|
|
|
|
|
خانم مریم ملکی و آقای محمد مینایی از همنوردان خوب انجمنی امروز با هم پیوند زناشویی بستند. انجمن کوهنوردی دانشگاه صنعتی امیرکبیر این ازدواج درون قبیله ای انجمن را به این همنوردان تبریک می گوید.
همچنین خانم فاطمه رحمانی فرد سرپرست پیشین انجمن زندگی مشترکشان را آغاز کردند. همنورد گرامی، خانم رحمانی، صمیمانه ترین تبریک انجمن را جهت آغاز زندگی مشترکتان پذیرا باشید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 0:56 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 14:26 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
تیم ۵ نفره ی قله ی علم به سرپرستی میلاد احمدی، موفق به صعود از مسیر سیاه سنگ ها شد. حسام نوریان، نیما نوری نژاد، رضا کمرانی و نسرین مهدیخانی سایر اعضای این تیم بودند که عصر روز سه شنبه به قصد صعود عازم کلاردشت شده بودند و صبح پنج شنبه موفق به صعود شدند. در ضمن برنامه ی صعود به قله ی تخت سیلمان به صلاحدید سرپرست برنامه کنسل و دو تیم به یک تیم تبدیل شد. جزئیات بیشتر برنامه را می توانید در جلسه ی این هفته انجمن دنبال کنید. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387ساعت 18:46 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
برنامه ی هفته ی آینده انجمن :
قله ی همهن
زمان : ۱ شهریور (جمعه) مکان : منطقه ی فشم سرپرست برنامه: هدی مودب جهت شرکت در برنامه می توانید در جلسه ی این هفته ی انجمن شرکت کنید. شماره های تماس : هدی مودب (۰۹۱۹۳۳۵۱۷۸۵) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 20:12 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
برنامه ی این هفته ی انجمن :
اردوی علم
(صعود به قله ی علم کوه
زمان : ۲۳-۲۵ مرداد ( چهارشنبه الی جمعه ) مکان : استان مازندران - رودبارک - منطقه ی تخت سلیمان سرپرست برنامه: میلاد احمدی سرپرست قله ی علم (مسیر سیاه سنگ ) : میلاد احمدی سرپرست قله ی تخت سلیمان : نیما نوری نژاد شرکت در جلسه این هفته برای دوستان شرکت کننده در این برنامه الزامی است. هزینه ی اولیه ی برنامه (۹۰۰۰۰ ریال ) در این جلسه دریافت خواهد شد . شماره های تماس :میلاد احمدی ۰۹۱۲۷۹۷۶۶۱۳ نیما نوری نژاد ۰۹۳۶۶۹۲۲۲۶۷ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 19 مرداد1387ساعت 23:58 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
تاثیرات زیانبار پرتوهای فرابنفش بر پوست به ویژه هنگام قرار گرفتن در معرض مستقیم نور آفتاب، حفاظت ویژه از پوست را جزیی از آیین کوهنوردی نموده است. اگر این حفاظت را «آیین حفاظت از پوست» بنامیم، کرم ضدآفتاب به عنوان یکی از مهم ترین اجزاء این آیین نقش موثری در سلامت پوست کوهنورد دارد. دانستن پاسخ پرسش هایی مانند، آیا استفاده از کرم ضدآفتاب همه ی تاثیرات پرتوهای فرابنفش را به صفر کاهش می دهد؟ آیا استفاده از کرم ضدآفتاب تاثیرات سوء برای بدن به همراه ندارد؟ ما را کمک می کند تا در گزینش کرم های ضدآفتاب، میزان استفاده ی این نوع کرم ها، میزان اعتماد به آن ها، طرز استفاده ی آن ها، تامل بیشتری بکنیم. در این مقاله کوشش شده تا حد زیادی به این پرسش ها پاسخ دهد. تردید در موثر و بی ضرر بودن کرم های ضدآفتاب تاراپارکریاب/ترجمه کوروش حاضرمشار سال هاست که متخصصان به ما می گویند کرم ضدآفتاب از پوست شما محافظت می کند. اما اکنون پس از آن که یک گروه زیست محیطی بی خطر بودن بسیاری از مارک های معروف را به چالش کشید، خیلی ها در موثر بودن این توصیه تردید کرده اند. دکتر دارل ریگل، استاد بالینی بیماری های پوست در دانشگاه نیویورک که درباره سرطان پوست پژوهش می کند می گوید: «بیماران سردرگم شده اند. بیمارانی دارم که می آیند و از من می پرسند آیا با استفاده از کرم ضدآفتاب به خودم آسیب می زنم؟» آخرین گزارش از طرف «گروه تحقیق محیط زیست» منتشر شد که مدعی است در بررسی نزدیک به هزار محصول ضدآفتاب، معلوم شد از هر پنج کرم چهار تا در برابر آفتاب محافظت کافی از پوست به عمل نمی آورد یا حاوی اجزای تشکیل دهنده ای است که ممکن است برای سلامتی فرد مضر باشند. اما متخصصان پوست که پژوهش این گروه را مرور کرده اند می گویند بزرگ ترین مشکل آن است که این بررسی فاقد دقت علمی است. آن ها بیش از همه نسبت به سیستم درجه بندی کرم های ضدآفتاب انتقاد دارند و می گویند که سلیقه ای است و مبتنی بر هیچ معیار علمی پذیرفته شده ای نیست. دکتر وارویک موریسون (W.Morison)، استاد پوست پزشکی دانشگاه جانزر هاپکینز و ریئس کمیته زیست شناسی نور بنیاد سرطان پوست که بی خطر بودن و تاثیرگذاری کرم های ضدآفتاب را آزمایش می کند، می گوید:«کاری که آن ها کرده اند ایجاد سیستم خودشان برای ارزیابی چیزها است. استفاده از این مقیاس برای تشخیص این که آیا یک کرم ضدآفتاب از پوست خوب محافظت می کند یا بد، علم جعلی است.» دکتر موریسون هیچ وابستگی مالی به سازندگان کرم های ضدآفتاب ندارد و برای بنیاد سرطان پوست هم رایگان کار می کند. به گفته ی سونیا لاندر (S.Lunder)، تحلیلگر ارشد گروه تحقیق محیط زیست، بانک داده ها و سیستم درجه بندی بر اساس بازنگری گسترده منابع پزشکی درباره کرم های ضدآفتاب است. از حدود هزار کرمی که بررسی شده این گروه تنها 143 مارک را توصیه می کند. بیشتر آن ها نام های نه چندان شناخته شده ای حاوی تیتانیوم و روی هستند که در برابر پرتو فرابنفش دفاع موثری انجام می دهند. اما مصرف کنندگان به خاطر رنگ سفیدی که در هنگام استفاده از خود روی پوست به جا می گذارند، تمایل چندانی به استفاده از آن ها ندارند. این گروه به ویژه علاقه مند بودند بدانند آیا ترکیبی به نام اکسی بنزون (oxybenzone) که در بیشتر کرم های پرطرفدار به کار می رود بی خطر است یا نه. اما پژوهش های انجام شده روی اکسی بنزون بسیار محدود است. از همه جدیدتر، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری در پژوهشی 2517 نمونه ادرار جمع آوری شده در فاصله ی 2003 تا 2004 از نمونه معرف جمعیت بالای 6 سال را به عنوان بخشی از برنامه ارزیابی وضعیت ملی بهداشت و تغذیه، تجزیه کردند. بر اساس نتایج این تجزیه ها که این ماه در ژورنال «دورنمای سلامت زیست محیطی» به چاپ رسید، در 97 درصد از نمونه ها اکسی بنزون یافته شد. در ادامه این مقاله آمده است که ارتباط تماس با اکسی بنزون «با آثار سوء بر سلامتی انسان مشخص نشده است» و این که کرم ضدآفتاب ابزار مهمی برای محافظت در برابر آفتاب سوختگی و سرطان پوست است. اما پژوهشگران معتقدند برای تعیین این که آیا این ماده شیمیایی تاثیر معناداری روی بدن دارد یا خیر، بررسی های بیشتری باید انجام شود. دکتر ریگل که به سازندگان کرم های ضدآفتاب مشورت می دهد، می گوید: «این چه معنایی می دهد؟ سال ها است که از این ماده استفاده می شود و هیچ کس مشکلی نداشته است. خطرناک نامیدن آن گمراه کننده است» چند بررسی روی جانوران به این نگرانی دامن زده است که اکسی بنزون ممکن است در کار غدد درون ریز اختلال ایجاد کند. اما چندین پژوهشگر اعلام کرده اند که این فقط یک نگرانی نظری است و به هیچ وجه وجود چنین تاثیری در انسان اثبات نشده است. مقاله ی دیگری که دو سال پیش در ژورنال زیست شناسی و پزشکی Free Radical چاپ شده، در این باره که وقتی کرم ضدآفتاب در پوست جذب می شود و با نور خورشید واکنش می دهد چه اتفاقی می افتد، نگرانی های مشکل سازی برانگیخت. در این گزارش آمده بود که در شرایط خاص، کرم های ضدآفتاب حاوی اکسی بنزون و سایر فیلترهای فرابنفش می توانند سبب شوند آسیب رادیکال آزاد به پوست وارد شود؛ فرایندی که به لحاظ نظری می تواند منجر به سرطان پوست شود. در این پژوهش از مدل های آزمایشگاهی پوست استفاده شد، به همین خاطر بعضی پژوهشگران می گویند که این معرف قابل اطمینانی نیست که بر اساس آن بتوان گفت در انسان چه اتفاقی می افتد. اما نویسندگان این مقاله می گویند که این آسیب تنها هنگامی وارد می شود که نور فرابنفش به ضدآفتابی برسد که به داخل پوست نفوذ کرده است. به گفته ی آن ها راه حل آن است که برای جلوگیری از ورود پرتوهای فرابنفش، مدام به خودشان کرم بزنند. کری هنسون (K.Hanson)، نویسنده ی اصلی این مقاله و پژوهشگر ارشد دانشگاه کالیفرنیا در ریورساید، می گوید: « ممکن است نقض غرض به نظر رسد، اما با استفاده مجدد از کرم ضدآفتاب از خودمان در برابر رسیدن نور فرابنفش به هر کدام از فیلترهای فرابنفش که ممکن است به درون پوست نفوذ کرده باشند،محافظت می کنیم. در حال حاضر گمان می کنم شواهد کافی برای این ادعا در اختیار نداشته باشیم که کرم های ضدآفتاب حاوی اکسی بنزون قطعا خطرناک اند.» با این حال دکتر هنسون اضافه کرد که روی فیلترهای فرابنفش به کار رفته در کرم های ضدآفتاب باید آزمایش های بیشتری صورت بگیرد «تا درک بهتری از چگونگی عملکرد این مولکول ها در پوست به ما بدهند.» به نظر او یک راه حل شاید افزودن آنتی اکسیدان ها به کرم باشد تا این تاثیر را خنثی کند. او گفت در این رابطه با سازندگان کرم های ضدآفتاب صحبت کرده است. اداره غذا و داروی ایالات متحده (FDA) مشغول آماده سازی قوانینی است که روی برچسب کرم هایی که می خرند اطلاعات بیشتری به مصرف کنندگان خواهد داد. هنوز بیشتر پزشکان کرم های ضدآفتابی را توصیه می کنند که عدد SPF بالایی داشته باشند و در آن ها ترکیبی از اووبنزون(avobenzone) و اکسی بنزون به کار رفته باشد؛ ترکیباتی که از پوست در برابر دو نوع پرتو فرابنفش UVA و UVB محافظت می کنند. اووبنزون که پاسول 1879 نیز نامیده می شود، در معرض نور آفتاب به سرعت تجزیه می شود. اما بسیاری از مارک های معروف، از جمله نوتروجینا همراه با هلیوپلکس جانسون و جانسون، آووینو همراه با ترکیب ضدنور فعال و چند تا از مارک های کاپرتون، ازفرمولی استفاده می کنند که مانع تجزیه آن می شود. محصولات ال اوریل که حاوی ماده ترکیبی جدید مکسوریل (Mexoryl) هستند نیز به گفته پزشکان چتر حفاظتی گسترده ای فراهم می کنند. به خاطر سپردن این نکته مهم است که کرم ضدآفتاب تنها یکی از راه های محافظت از پوست است. مردم نه تنها معمولا از کرم ضدآفتاب کافی استفاده نمی کنند بلکه گام های دیگری که برای محافظت از خودشان دربرابر تاثیر زیانبار نور آفتاب لازم است را نیز برنمی دارند. دکتر موریسون می گوید: «مردم بیش از حد روی کرم های ضدآفتاب تمرکز می کنند. برای محافظت از پوست مجموعه ای از اقدامات باید انجام شود. استفاده از کلاه، ماندن در سایه، بیرون نرفتن در داغ ترین ساعت های روز و پوشاندن قسمت های برهنه همه بخش هایی از فرایند محافظت است. همه چیز که کرم ضدآفتاب نیست.» مرجع:ص۳۳، شماره 57، مجله هفتگی شهروند امروز-یکشنبه13مرداد87 با مرجع اصلی NewYork Times, Jul.22,2008 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 18 مرداد1387ساعت 22:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مرور گزارش برنامه های دست نوشته شده بایگانی انجمن که درون زونکن، یادگار دوران جا و مکان دار بودن انجمن بر جای مانده، هر چند اندکند اما از منابعی است که افزون بر ارزش فنی و کوهنوردی آن، گنجینه ای است که ما را تا حدود زیادی با جو و فضای موجود بین دانشحویان کوهنورد دوره های پیش، سطح فعالیت آنان و بسیار نکات جالب دیگر آشنا می کند، همچنان که مرور آن خود تجدید خاطره ای است برای همنوردان پیشکسوتمان که خواه ناخواه با گذر زمان، فشارهای زندگی حضورشان را در جامعه ی کوچکمان کمرنگ کرده و دیدن و خواندن آن ها بازگشتی باشد به جمع دوستانه یمان و شاید هم انگیزه ای برای بازگشتنشان به دوران طلایی کوهنوردی دانشحویی. باشد که نشر این گزارش ها سپاسی باشد به پاس فعالیت های ارزشمند کوهنوردی ایشان .
میلاد احمدی تابستان ۸۷
انجمن کوهنوردی دانشگاه صنعتی امیرکبیر گزارش برنامه ي سيالان ۲۳، ۲۴ و ۲۵ تيرماه ۱۳۷۹ صبح روز چهار شنبه 23 تيرماه گروه 10 نفري ما در ساعت 6:45 راهي منطقه ي الموت و روستاي گازرخان شد. فاصله ي تهران تا قزوين km 105 و قزوين تا روستاي گازرخان km85 است. صبحانه در بين راه در اتوبان كرج - قزوين صرف شد. تابلوي راهنماي جاده الموت ما را به سوي جاده ي پر پيچ و خم الموت سوق داد. منطقه ي زیبا و بكر با مردماني سختكوش. مزارع سرسبز و زيباي ناحيه خبر از تلاش و كوشش مردم منطقه مي داد. ساعت 11:45 وارد روستاي گازرخان از توابع الموت شديم. سرزمين الموت به سه قسمت تقسيم مي شود كه يكي از اين سه ناحيه رودبار الموت نام دارد. بقاياي قلعه ي تاريخي حسن صباح« خداوند الموت» بر بالاي روستاي گازرخان بر فراز صخره هاي پرشكوه و با ابهت خودنمايي مي كرد. شكاف هاي مورب درون اين صخره ها و حجره هايي كه درون آن تراشيده شده هنوز هم پس از گذشت 400 سال خوفناك به نظر مي آيد. به علت كمبود وقت و عدم آگاهي دقيق نسبت به زمان راهپيمايي تا محل اقامت شب اول کوهپیمایی با تشخیص سرپرست برنامه خانم سکینه کشاورز مروجی، بازدید قلعه حذف شد. فاصله قلعه تا روستای بعدی- خشکه چال - در حدود 20 دقیقه می باشد. قلعه خداوند الموت را ترک کرده و ساعت 12 بعد از ظهر وارد روستای خشکه چال شدیم. صعود را از این روستا شروع کردیم. مسیر را از درون جاده ی خاکی دنبال کردیم و پس از گذشت یک ساعت و نیم به آبشار کوچکی رسیدیم که آب آن از درون کانال کنار جاده به سمت روستا جاری بود. تا ساعت 14:15 برای صرف ناهار و اقامه ی نماز توقف کردیم و سپس راه را از همین جاده دنبال کرده تا سرانجام به رودخانه رسیدیم و مسیر را از درون رودخانه در دره و از روی تخته سنگ ها ادامه دادیم. بالای بستر روددخانه کلبه ی کوچک سفید رنگی از دور خودنمایی می کرد. این کلبه متعلق به تاسیسات سازمان انرژی اتمی ایران بود. بالاخره ساعت 3 بعد از ظهر به تاسیسات رسیدیم . ساختمان آبی و سفید رنگ در دل کوه. به دلیل مسایل امنیتی نگهبان تاسیسات از ابتدای ورود گروه ما به محوطه تا زمان خروج از آن ما را مشایعت کرد! مسیرمان را همچنان از کنار رودخانه دنبال می کردیم. در بین راه به گوسفندسراها و چهارپاهایشان که مشک های دوغ بر پشتشان سنگینی می کرد برخوردیم و با پرس و جو از آن ها فهمیدیم تا محل اتراق چادرنشین های اول حدود 1.5 ساعت و چادرنشین های دوم 2.5 ساعت فاصله داریم. همراه با پیچ و خم رودخانه پیش می رفتیم. گل های کوچک و سفید رنگ از لابلای سنگ ها خودنمایی می کرد. عطر آویشن و گلپر فضا را اشباع کرده بود. کم کم بستر رودخانه سنگی و تنگ تر می شد. ترجیح دادیم به سمت بالا حرکت کنیم و مسیر را به جای این که از کف دره دنبال کنیم از روی یال ادامه دهیم. پس از گذشت دو ساعت، در ساعت 5 بعد از ظهر چادرنشین ها اول را دیدیم و با استقبال گرم آن ها مواجه شدیم. به علت کمبود وقت نتوانستیم دعوت آن ها را برای صرف چایی بپذیریم و بعد از پرس و جو در مورد مکان استقرار چادرنشین های دوم، راه را ادامه دادیم. ساعت 6 بعد از ظهر با چادرنشین های دوم برخورد کردیم. به علت وجود چشمه در محل استقرار چادرها تصمیم گرفتیم شب را در آغل گوسفندان به صبح برسانیم. باد ملایمی می وزید و کوه های شمالی منطقه آن طرف دره (سمت چپ) کاملاً در ابر مستقر بودند. بچه ها مشغول تدارک شام (سالاد اولویه) بودند. آغل گوسفندان در حدود 60 سانتی متر پایین تر از سطح زمین بود و اطراف آ ن را با سنگ چین مرزبندی کرده بودند. این کار از نفوذ باد به درون محوطه ی آغل تا حدود زیادی جلوگیری می کند. ساکنین چادرها با ماست و سرشیر و شیر داغ از گروه ما پذیرایی کردند و آن ها را برای شب مانی به چادرهای خود دعوت کردند. سه تن از افراد گروه دعوت ایشان را پذیرفتند و بقیه تصمیم به شب مانی در آغل گوسفندان گرفتند. ماه سپیدفام با درخشش هر چه تمامتر از پشت کوه ها طلوع کرد و تمام منطقه را روشن کرد. نسیم ملایمی می وزید. تعدادی از افراد پس از خوردن شام به خواب رفتند و بقیه به مهمانی چادرنشین ها. چادرهایی که در این منطقه برپا شده اند هر کدام متعلق به یک روستا می باشد و هر کدام از این چادرها وظیفه ی نگهداری گوسفندان روستای مربوطه را در طول تابستان دارند. چادرهایی که ما در آن اتراق کردیم متعلق به روستای خشکه چال بود. اتاقک محقری که با چند پله از سطح زمین پایین تر می رفت و دیوارهای گلی آن باعث گرم ماندن چادر می شد. پارچه برزنتی زرد رنگ و رنگ و رو رفته ای که آرم قرمز هلال احمر به زور بر روی آن خودنمایی می کرد، آن جا را از آسمان پر ستاره و سورمه ای رنگ شب جدا می کرد. تمام زندگی اهالی چادر، در یکدست لحاف و تشک و چند متکا، یک چراغ نفتی، یک تخته موکت و وسایل مختصر آشپزی خلاصه می شد و زندگی در شرایط سخت با حداقل امکانات. اما یک دنیا صفا، یک دنیا سادگی. به راستی که «حقیقت در وفور کاستی هاست». آن شب باران با شدت تمام بارید و رعد وبرق هر از چند گاهی فضای چادر را مثل روز روشن می کرد. ما زیر لحاف گرم فقط صدای جنب و جوش بچه ها و نقل و انتقال آ ن ها را به چادر آشپزخانه می شنیدیم و میزبان ما هم تا صبح به دنبال خالی کردن چادر آشپزخانه برای شب مانی بچه ها و چکاب سوراخ های چادر خودشان بود. شب با تمام حوادثش گذشت و صبح مه آلود و سرد و بارانی دمید. با توجه به وضعیت هوا و پیشنهاد راهنمای برنامه تصمیم گرفتیم تا معلوم نشدن وضعیت جوی، حرکت نکنیم. جنب و جوش و تدارک صبحانه از ساعت 5.5 صبح آغاز شد. بعد از پر کردن قمقمه های آب از چشمه و باز شدن هوا بالاخره ساعت 8 صبح از سمت راست دره و رو به سمت بالای یال شروع به حرکت کردیم. نشان دوم ما دکل رادیو و تلویزیون بود که در منتهاالیه سمت راست دره و نزدیک گردنه برپا شده است. ساعت 11:40 پای دکل تلویزیونی رسیدیم و بعد از خوردن سورپرایز آقای یزدی پور (هندوانه ی 8 کیلویی) به راه خود ادامه دادیم. مسیر از زیر قسمت های سنگی که دکل بر روی آن بنا شده بود به صورت مسیری پاکوب و گوسفندرو از میان خارهای سبز تا گردنه ی تشدید شکل" ّ" سیالان کاملاً مشخص بود. قله ی مه آلود و پر ابهت سیالان در سمت راست گردنه در سمت شمال خودنمایی می کرد. راه را به سمت شمال پی گرفتیم. ساعت 14:24 پس از چند تراورس به گردنه ی سیالان رسیدیم. در بین راه ظرف های آب را از برفاب برفچال ها پر می کردیم. ناهار را روی گردنه خوردیم. از دوردست از سمت روستای هَنیز یک گروه به گردنه نزدیک می شدند. پس از گفتگو با این گروه و راهنماهایشان متوجه شدیم هنوز تا پایین خیلی راه مانده و بهتر است هر چه سریعتر حرکت کنیم. ساعت 15:05 گردنه را ترک کردیم هوا کاملاً مه آلود بود و از میان مه صدای گوسفندها و چوپان هایشان ما را از مسیری که می پیمودیم مطمئن تر می کرد. پایین گردنه به گوسفندسرای هَنیز رسیدیم و وجود سنگنوشته هایی مثل « بیا بعداً می فهمی » مانند علامت های روی نقشه ی گنج، ما را در مسیرمان هدایت کرد! مه عظیمی منطقه را پوشانده بود و برفچال زیبایی در سمت راست مسیرمشاهده می شد. پایین برفچال استراحت کوتاهی کردیم و مسیرمان را ادامه دادیم بعد از گذر از کنار یک دیوار سنگی با معبری بسیار باریک راه را به سمت شمال ادامه دادیم (قطب نما). در این قسمت از مسیر ارتفاع کم نمی کردیم و گذر عرضی گروه (تراورسی) بسیار طولانی و نگران کننده می شد، قطب نما جهت شمال را نشان می داد، بالاخره باز هم به یکی از سنگ ها و علامت ها رسیدیم و از مسیر پاکوب شروع به پایین آمدن کردیم و ساعت 18:30 با یکی از اهالی عسِل محله برخورد کردیم. و متوجه شدیم تا عسل محله حدود 3 ساعت راه باقی مانده است. ساعت 19:30 به جنگل رسیدیم. صدای چک چک قطرات شبنم بر روی برگ درختان جنگل، طنین رودخانه ای نامرئی را در گوش می افکند. پس از عبور از جنگل از شدت غلظت مه هم کاسته شد. ساعت 20 به کنار رودخانه دوهزار در کف دره رسیدیم. رودخانه از سمت چپ مسیر جاری بود از چشمه آب پایین کنار یک کلبه سنگی مقداری آب برداشتیم و با راهنمایی گروهی که قصد شب مانی در آن کلبه را داشتند فهمیدیم که نام محل دریاسر است. تصمیم گرفتیم شب را در کلبه هایی که در میان دره فراخ دوهزار قرار داشتند بگذرانیم و فردا صبح عازم عسل محله شویم. نشان به آن نشان که تا ساعت 10 شب راه رفتیم و نشانی از کلبه ها نیافتیم. همه ی بچه ها خسته بودند. تصمیم گرفتیم شب را بر روی علف های خیس و زیبای دره دوهزار به صبح برسانیم. لیلا بهرامی و نیما یزدی پور برای بررسی منطقه رفتند و پس از بازگشت آن ها با کمک چند تن از بچه ها برای پیشگیری از حملات احتمالی حیوانات وحشی آتش روشن کردیم. بقیه افراد هم مشغول تدارک چایی و سوپ داغ شدند. هوا کاملاً صاف بود و ستارگان درخشان مانند الماس در پرده سیاه رنگ شب می درخشیدند. به دلایل امنیتی که ما بعداً فهمیدیم، خانم بهرامی و آقای یزدی پور تا صبح کنار آتش بیدار ماندند! صبح روز سوم هم رسید. مه صبحگاهی سراسر منطقه را پوشانده بود. گاوهای نزدیک محل اتراق ما، اطرافمان می چریدند و کنجکاوانه به ما نگاه می کردند. راه تقریباً به پایان رسیده بود. چراغ های عسل محله را شب قبل خانم بهرامی و آقای یزدی پور دیده بودند و طبق برآورد آن ها تا آن منطقه حدود یک ساعت راهپیمایی داشتیم، بنابراین دیگر عجله ای در کار نبود. راهپیمایی 14 ساعته دیروز همه را خسته کرده بود، بنابراین کیسه خواب ها بهترین و مناسب ترین جای آن منطقه حساب می شد! پس از صرف صبحانه ساعت 9 صبح حرکت کردیم. علت این که کلبه های دریاسر را ندیدیم این بود که پیش از حد به سمت راست متمایل شده بودیم. به هر حال ساعت 9:40 به کنار چشمه ای با سنگ های سفید رسیدیم. روستای عسل محله با خانه های گلی، چوبی، سیمانی با پنجره های چوبی خود نمایان شد. ساعت 10 صبح کنار آلاچیق در روستا توقف کردیم. در زیر این آلاچیق یکی از زنان محلی و فرزندانش در روزهای تعطیل با چایی و میوه (سیب تزنق)، از رهگذران پذیرایی می کرد. بقیه مسیر را تا جاده اصلی با نیسان یکی از اهالی ده پیمودیم. فاصله ی عسل محله تا جاده اصلی حدوداً 45 دقیقه شد. کنار جاده اصلی تنکابن از راننده نیسان خداحافظی کرده و منتظر مینی بوس دانشگاه شدیم و عازم تنکابن شدیم. بالاخره، ساعت 7 بعد از ظهر روز 25 تیر ماه سال 1379 برنامه مه آلود و خیس و زیبای راهپیمایی الموت – تنکابن ما به پایان رسید. همنوردان این برنامه: 1- سکینه کشاورز مروجی (سرپرست). 2- لیلا بهرامی (مسئول فنی). 3- مارال پناهی. 4- الهام خانی(تدرارکات). 5- مینا رحیمی. 6- طاهره مسعودیان. 7- مرجان قیامی. 8- نگین یقینی(گزارش نویس). 9- نیما یزدی پور(همراه). 10 – جمشید محمدی (راهنما).
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 18:26 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
برنامه پیمایش دره جدید گزک در منطقه شوراب(از جنگلهای منطقه نوشهر) به سرپرستی بابک ضیا و با یک تیم 14 نفره انجام شد. شروع برنامه ساعت 10 شب سه شنبه 8ام مرداد و پایان آن عصر روز جمعه 11 مرداد 1387 بود که سمانه ابولپور، شایان شفیعینژاد، امیر قراچورلو، مهدی رافعی، حمید حسنزاده و ترگل انوری نژاد از گروه دانشگاه در این برنامه شرکت داشتند. ماجراهای فرود از آبشارها، مناظر بکر جنگلی، باران نابهنگام، نحوه مسیریابی و... همراه با نمایش عکسهایی از این برنامه را در جلسه این هفته انجمن پیگیری کنید. ساعت10، کلاس 504 ط5 دانشکده مکانیک، دوشنبه 14 مرداد87. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 0:16 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر چه سخت گيري هاي سرپرست پیش از برنامه زياد بود و منظور كردن فاكتورهاي در نظر گرفته ي سرپرست براي كساني كه كه خواهان دماوند بودند از ديد خودشان سخت و نشدني مي نمود اما الحق سامانه ي سنجش و گزينش سرپرست عادلانه و منصفانه بود. شركت در هفت خواني براي گزينش افراد تيم، ميل نيازمندي هاي فردي و گروهي به تك تك افراد، زمانبندي دقيق و هماهنگ شده با راهنماي مسير، بهره گيري از گزارش برنامه هاي ديگران و قاطعيت در امر گزينش نهايي، همگي نشانه اي بود از انجام رسالت سرپرست به گونه ي كمال و تمام. دماوند از جبهه ي شمال شرقي با موفقيت اجرا شد. افراد تيم 8 1 نفره ي دماوند عصر روز سه شنبه به سرپرستي مهدي زمردي در يك برنامه ي سه شبه قله را فتح كردند. صعود 15 نفر از 18 رقم قابل قبولي بود در برابر تدابير انديشيده شده ي سرپرست. گفتني است دماوندي ها عصر روز جمعه ۱۱ مرداد ماه به سلامت به تهران بازگشتند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 19:21 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
قله ي آبك. زمان برنامه : جمعه هفته ی آینده (۱۸ مرداد). منطقه : شمشك. سرپرست برنامه : نيما نوري نژاد. جلسه ی توجیهی و ثبت نام : دوشنبه ی این هفته (87/5/7) برای ثبت نام می توانید با سرپرست تماس بگیرید. نیما نوری نژاد : ۰۹۳۶۶۹۲۲۲۶۷ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 5:31 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
رضايي از پسش خوب برآمد ولي منتقدين زيادي را بي پاسخ گذاشت. هفت خواني
اين هفته ي انجمن كه آمدنش در تقويم به
عنوان پيش
برنامه ي دماوند منتقدين زيادي داشت برخلاف انتظار
تجربه ي بزرگي
بود براي كساني كه قصد مزه كردن هواي دماوند در سر داشتند. متاسفانه نبود شرايط مناسب براي برگزاري جلسه ي انتقادات/پيشنهادات پرسش
هايي را بي پاسخ گذاشت. اعتماد به راهنمايي نه جندان آگاه و دودل، شيوه ي تقسيم چادرها و پرسش هايي ديگر موارد شبهه دار شركت كنندگان در شيوه ي
سرپرستي وي بود. به گفته ي وي جلسه ي انتقادات/ پيشنهادات در جلسه ي هفتگي اين هفته برگزار خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 5:2 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
لیست نهایی تیم برنامه ی دماوند - جبهه ی شمال شرقی - پس از سنجش و گزینش سرپرست برنامه -مهدی زمردی- به شرح زیر اعلام می گردد: 1- مرتضی گنجایی 2- فاطمه حسن تبار 3- محمد ثامنی 4- ساناز همتی 5- سینا صداقت نژاد 6- حسین جعفرآبادی 7- حسام نوریان 8- شیرین قهقایی 9- محمود مرادی 10- فواد فریمانی 11- حامد محمدی 12- فائزه رضایی 13- حامد سبحانی 14- هدی مودب 15- رضا کمرانی 16- نیما نوری نژاد 17- مهدی احمدی 18- مهدی زمردی در صورت داشتن هر گونه سوال نسبت به لیست نهایی حداکثر تا ساعت 6 عصر روز یکشنبه، 6 مرداد با سرپرست برنامه (09125801598) تماس بگیرید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 13:46 توسط
|
|
||