکر می­کنید همه مقابل پیشرفت شما ایستاده­اند و از موفقیت شما ناراحت و عصبانی می­شوند، ناشی از شهرستانی بودن نیست!!! ضمن اینکه بد نیست بدانید از قضا آقای ضیاء هم بلدند با اینترنت کار کنند و از فناوریهای جدید بهره ببرند و باز هم از قضا ایشان جزء نسل جوان هستند و احتمالا شرایط قدیمی بودن را ندارند!!! (از اینکه افراد مطالب جدید یادمی گیرند که مربیان تنها همان فنون قدیمی را بلد هستند بسیار عصبانی می شوند و گاهی وقت ها واکنش هایی همچون آقای ضیاء انجام می دهند.) باز هم از قضا تجربه شاگردی آقای ضیاء را داشته­ام و بر خلاف مربی شما، ایشان هر چه بلدند بر شاگردان عرضه می­کنند و کسی را از مرگ نمی­ترسانند (هربار با مربی خودم راجع به صعود دیواره علم کوه صحبت می کردم ، بلافاصله یاد خاطره ای می افتاد و با حوصله تمام آن را تعریف می کرد ، و وقتی هم که دوباره راجع به صعود دیواره سوال می کردم می گفت:

می دونی در شکاف یخچالی چند نفر مردن؟).

نکته ششم

آقای مواجه شده با خطرات، آقای بدون تعصب، آقای نترس، آقای ریسک و آقای مسیربازکن در هشت هزار متری:

اول، تفاوتهای همدانیها با سایر افراد را برای خودتان نگه دارید، زیرا این مطاع با ارزش شما طبل توخالی است.

دوم، گروه امیرکبیر 14 سال است که تاسیس شده است و به جز برنامه­هایی که افتخار میزبانی شما را داشته است، برنامه­های دیگری نیز اجرا کرده است. برای اینکه از برنامه­های گروه آگاه شوید، به تاریخچه آن مراجعه کنید و روی ...یتان حرف نزنید.

سوم، تفکرات افرادی مانند شماست که به برگ برگ افتخارات زرین این کشور می­افزاید و این برگها را با از دست دادن سرمایه­های کوهنوردی این کشور می­آراید (از سنگ نوردی نباید بهراسیم ، باید برنامه اجرا کرد تا سنگ نوردی را یادگرفت... باید شهامت ، قدرت ریسک و امکانات داشت...).

چهارم، اینکه شما می­توانید با امکانات دانشگاه امیرکبیر (البته بعد از آنکه حرمت آنها را نگه داشتید) در هشت هزار متریها مسیر جدید باز کنید، دو دلیل دارد؛ یا اینکه از امکانات ما بیخبرید یا کلتون خیلی باد داره! آهان یادم نبود، شاید هم به همدانی بودنتان بر می­گرده!

پنجم، شاید دلیل باربری شما همان قوی بودن، ریسک­پذیر بودن یا سایر افاضل همدانیها باشد. این را از کسانی که آنها را انتخاب می­کنند، بپرسید. تا آنجاییکه من می­دانم همانهایی که آقایان همدانی را انتخاب کردند، آقای ضیاء را خط زدند.

ششم، جالب است که شما مهمان این معضلها می­شوید (معذل اساسی در کوهنوردی کشور تهرانی هستند که به خودشان می گویند تهرانی عزیز و به بقیه شهرستانی...)،  از امکانات آنها استفاده می­کنید، به آنها بد و بیراه می­گویید و در آخر هم آرزوی موفقیت برایشان می­کنید. ضمنا بد نیست در شرح حال کسانی که به قول شما حربه کوه را در دست دارند، تفحصی بنمایید و ببینید که عزیزان همدانی هیچ ارتباطی با آنها ندارند!!!

 

«مرتضى گنجايى»

8/7/84

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1384ساعت 2:44  توسط   | 

 

1-  برنامه« فشم به چالوس » - كه قرار بود در تاريخ 29 تا 31 شهريورماه برگزار شود – متاسفانه عليرغم ثبت نام و برنامه ريزي ، بدليل عدم توافق با اداره نقليه و نبود ماشين برگزار نشد.هيئت رييسه انجمن وظیفه خود مي داند از تمامي دوستاني كه براي اين برنامه ثبت نام كرده بودند  ، عذرخواهي نمايد.اميد است در آينده انجمن با هماهنگي هاي بيشتري برنامه ها را برگزار كند و نهادهاي مسئول دانشگاه نيز همكاري بيشتري در اين راستا داشته باشند.

 

2-  اردوي پيش دانشگاهي ورودي هاي 84 روز جمعه 1/7/84 در محوطه دانشگاه برگزار شد.انجمن كوهنوردي نيز با داشتن يك غرفه و با برنامه ريزي قبلي و تبليغات وسيع و تهيه يك بروشور براي ورودي هاي 84 توانست حضوري فعال و چشمگير در اين اردو داشته باشد و بعنوان اولين نهاد دانشجويي اولين برنامه تفريحي را براي ورودي هاي جديد تدارك ببيند. در اين اردو انجمن :

-    با برپايي يك چادر  و گذاشتن طناب ، كوله ، كيسه خواب و ساير لوازم كوهنوردي داخل غرفه ، مي خواست ورودي هاي جديد با لوازم كوهنوردي آشنا شوند.

-    با ارائه يك بروشور و فرم عضويت به ورودي هاي جديد ، سعي داشت آنها را با سوابق و نحوه فعاليت انجمن در داخل دانشگاه آشنا كند.

-    با چسباندن چند عكس از برنامه هاي انجمن به ديوارهاي غرفه و نمايش عكسهاي آلبوم هاي قديمي انجمن ، توانست تعدادي از برنامه هاي اجرا شده را به ورودي هاي جديد معرفي كند.

-    با تدارك برنامه راهپيمايي « اَمامه به كُلوگان » ويژه ورودي هاي جديد قصد دارد در ابتداي شش ماهه دوم اعضاي زيادي را جذب كند.

 

3-  جلسه هفتگي انجمن روز يكشنبه 3/7/84 ساعت 18:30 – 17 با شركت 20 نفر در كلاس 212 دانشكده معدن تشكيل شد.

در اين جلسه منصور احمدي در دو نوبت به ترتيب درباره علل برگزار نشدن برنامه « فشم به چالوس » و نحوه حضور انجمن در اردوي پيش دانشگاهي صحبت كرد و شاهين مقيمي نيز در دو نوبت  به ترتيب درباره زمانبندي برنامه «اَمامه به كُلوگان » و تقسيم وظايف اين برنامه توضيح داد .

جلسه هيئت رييسه انجمن نيز بلافاصله پس از جلسه عمومي تشكيل شد كه در اين جلسه نيز در مورد چگونگي تصويب برنامه هاي شش ماهه دوم بحث و تبادل نظر شد.

 

4-  هيئت رييسه انجمن كوهنوردي ، از مسئولين محترم اداره كل تربيت بدني و ورزش ، بالاخص آقايان دكتر سيد احمد صفوي زاده و مهندس حسين فهيمي فر به سبب مساعدت و همكاري صميمانه در اختصاص يك غرفه به انجمن ، تهيه تداركات و تكثير بروشور قدرداني و تشكر مي نمايد.

 

5-    افراد همكار در برپايي غرفه انجمن در اردوي پيش دانشگاهي :

1-    ميثم افشاري                         7- حميدرضا تيموري 

2-    زينب محمود آبادي                   8- شاهين مقيمي   

3-    منصور احمدي                         9- پريسا امامي

4-    آزاده ميرعابديني                    10- مرتضي گنجايي

5-    محبوبه نبوي نيا                     11- عليرضا علامي

6-    مريم ملكي                           12- داوود مرادي

هيئت رييسه انجمن وظيفه خود مي داند از زحمات اين دوستان تشكر و قدرداني نمايد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1384ساعت 2:38  توسط   | 

با تشکر از احسان حسین نژاد.

سلام بابک؛ ظاهرا داريم به يک نقطه اشتراک نزديک ميشيم. در باره نامه تو چند توضيح کوتاه ميدم:

۱ـ گفته خودم رو اصلاح ميکنم: در کنار اين نامه نگاری ها ديدار و گفتگوی مستقيم رو هم لازم ميدونم. چون به هر حال خيلی مواقع نميتونيم منظورمون رو موقع نوشتن انتقال بديم.

۲ـ منصور احمدی بايد پاسخگو باشه.. قبول دارم. اما فکر ميکنم لحن گفتارمون هم ميتونه شخص رو ترغيب به پاسخ گفتن کنه هم ميتونه فرد رو در موضع دفاع کردن قرار بده. اين ها تعارف و ظواهر نيست. بخشی حقيقی از روابط انسانی است.   

۳ـ اصل مطلب تو در مورد گرده بود؛ اصل مطلب منم اين بود که (به گفته خودت) احسان حسين نژاد نوعی همون بابک ضياء ۴ سال پيشه.. پس لزومی نداره که با طعنه و کنايه باهاش حرف بزنيم و پيشداوری کنيم که حرفامون تاثيری نداره. شايد هم اين مطالب تاثيری نداشته باشه. شايد هم بايد گذاشت هر کسی خودش تجربه کنه و ياد بگيره. اما کمی هم احتمال بديم که حتی ذره ای ديد افراد رو نسبت به اين ورزش اصلاح کنه..

۴ـ‌ در مورد برنامه اندرس: تا اونجا که يادمه هيچ تمرين خاصی به عنوان پيش برنامه اندرس در نظر گرفته نشد. اگر همين امروز منصور احمدی برنامه اندرس رو با اون مختصات اجرا کنه مستحق شديد ترين مجازاته!!

در مورد ديواره علم کوه: شب مانی در ديواره دليلی بر مخدوش بودن برنامه نيست. اما وقتی اين شب مانی بر خلاف برنامه پيش بينی شده است حداقل ميتوان گفت شايسته بررسی است. ولی وقتی روال ثابت گروه اين نيست...

اين يکی چندان مهم نيست. فقط محض اطلاع ميگم: شخصا در برنامه علم کوه ۷۹ (مسير سياه سنگ ها) حضور داشتم و مطالب گفته شده ديده هام بود. اما در مورد گرده همون سال: چون اون برنامه جز اولين برنامه هام بود تمام مدت سعی در شنيدن داشتم و مطالب گفته شده در جلسه انتقادات و پيشنهادات رو خوب يادمه. نيز در برنامه هايی که بعد از اون با محمد عباسی و به خصوص با علی موسوی اجرا کردم مفصلا در مورد اون برنامه صحبت کرديم.

۵ ـ نظراتم رو در مورد گرده در قالب يک بحث کلی تر به زودی مينويسم. هر چند اين روز ها کمی بی حوصله هستم برای نوشتن..   

به اميد ديدار..

احسان

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1384ساعت 2:32  توسط   | 

نامه اي از بابك ضيا . با تشكر از ايشان.

 

 

آقای احمدی - مطلبی در ارتباط با نوشته احسان تهیه کرده ام با تشکر آنرا در وبلاگ قرار دهید.

 

 

 

برای دنبال کنندگان مبحث و بخصوص احسان

 

هفته گذشته در مسافرت بودم.دو نوشته در ارتباط با مطلبم دیدم.(مستقل از جوابیه احسان به نوشته میثم) برای نوشته آقای میثم هیچ پاسخی ندارم. ایشان سرور من هستند و مهمان دانشگاه امیرکبیر. طرف خطاب اصلی من منصور احمدی بود و نقد عملکردش و خوانندگان بهتر از هر کسی قادر به قضاوت هستند.

و اما در مورد نوشته احسان

* در ابتدا رفته ای سر اصل مطلب و در ادامه اذعان کرده ای که ایراداتی را به برنامه گرده وارد می دانی

*قسمت بعدی نوشته ات اشاره ایست به چند برنامه از برنامه های سالهای گذشته امیرکبیر و نتیجه گیری اینکه این قصه سر دراز دارد و مختص دوره منصور احمدی نیست.

* احتمالاٌ انتقاد کرده ای از اینکه چرا مسئولین قبلی بازخواست نشدند و برنامه ها مورد تفحص قرار نگرفت.

* نکاتی را ذکر کرده ای در مورد خوش شانسی و اشتباهات مان و اینکه تلفات جانی تا بحال نداشته ایم.

* از من گله کرده ای که چرا قدیس وار کوردلان را مورد عتاب قرار داده ام و از خط به خط گزارش ایراد علیه نویسنده گرد آورده ام.

* گفته ای که می دانی چقدر از این وضعیت تاسف بار افسوس می خورم اما توصیه کرده ای که از نوشتن نوشته های احساسی و پاکنویس نشده اجتناب کنم.

* دوای درد را نمیدانی اما دیدارهای حضوری و رودر رو را مفیدتر از این نامه نگاریها می دانی.

 

با تو در یک سری موارد موافق و در یک سری مخالفم.

 

1-   از آخر نوشته هایت شروع می کنم. این قضیه دیدارهای حضوری و رودررو را متوجه نمی شوم. امیدوارم از من انتظار نداشته باشی که در جلسه دانشگاه حاضر شوم و رودررو با مسئولین و دانشجویان دیدار کنم. اگر فرصتش را داشتم هیچ مشکلی نبود اما رابطه خود با شماها را بسیار راحتتر از اینها می دانسته و می دانم. شماره تماس دارید و آدرس منزل را هم که می دانید و به طور کلی قرار گذاشتن و دیدار را اصلاٌ امر پیچیده ای نمی دانم. اما من هیچ مزیتی نمی توانم برای آن قائل شوم.

 سوال اصلی من این است که چه مسائلی در دیدار حضوری حاصل می شود که در این نامه نگاریها(به زعم تو) دست نیافتنی است؟ برعکس من یک مباحثه مکتوب را به مراتب مفید تر می دانم. مقید به زمان و مکان نیست و اگر نکته ای قابل استفاده در آن وجود داشته باشد برای همگان قابل دسترسی خواهد بود و از همه مهمتر امکان آرشیو آن موجود است. به نظر من وقتی کسی مطلبی را می نویسد نسبت به وقتی که آنرا به زبان می آورد، بیشتر به آن فکر می کند. این مباحث از زمانی که یادم می آید بوده است و حالا حالاها ادامه خواهد داشت. چرا از این امکان مفید اینترنت استفاده نکنیم؟ گذشتگان چنین یادگاری برای ما نگذاشتند اما حالا که می شود ما برای آیندگان مکتوب کنیم. اگر به دردشان خورد استفاده کنند و اگر هم به دردشان نخورد به آن بخندند.

 

2- نوشته مرا احساسی و پاکنویس شده قلمداد کرده ای. احساسی شاید اما پاکنویس نشده را نمی پذیرم. من هیچ مشکلی با نوشته احساسی ندارم. احساس یک شخص برای من به مراتب مهمتر از یک نوشته کاملاٌ منطقی و مستدل است. نظر شخصی خودم این است که یک نوشته احساسی را به مراتب رک تر و واضحتر می دانم. بسیاری از عملکرد ما از همین احساساتمان نشات می گیرد پس پنهان کردن آن دردی را دوا نمی کند. مطمئن باش از این به بعد هم احساسی خواهم نوشت و هیچ مشکلی با اینکه احساسی پاسخ بگیرم ندارم. سعی خواهم کرد به کسی توهین نکنم اما از همین جا اعلام می کنم هیچ مشکلی وجود ندارد که به شخص بابک ضیاء توهین کنید حداقل فحش خورمان حسابی تقویت شده است و اگر بخواهی نسبت به این قضیه حساسیت داشته باشی نمی توانی بحث خود را و نقد خود را ادامه دهی.

اما من نوشته پاکنویس نشده به کسی حواله نمی کنم مطمئن باش چندین بار قبل از انتشار آنرا مطالعه می کنم و پای تک تک جملاتم هم خواهم ایستاد. ای کاش به جای گله کردن به صورت کلی به جمله هایم ایراد می گرفتی و مرا ملزم می کردی که از ادعایم دفاع کنم نه اینکه مرا هم به کلی گویی وادار کنی.

 

3- احسان عزیز قدیس و کوردلی وجود ندارد. قاصله خود و شما را فقط چند سال فعالیت بیشتر می دانم. شماها آیینه ای از خودِ 4 سالِ پیشِ من هستید. با همان روحیات، با همان آرزوها و با همان اشتباهات. من قصد تحقیر و توهین به کسی را ندارم لیکن نسبت به سهل انگاری در این چند سال آنقدر حساسیت پیدا کرده ام که به خود اجازه دهم با تندترین لحن ممکن طرف مقابل را بازخواست کنم. اصل مطلب را فراموش نکنیم. چرا خود را اینقدر مقید به تعارفات و رعایت ظواهر کنیم؟ من برنامه را به طور کلی و از لحاظ ساختاری مورد انتقاد قرار دادم و کاری به خط به خط گزارش نداشتم. ایراد خط به خطی به گزارش مثلاٌ این می شد که ترتیب دو رکابی و سه رکابی کاملاٌ برعکس گزارش شده و یا در یک گزارش فنی از کروکی استاندارد برای توضیح مسیر استفاده می شود و نه از آدرس دهی دست چپ، دست راستی که در گزارش قید شده بود. اما در همینجا نیز یک بحث مطرح می شود. وبلاگ یک گروه معرف آن گروه است و بیانگر ماهیت آن گروه. یک ضعف در این وبلاگ می تواند به حساب کل گروه گذاشته شود. پس بهتر نیست که گزارشها قبل از انتشار مورد بررسی و ویرایش مجدد قرار گیرند؟

 

4- از بازخواست نشدن مسئولین قبلی گله کرده ای. من هم گله مندم اما این گله را به خود مربوط نمی دانم. فقط در مورد شخص خودم می توانم این را بگویم که تا بحال به دلیل احساس عدم صلاحیت سکوت می کردم. اما پس از حادثه اندرسم تصمیم گرفته ام با وجود عدم صلاحیت سکوت نکنم. مطمئن باش از این به بعد هرجایی که به زعم خود احساس کنم موردی اشتباه است آنرا مطرح خواهم کرد و پای حرف خود نیز خواهم ایستاد و همیشه سعی خواهم کرد آنقدر انصاف داشته باشم که اگر پاسخ قانع کننده ای دریافت کردم حرف خود را پس بگیرم.

 

5- برنامه هایی که عنوان کرده ای همگی از نظر من نوعی نیز محکومند و به دلیل بند قبل به خود اجازه ندادم که از کسی مانند عباس علینژاد انتقاد کنم. در یک سری از موارد اشاره شده در برنامه ها با تو اختلاف نظر دارم که آنرا ذکر می کنم. به دو برنامه در سال 79 اشاره کرده ای که مستقیماٌ به من مربوط می شد. من منکر اشتباهات ارتکابی در دوره خودم نمی شوم و اگر لازم شد حاضرم در مورد تمامی آنها بحث و تبادل نظر شود اما گله ام از تو این است که نباید منبع اطلاعاتی تو در مورد برنامه سال 79 اینقدر ناقص می بود. نه تیم گرده بدون پیش برنامه  و تمرین مفاهیم صعود کرده ای سر از گرده در آورده بود و نه اعضای مسیر سیاه سنگها با خوش شانسی از مرگی حتمی و دردناک نجات پیدا کرده بودند.می توانستی از من یا بابک الهویی هم در این زمینه اطلاعاتی کسب کنی. اما منکر قضیه نمی شوم باز تاکید می کنم که حاضرم در بحثی جداگانه (و مکتوب) در مورد تمامی جزئیات ایندو برنامه صحبت شود و تمامی کمبودها و کاستیها مورد بررسی قرار گیرد.

و اما اختلاف نظرهای دیگر من با تو در مورد لیست برنامه هایت در دو مورد است:

نخست اینکه تیمی که قصد اجرای برنامه ای مانند اندرسم را دارد نیازی به تمرین مباحث ابزارگذاری و حمایت از بالا و پایین ندارد. مباحثی کاملاٌ تخصصی دارد که در همان تابستان سال 82 بارها و بارها توسط اعضای برنامه در پیش برنامه تمرین شد.

و مورد دوم این است که به شب خوردن یک تیم دیواره دلیلی بر مخدوش بودن آن برنامه نیست. شب مانی در دیواره از طبیعیترین اتفاقاتی است که برای یک کرده می تواند پیش بیاید. درست و اصولی صعود کردن به مراتب مهمتر و با اهمیت تر از سریع صعود کردن است. و علت کندی یک تیم فقط ضعیف بودن تیم نیست.

 

6- و در ابتدای نوشته ات گفته بودی که می روی سر اصل مطلب. اصل مطلب برنامه گرده بود و کل توضیحات تو در مورد این برنامه در حد یک سطر و آنهم بصورت کاملاٌ کلی بود. اینبار خواهش می کنم سر اصل مطلب برو. من هنوز نمی دانم که تو انتشار این نوشته را تایید می کنی یا با آن مخالفی؟ اگر نسبت به برنامه گرده انتقاد داری چرا آنرا در این بحث مطرح نمی کنی؟ اگر احتمالاٌ آنرا به صورت حضوری در برابر منصور احمدی مطرح کرده ای مفاد آن چه بوده است که قابل انتشار نیست؟ مگر در مورد مسائل گروه چیزی برای مخفی کردن وجود دارد که دیگران نباید در جریان آن قرار گیرند؟

 

دوای درد را نمی دانی، منهم نمی دانم و در نوشته قبلی هم اذعان کرده ام که شک دارم مطالبم تاثیری داشته باشد. راستش این شک من تقویت شده است. اینکه یک موردی تاثیر گذار باشد با گرفتن یک ژست روشنفکرانه و بیان شفاهی حاصل نمی شود. تو هر چقدر هم که بگویی تاثیر دارد و هر چه کامنت هم که در این راستا باشد،کفایت نمی کند. سکوت منصور احمدی چه مفهومی دارد؟ طرف خطاب اصلی من شخص منصور احمدی (منصور احمدی نوعی به عنوان سرپرست  گروه امیرکبیر و نه منصور احمدی حقیقی) است. چرا پس از گذشت 3 هفته هنوز ساکت است؟ این کفایت نمی کند که با یک تشکر خشک و خالی مطالب دیگران را منعکس کند. پس توضیحات خودش چه می شود؟ انتظار ندارم ایشان فقط در مورد برنامه لیقوان توضیح دهند. از همینجا استدعا می کنم به بنده هم در  مورد مواردی که مطرح کرده ام پاسخ دهند.

اینکه یک نفر با مسئولیت خودش ریسک کند به خودش مربوط است. اما صحبت از یک گروه دانشجویی است و برنامه ریزی برای غیر از خود. نفرات به شخصه مورد نظر نیستند. گفته ای در کل تاریخ  گرده نوردی امیرکبیر از این 3نفر شایسته تر نبوده اند. اختلافی با تو ندارم. من با 3 نفر هیچ مشکلی ندارم و منکر تواناییهاشان نیستم. مشکل اصلی من روند طی شده برای این نفرات است و نمی دانم که به چه زبانی اینرا حالی کنم. این 3 نفر خودشان گرده می رفتند و از این بدتر هم برنامه اجرا می کردند به کسی مربوط نبود. اما صحبت از تقویم مصوب یک گروه است. قرار نیست با امکانات گروه دانشجویی به دنبال خواسته های شخصی خود و برنامه های آنچنانی باشیم. قرار نیست با اجرای برنامه های اسم ورسم دار برای یک گروه دانشجویی افتخار کسب کنیم. مگر یک گروه دانشجویی با آن ماهیت شناورش چقدر کشش و گنجایش دارد؟ اذعان می کنم که من نیز در سال 79 به دنبال چنین چیزی بودم اما اشتباه می کردم. انرژی و وقت زیادی را در این راستا هدر دادم و اگر تمرکز خود را فقط بر روی همان برنامه های دانشجویی با همان سطح پایینشان متمرکز می کردم بهتر نتیجه می گرفتم. اجازه دهیم برنامه های دانشجویی با همان سطح پایینشان باقی بمانند لیکن کیفیت اجرایی آنرا بالا ببریم. سطح بالاتر مسیرش باز است اما مستقل از تقویم گروه. آنان که علاقه مندند خودشان با هزینه و مسئولیت خودشان برنامه اجرا کنند. به من نگو که نباید از یک دانشجو انتظار داشت تمامی هزینه های یک برنامه زمستانی را تقبل کند. از دانشگاه هم نباید انتظار داشت. وقتی یک نفر تصمیم می گیرد از بزرگترین سرمایه خود یعنی زندگی و سلامت خود خرج کند خودش راه تامین هزینه را بدست خواهد آورد. در همین یکسال اخیر به اندازه کافی بدنه کوهنوردی دانشجویی از حوادث لطمه دید. چه بخواهیم و چه نخواهیم جامعه و مسئولین ما نسبت به تلفات حساسند ما این روند را تشدید نکنیم. کل حرف و لب کلام من این است که در بدنه های دانشجویی سراغ برنامه های خطرناک نرویم و اگر زیادی اصرار داریم که ریسک کنیم با رعایت حداکثر موارد ایمنی، میزان احتمال حادثه را به حداقل برسانیم.

برنامه گرده امسال نقایص زیادی داشت. من خواستار بحث و تبادل نظر در این زمینه هستم. اینکه قبلاٌ اینکار نشده دلیل نمی شود بر اینکه اینکار هیچگاه نشود. اینکه مسئولین قبلی بازخواست نشدند حاشیه امنیت برای مسئولین فعلی ایجاد نمی کند. منصور احمدی اینترنت را برای انعکاس فضای گروه انتخاب کرده است. دستش درد نکند. شهامت به خرج داده است و اینکارش شایسته تقدیر است. اینکار را به این وسعت هیچیک از همتاهای قبلی اش انجام نداد و همین یک امر کفایت می کند که جایگاه او متفاوت باشد. امیدوارم بتواند این امر را برای آیندگان نهادینه کند و این میسر نمی شود جز اینکه در برابر کس و ناکس، آشنا و غریبه، دوست و دشمن پاسخگو باشد. خواننده قدرت تشخیص دارد. خواننده خوب را از بد و صحیح را از غلط تشخیص می دهد. لازم نیست چیزی از خواننده مخفی شود. دشنام و پراکنده گویی ضمن اینکه هیچ دردی را دوا نمی کند هیچ خلل و ضربه ای هم نمی تواند به یک بحث درست بزند.

من امیدوارم این نوشته ها بتواند تاثیر داشته باشد. حتی یک نفر،فقط یک نفر هم بتواند استفاده کند کافیست. زیاد از ظواهر مطالب دلگیر نشویم و سعی کنیم ضمن آنکه از جنبه های منفی گله می کنیم جنبه های مثبت را نیز جلو ببریم. احسان عزیز تو فقط به جنبه های منفی چسبیده بودی و وارد اصل مطلب نشدی. برایم قابل درک است و منصور احمدی باید حسابی از تو تشکر کند. اما منصور احمدی باید توضیح هم بدهد.

بابک

2 مهر 1384

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 مهر1384ساعت 2:31  توسط   |