|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1384ساعت 16:46 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
مجمع عمومي فوق العاده انجمن يكشنبه 4/10/84 – ساعت 17:15 – اتاق 212 دانشكده معدن موضوع : راي گيري جهت تصويب اساسنامه جديد از همه اعضا دعوت مي گردد در اين مجمع حضور يابند. 1- پيشنهاد دهنده اساسنامه و ميزبان مجمع عمومي فوق العاده ، هيئت رييسه فعلي انجمن است. 2- مجمع راس ساعت 17:15 آغاز و 17:30 رسميت مي يابد. 3- در ابتداي ورود به همه افراد متن تغييرات اساسنامه و به واجدين حق راي تعرفه داده مي شود. اساسنامه فعلي تغييرات اساسنامه اساسنامه جدید نسخه Word نسخه Word نسخه Word تغييرات اساسنامه 1- در تمام موارد واژه « گروه »به « انجمن » تغيير يافته است. 2- « بند 1 از ماده چهارم » حذف شده است. «1- انجمن کوهنوردی دانشگاه صنعتی اميرکبير در دو شاخه خواهران و برادران به طور جداگانه فعاليت می نمايد» 3- در « تبصره 2 از ماده چهارم » واژه « كتبي » به « رسمي » تغيير يافته است. « تبصره 2- در رأی گيری مجمع عمومی از کليه اعضای رسمی واجد شرايط دعوت کتبی (رسمي)جهت شرکت در جلسه انجام می گيرد » 4- در تمام موارد واژه هاي «شاخه» يا «شاخه ها» يا «هر شاخه» يا «شاخه مربوطه» به «انجمن» تغيير يافته است . 5- «تبصره 3 از ماده چهارم» حذف شده است . «تبصره 3- زمان برگزاری مجمع عمومی در ساعات معمولی جلسات هفتگی می باشد » 6- «بند ب از ماده ششم» حذف شده است. ب) اعضای فعال دانشکده ای اين افراد عضو رسمی انجمن نبوده ولی سابقه فعاليتشان در برنامه های گروه های دانشکده ای، بيش از 3 برنامه مصوب کميته فنی انجمن دانشگاه می باشد و فرم عضويت گروه های دانشکده ای را تکميل نموده اند. 7- « تبصره هاي 2 و 3 و 4 و 5 و 6 » از ماده ششم حذف شده است. تبصره 2- اعضای رسمی فعال دانشکده ای دارای شماره عضويت بوده و سابقه فعاليت آنها در پرونده های مربوطه ثبت و نگهداری می گردد. تبصره 3- هر يک از اعضای فعال دانشکده ای در صورت شرکت در حداقل 3 برنامه انجمن و با تکميل فرم عضويت و تأييد سرپرست انجمن به عضو رسمی بدل شده و سابقه فعاليت ورزشی آنها به پرونده اصلی منتقل می شود. تبصره 4- سابقه فعاليت دانشکده ای اعضای رسمی نيز در پرونده رسمی انجمن ثبت می شود. تبصره 5- منظور از گروههای دانشکده ای گروههايي است که تحت پوشش آيين نامه گروههای دانشکده ای هستند و برنامه هايي از اين گروهها جزء سابقه محسوب می شود که به تأييد کميته فنی انجمن دانشگاه رسيده باشد. تبصره 6- به طور کلی مزايا و امتيازات اعصای رسمی در قياس با ديگر اعضاء به شرح زير است: - حق رأی در مجامع عمومی و انتخابات - قابليت درخواست تشکيل مجمع عمومی فوق العاده و مطرح نمودن موارد متعدد از قبيل پيشنهاد تغيير اساسنامه يا آيين نامه ها و استيضاح سرپرست - قابليت استفاده از تسهيلات صندوق قرض الحسنه انجمن بر طبق آيين نامه مربوطه - بهره گيری از تسهيلات ذکر شده در آيين نامه وسايل 8- در « بند 1 از ماده هفتم » يك مورد به وظايف سرپرست اضافه گرديد . 1- وظايف سرپرست - انتخاب و معرفی اعضای هيأت رئيسه - ايجاد هماهنگی و تنظيم برنامه های هيأت رئيسه - نظارت بر انجام امور محوله به مسؤولين - شرکت در جلساتی که به منظور پيشرفت و توسعه رشته ورزشی مربوطه تشکيل می گردد - ارائه گزارش و طرحهای لازم به تربيت بدنی دانشگاه جهت اجرای برنامه های انجمن - تعيين مسؤولين فضاهاي مجازي متعلق به انجمن شامل وبلاگ ، سايت و گروپ 9- در «تبصره 1 از ماده هفتم » جمله «ولی تنها مسؤولين مربوطه در جلسه هيأت رئيسه صاحب رأی می باشند » حذف شده است. « تبصره 1- هر يک از مسؤولين هيأت رئيسه بنا به حجم وظايف می توانند اقدام به تشکيل کميته اختصاصی نمايند، ولی تنها مسؤولين مربوطه در جلسه هيأت رئيسه صاحب رأی می باشند » 10- در «تبصره 4 از ماده هفتم » ( 2 جلسه ) به ( 1 جلسه ) تغيير يافته است. «تبصره 4 - در صورت غيبت غير موجه بيش از 2 جلسه (1 جلسه) هر يک از افراد هيأت رئيسه، فرد مستعفی شناخته می شود » |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 آذر1384ساعت 2:0 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اعضای شرکت کننده: ؟ سرپرست : وريا دايي چين
پنجشنبه 24 آذر 84 ساعت 12 من و ياشار درب پارک منتظر دوتا ديگه از بچه هاييم، سهند و فاطمه. هوا خيلی بده، پر دوده، قله به سختی پيداست. 3 تا ديگه از بچه ها – محسن و مبين و مريم – قراره که عصر راه بیفتن و شب توی دشت به ما برسند. منصور و احسان و مرتضی هم قرار بوده صبح از درکه راه بيفتن و خط الراس – دوشاخ، پلنگ چال، شاه نشين، توچال، لزون – رو طی کنن و حدود ساعت 4 توی دشت منتظر ما باشن.
12:20 هنوز سهند و فاطمه نيومدن.
12:35 از پارک خارج شديم و با کوله های سنگين به سمت اردوگاه حرکت می کنيم.
1:30 کنار پايگاه نظامی هستيم. قراره 3 دقيقه استراحت کنيم. هوا هنوز خوب نشده و دود خيلی زياده.
2:10 به اردوگاه رسيديم. هنوز هوا خرابه، اينجا هم قله واضح ديده نمی شه. از برف هم خبری نيست. با توجه به اين که کوله هامون سنگينه سرعتمون نسبتا خوبه. يه ربع استراحت می کنيم.
3:30 پايين زين اسبی وايساديم که 10 دقيقه استراحت کنيم. چون فکر می کرديم روی زين اسبی باد داشته باشيم حدودا 20 متر پايين تر وايساديم. کم کم داره آلودگی کم می شه.
نيم ساعته که از زين اسبی راه افتاديم. قسمتی که بايد کلکچال رو دور بزنيم يخ زده و مجبوريم با احتياط رد بشيم. محسنم به ما رسيد. مثل اينکه 2:20 از پارک راه افتاده. چيزی تا دشت نمونده هوا هم خوب شده. برف زيادی تو منطقه نيست ولی پشت کلکچال کاملا برف داره.
4:30 به دشت رسيديم و یه جای خوب بالای دشت برای چادر زدن پيدا کرديم. به نظر می رسه که اينجا رو برای چادر زدن درست کردن. کنار مون هم جشمه است. منصور و مرتضی و احسان هم از بالا (لزون) دارن ميان.
چادرها رو زديم و رفتيم تو. هوا نسبتا سرده اما باد نداريم. احسان و مرتضی 2 ساعتی پيش ما بودن و بعد به طرف پايين راه افتادن. ما هم توی چادر صحبت های زيادی راجع به گروه و روند کاری گروه کرديم و پيشنهادات و انتقادات زيادی مطرح شد.
11:40 بچه ها می خوان بخوابن. ياشار و سهند هم می خوان شبونه خط الراس لزون، توچال رو برن و برگردن. اونا راه افتادن. منصور و محسن هم که می خواستن شب برن پايين مونن، کيسه خواب هم ندارن.
5 صبح ياشار و سهند برگشتن. قله رو رفتن. ياشار می خواد برگرده پايين. من و سهند و منصور و محسن توی يه چادر با 3 تا کيسه خواب خوابيديم. مريم و فاطمه و مبين هم توی اون يکی چادرن.
8:00 من و محسن و فاطمه به طرف لزون شرقی (پيازچال) راه افتاديم. منصور و سهند که خسته بودن. مريم و مبين هم می خوان برن توچال.
تقريبا يه ربع مونده به قله باد و بوران شروع شد. 9 به قله رسيديم. برای اين که به باد نخوريم از يال جنوب شرقی برگشتيم. تقريبا 9:30 هم پايين بوديم. يکی از چادرها رو جمع کرديم. صبحانه خورديم. ياشار هم پيفام داد که 8:20 به خونه رسيده. وسايل رو جمع کرديم و 11:30 به سمت پايين راه افتاديم. تو مسير برگشت هم اتفاق خاصی نيفتاد و حدودا 1:30 پايين بوديم و با پول شيرينی و جريمه ناهار خورديم.
سرپرست عکس ها از: یاشار داودی، احسان حسین نژاد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1384ساعت 14:11 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام با توجه به تهمت هاي ايراد شده توسط ميثم خوش قدم و اعتراضات ساير دوستان و با توجه به اينكه خيلي از افراد - از جمله بابك ضيا - عضو Yahoogroup انجمن نيستند اين مطالب در وبلاگ انتشار يافت؛ اما واكنش : 1- از اينكه در رابطه با اين نامه تاكنون واكنشي نشان ندادم پوزش مي خواهم. 2- از دوستان عزيز خواهش دارم مطلبي در اين رابطه براي وبلاگ نفرستند و بحث را در همين جا خاتمه دهند. 3- yahoogroup moderatorاز انجمن تقاضا دارم كه وضعيت membership ميثم خوش قدم را تا اطلاع ثانوي به صورتbanned درآورند. خوش باشيد منصور احمدي 23/9/84
baraye mansoor salam to ham inaro khoondi? fekr nemikoni inja dige weblog-e shakhsi nist ke beshe har chi khast toosh nevesht? fekr nemikoni estefade az inja baraye tohmat zadan be digaran farq mikone? fekr nemikoni daste kam bayad tazakori dade beshe? ... mokhles mobin P.N.: tu in majara shakhsan ehteramam baraye babak bishtar az qabl shod
با سلام چند نکته خطاب به ميثم: 1- ۱- متصديان وبلاگ انجمن، لينک وبلاگ تو رو به عنوان يک وبلاگ کاملا شخصی قرار نداده اند. چرا که برخی ديگر از اعضای انجمن دارای وبلاگ کاملا شخصی می باشند – احسان، ابوذر، منصور، محمد، خودم و شايد برخی ديگر که من بی اطلاعم – ولی لينکشون در وبلاگ موجود نيست و لينک های موجود در وبلاگ، اگر کوهنوردی صرف نباشند در ارتباط با موضوع کوهنوردی هستند و محلی بيانگر جايگاه پديد آورندگان اين وبلاگ ها در کوهنوردی. 2- ۲- اگر با قاطعيت می گی که "واکنش ایشون صرفا تاثیر پذیر از برخوردهای گذشته ای است که در اثر برنامه علم کوه بین من و ایشون پیش آمد" و هيچ احتمالی برای واکنش بدون غرض بابک قائل نیستی می شه حدس زد که اين حرف های تو هم تحت تاثير همون برخوردهاست. (البته من با قاطعيت نمی گم و حدس می زنم) 3- ۳- باز هم با قاطعيت گفتی که " ایشون در خونه نشته اند و با طرح چنین مسایلی و با جو سازی سعی در مطرح کردن خودشون در عرصه کوهنوردی داشته و سعی می کنند با گرفتن موضع منتقد، از خود چهره ای صاحب نظر و پیشکسوت در انظار دیگران ایجاد کنند." و " تمام کامنت هایی که بانام های مستعار و یا غیر مشخص و با هدف جو سازی و برهم زدن روابط دوستان و وبلاگ نویسان است برگرفته از صفحه کلید آقای ضیا است". اين حرف های تو وقتی که دربارشون مطمئن نيستی و دلايل کافی نداری، برگرفته از احساسات توست و تهمت تلقی می شه. 4- ۴- گفتی که " پاسخ گویی و هرگونه واکنش من به ایشون بسیار اشتباه است". آدم عاقل وقتی که می دونه کاری اشتباست اولين گزاره منطقی که به فکرش می رسه اينه که اون کار رو انجام نده. پس چرا پاسخ گفتی؟ در پايان از دوستانم درخواست می کنم که به جای پرداختن به بحث و جدل های الکترونيکی که نتيجه ای جز دل چرکين تر شدن از همديگر ندارد، وقتی بگذاريد و به طور حضوری با هم بحث کنيد که در اين صورت با توجه به شناختی که از همتون دارم مطمئنم بسياری از سوء تفاهم ها برطرف می شه. (کامنت های اخير وبلاگ هم نويد همين مطلب رو می دن. استثنائا بحث الکترونيکی جواب داده) محسن
واکنش به یک واکنش سلام عرض می کنم خدمت همه دوستان خوبم در دانشگاه صنعتی امیر کبیر. مثل اینکه آقای ضیا دست از سر کچل ما بر نمی داره. 1- اول از همه از اینکه دوستان خوبم و متصدیان وبلاگ دانشگاه، لینک وبلاگ من را در وبلاگ خودشون قراردادند خیلی خیلی تشکر می کنم. 2- وبلاگ من یک وبلاگ کاملا شخصی است و هرچی که دوست داشته باشم توی اون قرار می دهم و محلی که بیانگر جایگاه من در اینترنت و کوهنوردی است سایت رسمی من به نام www.persianebuy.com/mountain/index.aspx است که مورد توجه همه دوست داران کوه است. تقاضا 3- اگر به دلایلی که آقای ضیا ذکر کردند و تقاضا کردند که لینک وبلاگ من از لیست لینک های وبلاگ دانشگاه حذف شود باید لینك آقای فرامرز نصیری هم از این میان حذف شود. اگر نگاهی به وبلاگ آقای فرامرز نصیری بی اندازید خوب می بینید که چاقوی ایشان نه یک دلبه و دولبه بلکه صد لبه است . کم مونده که به خودشم گیر بده . از فرشید فاریابی ، عباس جعفری ، صادق آقاجانی ، زارعی و .... همه و همه را به باد انتقاد می گیرد . طبق گفته خودش روزانه چندین ایمیل فحش و ناسزا دریافت می کند. شما به مطالب وبلاگ من اعتراض کردید ، در صورتی که من مطالب وبلاگ شخص ذکر شده را بسیار بدتر از مطالب وبلاگ خودم می دونم پس اگر قرار به حذف لینک من باشه باید لینک آقای نصیری هم حذف بشه بابک ضیا : ]مطالب این وبلاگ (به زعم من) خارج از شان و شعور اجتماعی اعضای یک گروه دانشجویی است و لینک دادن به آن (باز هم به زعم من) به نوعی تایید این مطالب و توصیه به دیگران برای مطالعه آن است.[ پس دانشگاه امیر کبیر کلیه مطالب آقای نصیری را تائید می کند ؟ جالبه ... دیدگاه اما من واکنش آقای ضیا را این گونه می بینیم (البته با اجازه طرفدار پر پربا قرص ایشون مرتضی ....) 1- این واکنش ایشون صرفا تاثیر پذیر از برخوردهای گذشته ای است که در اثر برنامه علم کوه بین من و ایشون پیش آمد. 2- ایشون در خونه نشسته اند و با طرح چنین مسایلی و با جو سازی سعی در مطرح کردن خودشون در عرصه کوهنوردی داشته و سعی می کنند با گرفتن موضع منتقد، از خود چهره ای صاحب نظر و پیشکسوت در انظار دیگران ایجاد کنند. 3- اگر این مطالب را آقای نصیری یا فاریابی در وبلاگشون می گذاشتند چنین برخوردی می کردید. (نظرتون را به مطلبی که در رابطه با آقای صادق آقاجانی طرح عنوان اسم صادق را دنبال خود یدک می کشد ولی دروغ می گوید جلب می کنم . در مقاله ایشون صادق آقاجانی ، آقای زارعی ، پزشک تیم و همه و همه را به دروغ گویی متهم می کنند). 4- پاسخ گویی و هرگونه واکنش من به ایشون بسیار اشتباه است چرا که دقیقا همان هدفی است که ایشون دنبال می کند و ایشون سعی در بهم زدن این آشی دارند که پختن. 5- تمام کامنت هایی که بانام های مستعار و یا غیر مشخص و با هدف جو سازی و برهم زدن روابط دوستان و وبلاگ نویسان است برگرفته از صفحه کلید آقای ضیا است 6- هرگونه واکنش آقای ضیاء و دسیسه هایی از این قبیل بی پاسخ نخواهد ماند |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 17:21 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
1- برنامه « صعود به قله كلون بستك » روز جمعه 18/9/84 با شركت 16 نفر و به سرپرستي محسن انواري در منطقه ديزين با موفقيت اجرا شد. 2- برنامه « گذر يكروزه از خط الراس سركچال – كلون بستك » روز جمعه 18/9/84 توسط چهار نفر از اعضاي فعال انجمن با موفقيت اجرا شد. لازم بذكر است كه اين تيم و تيم كلون بستك در يك زمان بر روي قله حاضر شده و برگشت آنها به سمت ديزين مشترك انجام گرفت. 3- جلسه هفتگي انجمن روز يكشنبه 20/9/84 از ساعت 18- 17 با حضور 20 نفر در كلاس 212 دانشكده معدن تشكيل شد. در اين جلسه ابتدا محسن انواري گزارش برنامه « كلون بستك » را ارائه داد و پس از او منصور احمدي به بيان گزارش برنامه « سركچال – كلون بستك » پرداخت. سپس وريا دايي چين – سرپرست – جزييات برنامه « شب ماني در دشت پيازچال و صعود به قله لزون – پنجشنبه و جمعه 25و24/9/84 » را توضيح داد و در پايان ثبت نام اين برنامه انجام شد. 4- جلسه هيئت مديره انجمن ، روز يكشنبه 20/9/84 به دنبال جلسه هفتگي با حضور 9 نفر – از 12 نفر اعضا – تشكيل شد. در اين جلسه موضوع « برگزاري مجمع عمومي فوق العاده در روز يكشنبه 4/10/84 جهت تصويب اساسنامه جديد » با اكثريت آرا تصويب شد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 16:9 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
متن زیر درخواست حسين سرافراز است كه در بخش نظرات مطلب« اخبار – مورخ 17/9/84 » درج شده بود: سلام - دوست دارم این مطلب رو اگر صلاح می دونید با جوابی که حتما خواهید داد در وبلاگ بگذارید . خواستم از هیات رئیسه بخواهم که در مورد اتاق و تابلوی گروه با توجه به قولهایی که داده شده بود توضیح دهند که آیا هنوز هم پیگیر هستند و اگر هستند چرا تاکنون به نتیجه نرسیده اند ؟؟؟ جواب؛
با اين وجود جهت تسريع در اين كار، درخواستي نوشته شده و برنامه اي جهت استفاده از اتاق تدوين شده كه منتظر اتمام تغييير و تحولات اداري دانشگاه و تعيين مدير جديد اداره تربيت بدني هستيم تا اين درخواست را تقديم كنيم.
در كل مي توان گفت، همكنون سياست مجموعه رياست دانشگاه اهميت ندادن به نهادهاي دانشجويي و جلوگيري از استقلال آنها به هر نحو ممكن است.ترتيب اثر ندادن به اعتراضات ، تحصن ها و اعتصابات دانشجويي ، كنترل و نظارت همه جانبه بر نهاد هاي دانشجويي و وابسته كردن عملكرد آنها به اجازه نهادهاي اداري ، معمولي ترين اقداماتي است كه جداي از كارشكني ها و دوندگي هاي اجباري بر اين نهاد ها تحميل مي شود. با اين وجود انجمن كوهنوردي پلي تكنيك به پاس سابقه چندين ساله اش ، كمتر دست خوش اين اقدامات قرار گرفته و همچنان پابرجا و استوار به راه خود ادامه مي دهد. با تشكر از توجهتان پاينده باشيد منصور احمدي 23/9/84
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 15:49 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه زير هفته قبل توسط بابك ضيا براي من،احسان و ميثم خوش قدم فرستاده شد؛
«متن نامه» سلام برای منصور احمدی به عنوان طرف خطاب اصلی و برای احسان حسین نژاد و میثم خوشقدم که به نوعی به ماجرا مربوطند. مقدمه در گشتهای روزانه اینترنتی و در کامنتهای وبلاگ فرشید فاریابی برای مطلب تحت عنوان واکنشها به … مورخ سه شنبه 15 آذر 84 شاهد گله یک نفر با نام مستعار پیگیر در زمینه مطلب وبلاگ میثم شدم. پس از مشاهده مطلب میثم تحت عنوان الهه کرم مالیدن در ایران، عمیقاٌ متاثر شدم. دیدگاه وبلاگ یک نفر یک مقوله کاملاٌ شخصی است و هرکس آزاد است بدون هیچ محدودیتی دیدگاههایش و طرز تفکرش را عرضه کند. اینکه من نوعی با مطالب یک نفر مشکل داشته باشم باید منجر به آن شود که به وبلاگ مزبور وارد نشوم نه اینکه مرتب مطالب آنرا دنبال کنم و دائم نویسنده آنرا محکوم کنم.اینکه یک نفر هم در وبلاگش کامنت می خواهد تعبیرش از نظر من این است که اندیشه خودش را عرضه کرده است و نظر دیگران را در مورد آن می خواهد.اما: وبلاگ یک گروه متعلق به یک شخص نیست و تک تک اعضای آن مجموعه نسبت به آن حقوقی دارند. یک نقطه مثبت در وبلاگ گروهی به حساب همه اعضا گذاشته می شود و برعکس نکات منفی نیز شامل حال تمامی اعضا خواهد شد و این حساسیت کار گردانندگان وبلاگ گروهی را افزایش می دهد. تقاضا به عنوان یکی از اعضای گروه کوهنوردی دانشگاه امیرکبیر نسبت به گنجاندن لینک وبلاگ شخصی آقای میثم خوشقدم اعتراض داشته و تقاضای حذف این آدرس را دارم. مطالب این وبلاگ (به زعم من) خارج از شان و شعور اجتماعی اعضای یک گروه دانشجویی است و لینک دادن به آن (باز هم به زعم من) به نوعی تایید این مطالب و توصیه به دیگران برای مطالعه آن است. خواهشمندم این تقاضا را مورد رسیدگی قرار داده و نتیجه آنرا به بنده اطلاع دهید. بابک – 16 آذر 1384 در اين رابطه ، اينجانب منصور احمدي لازم مي دانم موارد زير را بيان كنم: حساسيت بابك و تذكر او در رابطه با قرار دادن لينك ميثم خوش قدم در وبلاگ انجمن باعث شد تا به اين موضوع كه وظايف webmaster «هنوز لغت معادل فارسي پيدا نكرده ام .اگر لغتي به ذهنتان مي رسد پيشنهاد دهيد»چيست و يك Webmaster تا چه اندازه مي تواند سلايق شخصي خود را در محيط هاي مجازي متعلق به انجمن دخالت دهد ، بيشتر فكر كنم. از طرفي در حال حاضر اساسنامه جديد انجمن در حال تدوين است و بزودي در مجمع عمومي فوق العاده مطرح خواهد شد . اما قبل از آن بايد يك چارچوب كلي از وظايف Webmaster – كه تا بحال در اساسنامه وجود نداشته – در نظر گرفته و بعدا جزيياتش در مجمع به راي گذاشته شود. بر اين اساس بعنوان اولين نفر پيشنهاد خود را ارائه مي كنم : هر وبلاگ داراي موارد متعددي براي تنظيم است كه همگي نيز به ظاهر و نحوه نمايش آن مربوط مي شوند .سايز ،رنگ و نوع فونت؛ تعداد مطلب در صفحه نخست ، سايز عكسها ، قالب وبلاگ ، لينك ها ، نحوه آرشيو مطالب و چند مورد مشابه ديگر . از بين موارد بالا ، بجز بخش لينك ها ، ساير موارد براساس استاندارد و سليقه Webmaster مي تواند باشد كه بعنوان مثال فونت استاندارد وبلاگ نويسي Tahoma است و رنگهاي بكار رفته در نوشته ها از ابتدا تاكنون Dark blue و Dark red - به سليقه من – مي باشد كه به نظر من اين موارد توسط اعلام نظر اعضاي انجمن در بخش نظرات و انتقادات و پيشنهادات آنها قابل اصلاح است تا زماني كه به يك فرمت نسبتا بهينه اي برسيم. اما در مورد لينك ها ؛ 1- به نظر من وجود يك لينك به معناي تاييد مطالب آن نيست كه با روند متغير مطالب يك وبلاگ اصلا چنين ادعايي براي هيچ دو وبلاگ مستقلي امكان پذير نيست « مگر اينكه وبلاگ اصلي بهمراه لينكش توسط يك فرد يا يك ارگان اداره شود و مطالب قبل از قرار گرفتن در وبلاگ مورد بازنگري قرار گيرند و يا اينكه نويسندگان هر دو وبلاگ شيفته يكديگر باشند !» و بارها مشاهده شده حتي افرادي كه لينك يكديگر را در وبلاگ شان قرار داده به انتقاد از مطالب يكديگر پرداخته اند. 2- قبول دارم كه وجود يك لينك به معناي تبليغ آن است و به نظر من اگر قرار گرفتن لينك اعضا در وبلاگ انجمن با اهداف 1- استفاده اعضا از مطالب،تجارب و گزارش برنامه هاي يكديگر 2- تبليغ مطالب و برنامه هاي اجرا شده اعضا كه در نهايت تبليغي براي خود انجمن است. 3- تقويت حضور مجازي اعضا در محيط اينترنت صورت گيرد ، هيچ اشكالي ندارد. بنابراين معتقدم كه وبلاگ انجمن بايد فارغ از محتوي – در همين حد كه به كوهنوردي مربوط شود كافيست – در بخش گروه ها فقط لينك گروه هاي كوهنوردي دانشجويي و در بخش افراد لينك وبلاگ ها يا سايت هاي كوهنوردي اعضا را قرار دهد. 3- يك فرد مي تواند با ارسال Email به Yahoogroup انجمن و تنظيم درخواستي از ساير اعضا بخواهد كه براي راي گيري درباره فلان مورد ، درخواست مذكور را براي Group Moderator بفرستند .آنگاه Moderator در صورت به حد نصاب رسيدن تعداد درخواست ها موظف است از طريق Yahoogroup Polls از اعضاي فعال – طبق تعريف اساسنامه – راي گيري كند كه "وجود يا عدم وجود لينك يكي از اعضا در وبلاگ انجمن" نيز مي تواند جز اين موارد باشد.البته به دليل روند متغير مطالب يك وبلاگ بايد زمان محدودي براي عدم حضور لينك در وبلاگ انجمن در نظر گرفت و در كل با مشخص شدن سه پارامتر ؛تعداد درخواستهاي لازم جهت راي گيري ، تعداد آراي لازم جهت تصميم گيري و مدت زمان مذكور ؛مي توان قانوني براي اين مورد تنظيم كرد .
هر چند به همان دلايل گفته شده توسط بابك ، مطالب هر وبلاگ براي مخاطبان خاص خودش جذاب است و در بدترين حالت مخالفان آن مطالب به جاي تلاش جهت حذف لينك آنها از وبلاگ انجمن مي توانند از آنها بازديد نكنند بنابراين من با قانون بالا – به هر صورتش - مخالفم و آن را نمونه بارز « سانسور گروهي » مي دانم. در پايان از همه اعضا خواهشمندم پيشنهادات خود را پيرامون اين موضوع در بخش نظرات درج نمايند و يا در قالب يك متن براي وبلاگ ارسال دارند. با تشكر منصور احمدي يكشنبه20/9/84
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1384ساعت 0:13 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اعضای تيم : پريسا امامی، سمانه غضنفری، سعيد، فرشته نظری، مريم عزيزی، ليلا عزيزی، سهند شکوهی، مرتضی گنجايي ساری، ياشار داودی، رضا لطفيان، وريا دايي چين، وجيهه دخيلی، مريم فرزندی، آزاده زينب تاجدينی، شيوا رضی پور، محسن انواری (سرپرست)
ساعت ۷:۲۵ صبح با يک دستگاه مينی بوس از دانشگاه راه افتاديم. بعد از ۲ ساعت از مسير شمشک - ديزين به گردنه ديزين رسيديم. هنگامی که از ماشين پياده شديم با فردی برخورد کرديم که همراه با سگ و دوربين گشت می زد. می گفت از طرف محيط زيست مامور شده تا از صعود کوهنوردان به کلون بستک جلوگيری کند. اما نه حکم داشت و نه کارت شناسايي و تنها لباسی نظامی به تن داشت که "ضابط دادگستری" روی آن حک شده بود. ما هم که نمی خواستيم صعود با تاخير و دردسر مواجه شود راضيش کرديم و به راه افتاديم. راضی کردن آقای ضابط مقداری زمان و هزينه برد. البته به ۱۱۰ هم گزارش داديم.
ابتدای مسير تا تاسيسات آنتن مخابراتی - ۲۰ دقيقه - جاده خاکی بود و صعود در واقع از انتهای جاده شروع می شد. در شرق خود مهرچال، پيرزن کلوم و آبک، در جنوب خط الراس توچال و در غرب ناز، کهار، شاه البرز و منطقه تخت سليمان را می ديديم. هوا بدون باد و معتدل بود که برای اين موقع از سال غير عادی به نظر می رسيد. با توجه به عدم بارش در ۴ هفته گذشته و حضور تعداد زيادی از کوهنوردان در منطقه احتياج به برف کوبی نبود و صعود به راحتی صورت می گرفت، به جز چند نقطه که يخ زده بود و به احتياط بيشتری نياز داشت. بعد از يک ساعت حرکت استراحت کوتاهی کرديم و به راه افتاديم. کمی بالاتر يکی از بچه ها از ادامه صعود منصرف شده بود و با توجه به هوای خوبی که داشتيم اجازه داده شد همراه يک نفر ديگر همانجا بمانند. اين قسمت از مسير به بعد به صورت يک تراورس طولانی بود و همين باعث شد که توقف بعدی با کمی تاخير صورت گيرد. در توقف بعد دماوند، برج، خلنو و خط الراس سرکچال - کلون بستک به طور کامل پديدار شدند.
چهار نفر ديگر از بچه ها - منصور احمدی، احسان حسين نژاد، حسين سرافراز و عباس علی نژاد - در قالب برنامه شخصی ساعت ۶ صبح از سپيدستون صعود خود را شروع کرده بودند و قصد داشتند خط الراس سرکچال - کلون بستک را اجرا کنند. جايي که برای استراحت توقف داشتيم روی خط الراس مشاهده شدند. قبل از تيغه های شرقی کلون بستک بودند و طی تماسی که داشتند گفتند ۱:۳۰ ساعت ديگر روی قله اند.
۱۲:۴۰ که می خواستيم به سمت قله حرکت کنيم دو نفر ديگر از بچه های تيم اعلام کردند که نمی توانند ادامه دهند. با ماندن آن ها هم موافقت شد و به راه افتاديم. در نهايت ۱۳:۳۵ روی قله بوديم. افرادی که به قله رسيدند ۱۲ نفر بودند که ۲ نفر برای اولين بار به ارتفاع بالای ۴۰۰۰ متر قدم گذاشتند. هوای بسيار خوب اجازه داد نيم ساعت روی قله باشيم. آزاد کوه، خط الراس کمانکوه و خط الراس هرزه کوه ها هم اضافه شدند و پانورامای البرز را کامل کردند.
۱۳:۵۵ بچه های خط الراسی هم رسيدند. سرود، عکس و خوردن غذا تا ۱۴:۰۵ که به سمت پايين راه افتاديم. مسير برگشت با توجه به لغزنده بودن جای پای نفرات قبل برای بعضی از بچه ها وقت گير شده بود. بنابراين 4 نفر ماندند تا با اين بچه ها آرام تر به سمت پايين حرکت کنند. در جايي از مسير که توقفی نيم ساعته داشتيم تا بچه ها برسند، مشاهده می شد که آلودگی تهران به پشت توچال و لواسانات و فشم هم کشيده شده و اين فکر برگشتن به تهران را عذاب آورتر می کرد. اعضای تيم با زمان های متفاوت به گردنه ديزين رسيدند. آخرين نفرات ۱۷:۴۵ دقيقه در حالی که هوا تاريک شده بود آمدند. به سمت تهران حرکت کرديم. به سپيدستون که رسيديم ۳ نفر پياده شدند تا با ماشين خودشان به تهران بيايند.
قبل از تهران از ۳ نفر شيرينی گرفتيم - یکی به خاطر تولدش و دوتای ديگه برای اولين صعود بالای ۴۰۰۰ - و در نهايت ۲۰:۰۰ به دانشگاه رسيديم. محسن انواری 84/9/20 عکس ها از: ياشار داودی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1384ساعت 15:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
1- برنامه « صعود به قله پاشوره » پنجشنبه و جمعه 11و10/9/84 با شركت 11 نفر و به سرپرستي ميثم افشاري در منطقه نوا با موفقيت اجرا شد. 2- جلسه هفتگي انجمن روز يكشنبه 13/9/84 از ساعت 18- 17 با حضور 15 نفر در كلاس 212 دانشكده معدن تشكيل شد. در اين جلسه ابتدا محسن انواري – به جاي ميثم افشاري – گزارش برنامه « صعود به قله پاشوره » را ارائه كرد و پس از او منصور احمدي شرايط و زمانبندي برنامه(توچال – كلكچال ) – كه در روز جمعه 11/9/84 به صورت انفرادي اجرا شده بود – را توضيح داد. سپس محسن انواري جزييات برنامه « صعود به قله كلون بستك – جمعه 18/9/84 » را بيان كرد كه بلافاصله پس از آن ثبت نام برنامه انجام شد. در پايان جلسه نيز منصور احمدي نحوه برگزاري كلاس آموزشي «پوشاك در كوهستان » توسط "پيمان ثروت" را به اطلاع حاضرين رساند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 1:25 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بسمه تعالي اسامي اعضاي شرکت کننده در برنامه: محسن انواري، ميثم افشاري، رضا لطفيان، سيامک عليميرزازاده، محمد مينايي، ميرعلي حسيني، احمد عليزاده، ياشار داوودي، حسين سرافراز، احسان حسين نژاد، شاهين مقيمي، حامد زابلي، وجيهه دخيلي، سارا ميرزاييان، زينب محمودآبادي، عباس علينژاد (مربي)، مرتضي گنجايي ساري (سرپرست) صبح روز پنجشنبه ساعت 7:30 با سوار شدن اعضاي تيم در دو مينيبوس دانشگاه در مقابل در شمالي (رشت) برنامه آغاز گرديد. مقصد روستاي وارنگهرود بود. براي رسيدن به اين روستا ميبايست از طريق جادة چالوس به سمت دوراهي ديزين که کمي بعد از گچسر واقع است، حرکت ميکرديم. بعد از رسيدن به دوراهي ديزين و پيمودن حدود 5 کيلومتر در اين جادة فرعي، يک خروجي فرعي ديگر نيز در سمت چپ جاده پديدار ميشد که همان مسير رسيدن به روستاي وارنگهرود است. لازم به ذکر است که اين جاده تا انتها يعني تا روستاي وارنگهرود آسفالت است و جادة نسبتا مناسب و بيخطري ميباشد. هر دو مينيبوس ها در ساعت 9:40 به روستا رسيدند. قبل از رسيدن ما، بارش زيباي برف پاييزي آغاز شده بود و به همين دليل برنامه با طراوت خاصي آغاز شد. بارش به نحوي بود، که مجبور به استفاده از لباسهاي ضد آب خود شديم و روکش کولهها بر روي آنها کشيده شد. بعد از تعويض لباس و برداشتن چادر از داخل ماشينها و گذاشتن لوازم اضافه در داخل، آنها به سرعت به سمت تهران بازگشتند تا روزة رانندگان در آخرين روز از ماه مبارک رمضان صحيح باقي بماند. به دليل همين عجله و همچنين به دليل عدم هماهنگي سرپرست و مسئول تدارکات برنامه، بخشي از صبحانة روز دوم برنامه که عبارت از يک بسته پنير و دو بسته خرما بود، در داخل يکي از ماشينها باقي ماند. بعد از آماده شدن اعضا، در ساعت 10:00 از ميان روستا به سمت محل کمپ که طبق صحبت راهنما حدود 7 ساعت تا آن راه داشتيم، حرکت کرديم. روستاي وارنگهرود روستاي سرسبز و زيبايي است که در آن ويلاهايي بسيار زيبا نيز ساخته شده است و به نظر ميآيد محل ييلاقي شلوغي باشد. عليرغم انتظار ما، بارش برف بيشتر و بيشتر ميشد و با توجه به بالا بودن نسبي دماي هوا، برف، کاملا مرطوب و خيس کننده بود. مسير که همان درة وارنگه رود بود در ابتدا، مسيري کاملا هموار و بدون شيب بود و دو طرف آن را رشتهکوههاي زيبا و نسبتا مرتفعي، احاطه کرده بودند.
بعد از گذشتن از کنار و گاهي اوقات از روي رودخانة پرآب مسير، به يک دو راهي رسيديم که مسير ما، از راه سمت چپ ادامه مييافت. پس از کمي استراحت به راه خود ادامه داديم؛ از اينجاي مسير شيب نسبتا ملايمي شروع شد. بارش کماکان ادامه داشت و منطقه را سراسر سپيدپوش کرده بود. با زياد شدن ارتفاع، از رطوبت برف هم کاسته شده بود. پس از حدود سه و نيم ساعت کوهپيمايي در ساعت 13:30 به محلي که گفته ميشد محيط باني منطقه است، رسيديم. اين محيط باني يک اتاق کوچک با سقفي خراب بود؛ ولي در آن وضعيت بارش و خستگي بعضي از اعضاي تيم، غنيمتي بود. خوشبختانه درِ آن باز بود و همة تيم در آن جا گرفت. در ابتدا قرار بود بعد از کمي استراحت و خوردن ناهار، به سمت محل کمپي که در نظر داشتيم و حدود 3 ساعت با ما فاصله داشت، حرکت کنيم. با توجه به فاصله، تيم در ساعات تاريکي به محل ميرسيد؛ بنابراين سرپرست برنامه با توجه به وضعيت هوا که هنوز بارش ادامه داشت و همينطور وضعيت تيم که شامل نفراتي بود که تجربة شبماني و کمپ زدن در کوه را نداشتند، تصميم گرفت تيم در همان محل محيط باني، کمپ را برپا کند. بعد از اعلام اين خبر، نفرات لباسهاي گرم خود را پوشيدند و آمادة خوردن ناهار شدند. با توجه به جاي کم اتاق محيط باني ميبايست تعدادي از چادرها را نيز در بيرون از آن برپا ميکرديم. بعد از مدتي بارش ايستاد و براي مدتي هوا آفتابي شد که اين موضوع باعث آب شدن برفهاي روي سقف و سرازير شدن آب به داخل اتاق شد. دو نفر از بچهها براي روبش سقف و چند نفر براي برپا کردن چادرها اقدام کردند. بيتجربهها هم براي برپا کردن چادرها همکاري کردند تا برنامه کمي جنبة آموزشي نيز داشته باشد. البته اين جنبه با حضور آقاي علينژاد پررنگ تر هم شده بود و ايشان نکات لازم و ضروري را با رويي گشاده در جاي جاي برنامه به نفرات تيم ميگفتند. بعد از تمام شدن اين کارها اعضا آزاد بودند تا به کارهاي خود برسند. تنها ساعت خاموشي، بيدار باش و حرکت که به ترتيب عبارت بودند از 22:00، 5:00 و 6:00 توسط سرپرست اعلام شد. لازم به ذکر است که اعضايي که از تجهيزات مناسب برخوردار بودند و تمايل داشتند، به چادرها که سه عدد بودند، منتقل شدند؛ بقيه در داخل اتاق محيط باني ماندند.
بعد از تاريک شدن هوا، تمامي اعضا در داخل اتاق جمع شدند تا يک جلسة آشنايي برقرار شود. در اين جلسه همگي خود را معرفي کردند و سابقهاي از کوهنوردي خود را بيان کردند. آقاي علينژاد نيز به بيان نکاتي جالب و آموزنده از کوهنوردي پرداختند. بعضيها هم با گفتن صحبتهاي طنز آميز، براي بچهها لبخندي به ارمغان آوردند! در نهايت آنهايي که قرار بود در داخل بمانند، ماندند و بقيه به چادرهاي خود بازگشتند. افراد آزاد بودند تا به کارهاي دلخواه خود از جمله خوردن، استراحت کردن و ... بپردازند. بعد از فرا رسيدن ساعت خاموشي سر و صداها خوابيد و به نظر ميآمد که افراد به خواب رفتهاند.
صبح ساعت 5 سرپرست از چادر خود بيرون آمد و بچهها را بيدار کرد؛ البته بعضيها خودشان بيدار شده بودند. آسمان کاملا صاف شده بود و از ابرهاي روز قبل خبري نبود. بعد از خوردن صبحانه اعضاي تيم نهايي که شامل 13 نفر بود (بقيه به دليل عدم آمادگي و يا کمبود تجهيزات در کمپ ماندند) با نيم ساعت تاخير در ساعت 6:30 حرکت کرد. مسير در ابتدا با شيب ملايمي شروع شد. سرعت تيم متوسط ولي پيوسته بود.
بعد از حدود 2 ساعت به گردنهاي به نام گردنة سوتک رسيديم. در اين قسمت کفي نسبتا پهني وجود داشت که قرار بود محل شب ماني آنجا باشد. در اينجا قلة زيباي آزادکوه نيز نمايان شده بود که زيبايياش دو چندان به نظر ميآمد. بعد از گرفتن عکسهاي متعدد توسط دوربين داران، به حرکت خود ادامه داديم.
وضعيت هوا نيز رو به تغيير گذاشته بود و مقداري ابر سياه در آسمان ديده ميشد. يکي از اعضاي تيم به دليل سرماخوردگي قادر به ادامة مسير نبود. يکي از اعضا نيز به کندي به راه خود ادامه ميداد که با نظر سرپرست هر دو به کمپ بازگشتند. بعد از مدتي صعود و طي يک مسير تراورسي تقريبا طولاني سه قلة خط الراسي کمانکوه، سرماهو و يخچال پديدار شدند. در ابتدا قرار بود در صورت داشتن زمان کافي هر سه قله صعود شوند که با توجه به کمبود وقت و ناپايداري هوا سرپرست تصميم به صعود قلة سرماهو (هدف اصلي) گرفت. بنابراين تيم راه خود را از طريق دهليزي پر برف و با شيب تند ادامه داد.
اين دهليز به يالي ميرسيد که مستقيما به خط الراس منتهي به قله، ختم ميشد. اين قسمت از مسير احتياج به دقت فراوان داشت و به همين دليل طي کردن آن طولانيتر از آن چيزي شد که به نظر ميآمد. در نهايت بعد از اتمام اين مسير و رسيدن به خط الراس به نزديکي قله رسيديم و بعد از يک ربع تيم در ساعت 11 به قله رسيد.
بعد از خواندن سرود و عکس انداختن و البته کمي خوردن! تيم به سمت پايين رهسپار شد. براي پايين آمدن از مسير پرشيب صعود استفاده نشد و مستقيما از دهليز پر برف استفاده شد که براي فرود مناسبتر بود. ادامة مسير مشابه مسير صعود بود. بعد از حدود 2 ساعت و ربع تيم در ساعت 13:20 دقيقه به محل کمپ رسيد. بعد از ناهار و جمع کردن وسايل تيم به سمت روستا حرکت کرد. به دليل تاخير بعضي از اعضا در آماده شدن، تيم به دو دسته تقسيم شد و يک دسته در ساعت 14:15 و دستة ديگر در ساعت 14:45 راه افتادند. بعد از رسيدن همگي اعضا به روستا در ساعت 17:00 همگي سوار مينيبوسها شدند و برنامه در ساعت حدود 20:00 که ماشينها به تهران رسيدند به اتمام رسيد. مرتضي گنجايي
عکس ها از : شاهين مقيمی، ياشار داوودی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 0:13 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ابتدای مسير خط الراس پاشوره ( عبرت، پاشورک، پاشوره، هلزم، ...)
شب مانی در دشت آزو
خط الراس دوبرار (انگمار، دوبرار غربی و شرقی، ...)
بر فراز پاشوره
عکس ها از : احسان حسين نژاد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1384ساعت 12:31 توسط
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
قرار حرکت ساعت 7:30 روبروی شهرداری منطقه 1 واقع در ميدان قدس بود. به دليل تاخير عده ای از شرکت کنندگان در برنامه ساعت 8 به سمت پارک جمشيديه حرکت کرديم. برای رسيدن به پارک جمشيديه از سواريهای خطی مسير با کرايه 300 تومان به شرط اينکه 5 نفر در هر سواری مسافر باشد، استفاده نموديم. اين سواريها از جلوی شهرداری حرکت می کنند. ساعت 8:15 جلوی ورودی پارک بوديم. برای رسيدن بقيه بچه ها صبر کرديم و سپس از داخل پارک شروع به حرکت نموديم. ساعت 8:15 از پارک خارج شده و در ابتدای مسير صعود برای کم کردن لباس و زدن کرم ضدآفتاب توقف نموديم. توقفی 10 دقيقه ای در ساعت 9:15 داشتيم. ساعت 10:15 هم در اردوگاه جمشيديه بوديم. برای خوردن صبحانه از رستوران زمستانی اردوگاه استفاده نموديم. توقف 10 دقيقه ای
در حال خوردن صبحانه
ساعت 11:20 از اردوگاه به سمت زين اسبی حرکت نموديم. هنوز از برف خبری نبود ولی کم کم سروکله مه داشت، پيدا می شد. ساعت 12:20 به زين اسبی رسيديم. برای خوردن آب توقف کرديم. به طرف زين اسبی
توقف در زين اسبی
از اينجا به بعد بايد روی شيبی تقريبا" 45 درجه و پوشيده از برف کم حرکت می کرديم. هوا هم نسبتا" سرد شده بود. گروه کوهنوردی دانشکده پليمر هم آنجا بودند و با آنها سلام و احوالپرسی نموديم. قطب نما گرای قله را 60 نشان می داد و حرکت هم به سمت شرق بود. ساعت 12:35 از زين اسبی حرکت نموديم. بعد از طی کردن شيب اول که حدود 20 دقيقه طول کشيد به مسير سنگی رسيديم که دوطرفش دره بود. مسير سنگی و نسبتا" کفی ادامه آن حدود 10 دقيقه طول کشيد و بعد از به شيبی رسيديم که برفش زياد و ما را به قله می رساند. قله کلکچال شامل کلکچال 1 و 2 است که فاصله آندو 5 دقيقه می باشد. ما ساعت 13:35 روی قله بوديم. قله دماوند روبرويمان و خط الراس توچال و قلل لزون شرقی و غربی سمت چپمان ديده می شد. روی قله آقای حسين نژاد و افشاری که از لزون برمی گشتند و آقای سرافراز و رستگار که بعد از ما حرکت کرده بودند را ديديم. عکس گرفتيم و تنقلات خورديم. نقشه GPS مسير صعود
حرکت از زين اسبی به سمت قله
در راه قله
قله
دماوند، دارآباد و تيغه ها از قله
خط الراس و قله توچال از روی کلکچال
برگشت
غروبی زيبا و به ياد ماندنی
عکسها از : شاهين مقيمی ساعت 14:35 به زين اسبی رسيديم و 15:30 در اردوگاه کلکچال برای صرف ناهار و خواندن نماز توقف نموديم. ساعت 16:45 از اردوگاه به سمت پارک جمشيديه حرکت نموديم. ساعت 17:45 در پارک بوديم. جلسه انتقاد و پيشنهاد برگزار شد و در پايان سوالی از جانب آقای انواری تحت عنوان اينکه چرا به کوه می آئيد؟ مطرح گرديد، که پاسخهای داده شده هم آموزنده و هم موجب خنده و شوخی بچه ها شده بود. 3 نفر از دانشجويان دانشکده کشتی سازی که از بندرعباس بودند درباره احساس و نحوه برخوردشان در رويايی با اولين برفی که در زندگيشان ديده بودند صحبت کردند که از جالبترين نکات برنامه بود. در کل برنامه خيلی خوبی بود و غروب خورشيد در پايان مسير بر زيبايی آن دوچندان افزود. گزارش نويس : ليلا عزيزی
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 13 آذر1384ساعت 2:7 توسط
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
در كنار اردوگاه
نزديك زين اسبي
بر روي خط الراس
سرپرست برنامه – ساجد ساداتي
گردنه جنوبي!
در هواي رقيق!
سوزني هاي كُلك كُلك!
قدمگاه!
دماوند كوه
تيم انجمن بر فراز كُلك– در گوشه راست عكس "مبين رستگارآگاه" – سرپرست اسبق انجمن - ديده مي شود!
عكاس برنامه – شاهين مقيمي
در مسير بازگشت
غروب در كُلك
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1384ساعت 20:19 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
1- برنامه « تمرين سنگ » روز جمعه 4/9/84 با شركت 6 نفر و به سرپرستي محمد مينايي در منطقه پل خواب انجام شد.در اين برنامه افراد شركت كننده به تمرين صعود كرده اي و ابزارگذاري بر روي مسير « رامين » - با درجه سختي مسير 5/10a – پرداختند. 2- برنامه « صعود به قله كلكچال » روز جمعه 4/9/84 با شركت 13 نفر و به سرپرستي ساجد ساداتي برگزار شد. لازم بذكر است كه همزمان با اين برنامه 4 نفر ديگر از اعضاي انجمن طي يك برنامه شخصي ، مشترك با تيم اصلي به قله كلكچال صعود كردند. 3- جلسه هفتگي انجمن روز يكشنبه 6/9/84 با حضور 15 نفر ، از ساعت 18- 17 در كلاس 212 دانشكده معدن تشكيل شد . در اين جلسه ابتدا ساجد ساداتي گزارش برنامه « صعود به قله كلكچال » را ارائه داد و بدنبال او ، منصور احمدي – به جاي محمد مينايي - گزارش برنامه « تمرين سنگ » را بيان كرد. سپس احسان حسين نژاد گزارش برنامه شخصي « صعود به قله لزون – جمعه 4/9/84 » را به اطلاع حاضرين رساند . پس از او ، ميثم افشاري – سرپرست - جزييات برنامه « صعود به قله پاشوره – 11و10/9/84 » را توضيح داد . همچنين در اين جلسه محسن انواري نحوه برگزاري كلاس آموزشي « اصول علمي تغذيه در ورزشهاي استقامتي – يكشنبه 13/9/84 » توسط آقاي فرامرز نصيري را اعلام كرد. در پايان جلسه نيز ثبت نام برنامه پاشوره انجام شد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1384ساعت 20:2 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
گذر خط الرأس سرکچال – کلون بستک از شمشک تا ديزين اعضای تيم : احسان حسين نژاد , مرتضی گنجايي , محسن انواری زمان : پنجشنبه و جمعه 19و20/8/84 خط الرأس 7 کيلومتری (خط مستقيم) سرکچال – کلون بستک در البرز مرکزی واقع شده است. پايين ترين نقطه اين خط الرأس گردنه ايست 3830 متری و بالاترين آن قله 4160 متری کلون بستک. اين خط الرأس از طريق گردنه ورزآب به قلل برج و خلنو در شمال می رسد.
پنجشنبه 19/8/84: ساعت 8 صبح از تهران حرکت کرده و 9:45 به روستای سفيدستون شمشک رسيديم. ساعت 11 در حالی که بارش برف که از شب قبل آغاز شده بود همچنان ادامه داشت, از طريق يال تابستانه صعود را شروع کرديم. برف کوبی سنگين حرکت را کند کرده بود و مجبور بوديم هر يک ربع جايمان را عوض کنيم.
پس از 3 ساعت به جايي رسيديم که برای رسيدن به يال پناهگاه لجنی می بايست تراورس می کرديم. بعد از تراورس به دهليز سمت چپ پناهگاه رسيديم. برف دهليز بسيار زياد و انرژی گير بود و نيم ساعت وقت گرفت. بعد از اتمام دهليز متوجه شديم که پناهگاه بر روی يال بعدی قرار دارد. سرانجام بعد از 4 ساعت به پناهگاه رسيديم.
بارش قطع شده بود و هوا داشت سرد می شد. چون کيسه خواب مناسب نداشتيم داخل پناهگاه چادر برپا کرديم. تا آخر شب وقت زيادی داشتيم که به برف آب کردن و غذا خوردن و حرف زدن گذشت. جمعه 20/8/84: ساعت 4 بيدار شديم. بعد از صبحانه و جمع و جور کردن وسايل 6 راه افتاديم. هوا آرام و بدون باد اما سرد بود. يال پناهگاه ما را مستقيم به خط الراس می رساند. برف روی يال بيشتر از تصور ما بود. 8:20 به قله سرکچال 3 به ارتفاع 4050 متر رسيديم که در واقع ابتدای خط الرأس بود. چون ساعت 2 بعد از ظهر در گردنه ديزين با بچه هايي که از سي چال برمی گشتند قرار داشتيم از صعود سرکچال 1 منصرف شديم و به سمت کلون بستک راه افتاديم. پيش بيني ما اين بود که نهايتا 1 بعد از ظهر به کلون بستک می رسيم. بر خلاف هميشه که باد روی خط الرأس, برفی بر آن باقی نمی گذارد حدود نيم متر برف داشتيم.
گذر از تيغه ها 2 ساعت وقت گرفت و سر انجام ساعت 2 بعد از ظهر بر روی قله ايستاديم. همان لحظه تيم انجمن کوهنوردی دانشگاه تهران که صعود خود را از گردنه ديزين شروع کرده بودند, نيز به قله رسيدند. به سمت پايين حرکت کرديم و ساعت 3:35 به گردنه ديزين رسيديم. تا برگشتن بچه های دانشگاه تهران صبر کرديم و ساعت 5 با مينی بوس آن ها به تهران برگشتيم و جا دارد از آن ها تشکر و قدر دانی کنيم.
گزارش نويس : محسن انواری عكسها از : احسان حسين نژاد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 آذر1384ساعت 16:30 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اعضاي تيم : حسام نوريان- منصور احمدي- نيما مقدسي- امير چمني فرد- عماد چمني فرد- مهدي زمردي- مهدي رافعي- محمد مينايي- محمد ملکان- حسين ستاريان- بهناز رنجبر- شبنم شهابي- شيدا معين- نازنين اميني- شهرزاد شهابي- کتايون صادقي- آتوسا فلاح- شيلا مقيمي- مجتبي خمامي- علي اسمائيلي- محمد جواهري- محمد ثامني- محمد نصيرنيا- ساجد ساداتي- علي شجاعي (پزشک همراه تيم) سرپرست برنامه: شاهين مقيمي 15:30 چهارشنبه 4/8/84 از ضلع جنوبي ميدان تجريش به همراه پزشک تيم (دکتر علي شجاعي) با يک دستگاه ميني بوس به سمت درکه حرکت مي كنيم و با کمي تأخير بدليل تصادف ميني بوس ، 16:20 به درکه رسيده و صعود خود را آغازمي نماييم. هوا صاف، خنک و بدون باد است. 16:55 به اولين چشمه مي رسيم. پس از توقفي کوتاه براي استراحت و برداشتن آب ، به حرکت خود ادامه مي دهيم. 17:45 در مسير توقف نموده و بچه ها مشغول خوردن افطار مي شوند كه در اين هنگام يکي از افراد که از تيم جا مانده ، به تيم ملحق مي شود .
18:05 در حالي که هوا کمي خنکتر و تاريکتر شده است ، حرکت خود را به سمت پناهگاه از سر مي گيريم . 19:15 به پناهگاه مي رسيم و افراددر داخل پناهگاه مستقر مي شوند . تا 21:50 به خوردن شام و چايي و ديدار از اطراف پناهگاه مي پردازيم.
22:00 پس از جلسه معارفه ، حرکت خود را به سمت پايين آغاز مي كنيم. هوا همچنان خنک و بدون باد است ، ولي بدليل اينکه مسير از ميان دره مي گذرد، نور ماه در اکثر مواقع وجود ندارد ومجبور به استفاده دائمي از چراغ پيشاني و چراغ دستي هستيم. 00:45 به روستاي درکه مي رسيم و 11 نفر از افراد با دو دستگاه ماشين سواري به سمت تهران حرکت مي كنند. بقيه افراد نيز پس از 15 دقيقه پياده روي ، با رسيدن به خيابان اصلي و گرفتن تاکسي به سمت تهران روانه مي شوند و برنامه پايان مي يابد. گزارش و عكسها از : شاهين مقيمي |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 آذر1384ساعت 16:24 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آيا چاه هاي غار بورنيك به سبب زلزله دوسال پيش پر شده اند ؟ گزارش زير را بخوانيد! گزارش برنامه پيمايش غار بورنيك – جمعه 27/8/84 سرپرست : آزاده ميرعابديني راهنما و مسئول فني : علي طالبي اعضاي تيم : منصور احمدي، وريا دايي چين ، سارا ، مريم ملكي ، مهتاب قمقامي ، وجيهه دخيلي ، شقايق ، ابوالفضل براتي ، منيره ، علي ، محمد مينايي ، احمد عليزاده 7:30 از تهران به سمت فيروزكوه (شمال شرقي ) حركت مي كنيم . 9:45 ، در حالي كه 12 كيلومتر به فيروزكوه باقي مانده – قبل از تونل – به داخل فرعي در جهت شرق مي پيچيم و پس از پنج دقيقه به روستاي هرانده مي رسيم . روستاي هرانده
پس از تعويض لباس 10:15 حركت را در داخل مسير پاكوبي كه از جنوب روستا جدا مي شود آغاز مي كنيم . مسير پس از پيچ و تاب – درامتداد رودخانه – در ميان مزارع و درختان به روي يال ( شمال غربي ) مي رود . رقابت كوه و درختان
ني زار در باد
گذر از ني زار
نماي كلي مسير تا روي يال
دره پايين غار
پاكوب نزديك غار
11:30 به دهانه غار مي رسيم. در كل مي توان گفت دهانه غار در سمت جنوب غربي هرانده قرار گرفته است. دهانه غار
در جلوي غار محل مسطحي كه با سنگ چين مشخص شده وجود دارد.11:50 حركت خود را در غار آغاز مي كنيم . در ابتدا پله هايي وجود دارد كه با سنگ و سيمان ساخته شده اند و در واقع مسير پر شيب و سنگي دهانه به كف غار را آسان مي كنند.از جانب سرپرست دو نفر مسئول كشيدن طناب در طول غار مي شوند. دهانه غار از درون
پس از پله ها مسير در كف ناهموار يك تالار بزرگ ادامه مي يابد. به يك تنوره تنگ و پس از آن تالاري ديگر مي رسيم . چند نما از ديوارهاي غار
از يك صخره دو متري پايين مي رويم و سپس از دو تالار كه با يك تنوره از هم جدا مي شوند عبور مي كنيم. در كف تالار دوم حفره اي بسيار تنگ وجود دارد كه به يك تنوره وصل مي شود و ما را به يك تالار مي رسانند.تالاري بزرگ و زيبا ،با سقفي بسيار بلند. حفره كف تالار دوم
قبل از برنامه ، با توجه به گزارش هاي گروه هاي ديگر و همچنن گفته هاي راهنماي تيم ، از وجود دو چاه تنگ و عمودي در انتهاي تالار مطلع بوديم و تمام وسايل لازم را جهت فرود و صعود از آنها پيش بيني كرده بوديم .(البته براي فرود تيمي شش نفره توسط سرپرست انتخاب شده بود ) اما از بين حفره هاي موجود در تالار تنها يك حفره – كه راهنماي مسير نيز آن را تاييد مي كرد - حدود 10 متر با شيب 60 درجه پايين مي رفت و بقيه حفره ها مسدود بودند. مسير حفره نيازي به حمايت نداشت و در انتهاي حفره اتاقكي وجود داشت كه از همه اطراف بسته بود .تلاشها براي پيدا كردن چاه هاي مذكور به نتيجه نرسيد اما در يك طرف اتاقك بالاي دهانه چاهي مشخص بود كه با خاك كاملا پر شده بود و اين گمان را كه چاه ها به سبب زلزله دو سال پيش پر شده باشند تقويت مي كرد. 13:30 بود .تا 14:20 در تالار انتهايي به استراحت و لذت از سكوت غار پرداختيم و سپس از طريق پيگيري طناب كشيده شده به سمت دهانه غار حركت كرديم كه ساعت 15:10 به دهانه غار رسيديم . استراحت كوتاهي كرديم و به سمت پايين روانه شديم . نمايي از كوههاي اطراف
مسير رودخانه تا روستا
تيم در بازگشت
رودخانه در غروب
16:00براي ناهار در كنار رودخانه توقف كرده و 16:45 به سمت روستا راه افتاديم .17:30 به سمت تهران حركت كرده و 20:45 تهران بوديم. در پايان از تمام خوانندگان اين گزارش درخواست مي كنيم جهت روشن شدن قضيه و موفقيت ساير گروه ها در پيمايش اين غار ، هرگونه اطلاعاتي در مورد مسير اين غار – در طول دو سال گذشته – را در قسمت نظرات درج نمايند. با تشكر گزارش نويس : منصور احمدي عكسها از : عليرضا علامي
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1384ساعت 17:33 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
1- برنامه «پيمايش غار بورنيك» روز جمعه 27/8/84 با شركت 14 نفر و به سرپرستي آزاده ميرعابديني در منطقه فيروزكوه برگزار شد. 2- جلسه هفتگي انجمن روز يكشنبه 29/8/84 با حضور 20 نفر ، از ساعت 18- 17 در كلاس 212 دانشكده معدن تشكيل شد. در اين جلسه ابتدا آزاده ميرعابديني گزارش برنامه غار بورنيك را بيان كرد . پس از او منصور احمدي در مورد كوهنورد فقيد ،زنده ياد فريدون اسماعيل زاده صحبت كرد و حاضرين با خواندن فاتحه اي ياد او را گرامي داشتند. سپس محمد مينايي توضيحات برنامه « ديواره پل خواب – جمعه 4/9/84 » - جايگزين برنامه «ديواره بند يخچال» - را ارائه داد و بدنبال او ،ساجد ساداتي به بيان جزييات برنامه «صعود به قله كلكچال- جمعه 4/9/84 » پرداخت. همچنين در اين جلسه شاهين مقيمي نحوه برگزاري كلاس آموزشي « اصول علمي تغذيه در ورزشهاي استقامتي – يكشنبه 13/9/84 » توسط آقاي فرامرز نصيري را به اطلاع حاضرين رساند. در پايان جلسه نيز ثبت نام برنامه ها انجام شد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1384ساعت 17:26 توسط
|
|
||