تبليغاتX
انجمن کوهنوردی پلی تکنیک تهران

         

  پنج شنبه- ۴ مهر

                 شما کجا افطار می کنید؟

                                 ما می ریم کلکچال.

                                شما هم میاید؟؟؟؟؟

 

برنامه ی افطاری انجمن از آن برنامه های به یادماندنی سالیانه انجمن است. منظورم این است که سالی یک بار اجرا می شود. اما همان یک بار شور و شوق خاصی دارد. همه می آیند از قدیمی و جدید از با تجربه و کم تجربه از دختر و پسر. برنامه برنامه ی جالبی است مخصوصا اگر سرپرست برنامه آقای رافعی باشند. کم نیست مدیریت برنامه ای با تعداد بالا. ولی رافعی با یاران کم و بیش جدید خود در تلاش است تا برنامه ی خوبی را در ذهن دوستان خاطره نشین کنند. فعالیتشان در خور توجه است. از تبلیغ برنامه که دلشاد جدا وقت گذاشت و دانشگاه را با تبلیغ های خود به کمک نوریان خوب پوشش داد. از خود رافعی که این چند روزه در پی اجرای برنامه های در سر داشته ی خود در تلاش است و دوستان دیگر. امروز جلسه تشکیل شد و ثبت نام افطاری در مرحله اول با تعداد بیش از ۴۰نفر انجام شد. مرحله ی دوم از امروز آغاز می گردد و تا دوشنبه ی هفته ی آینده ادامه دارد. جلسه که تمام شد حلقه ی یاران رافعی زده شد و بحث حول و حوش برنامه ای خود در افطار چرخید. رافعی برنامه ها را تقسیم کرد. چندی از دوستان دختر خوابگاهی زحمت پاک کردن سبزی را برعهده گرفتند یکی مسئول نان شد و یکی مسئول تشریفات دیگر و سپس قرار شد تا دلشاد مصممتر از قبل این هفته نیز پوشش خبری مناسب داشته باشد تا انجمن تعداد بیشتری را میزبان باشد.

گویا چیزی که یاران رافعی در سر دارند فراتر از ۷۰ یا ۸۰ نفر است که البته آن ها به این دل نبسته اند و در صدد تشکیل محفلی پرتر و شلوغ تر هستند. سخن از قدیمی ها نیز بود. گویا آن ها از اعضای فارغ التحصیل هم دعوت شرکت در برنامه را گرفته اند. چه خوب که محفلی بشود زیبا با افراد مختلف از سال های مختلف. امیدواریم این گونه اتفاق افتد. قرار است عصر روز پنج شنبه ای یو تی کلایمینگی های تازه و قدیمی همگی به سمت پناهگاه کلکچال راهی شوند و دوستی هماهنگی همصدایی کوهنوردانه ی خود را به بهانه ی ماه رمضان جشن بگیرند. همچنین سعی دارند این جشن آغازی باشد برای آشنایی بچه های جدیدالورود امیرکبیری با این گروه پایا و مانا. و عهد و پیمانی ایجاد شود بین پیشکسوت ها و جدید تر ها. باشد که آن ها نیز ادامه دهنده ی راه گذشتگان خود و آرمان ها و اهداف آن ها باشند.

انجمن کوهنوردی دانشگاه امیرکبیر همه ی امیرکبیری ها -چه دانشجو و چه غیردانشجو چه کوهنورد و چه غیرکوهنورد -را به این جشن بزرگ دعوت می کند تا محفلی شاد و به یادماندنی را در کنار هم رقم بزنیم. دوستانتان منتظر حضور گرم شما در این جشن-کوه بزرگ هستند. شما نیز به جمع کوهنوردان امیرکبیری بپیوندید.

زمان : پنج شنبه - عصر

مکان : اردوگاه(پناهگاه) کلکچال

سرپرست برنامه : مهدی رافعی

یاران سرپرست: مریم سلطانپور نسرین مهدیخانی هدی مودب پیوند جلالی سینا ابراهیمی حامد محمدی سینا صداقت نژاد امین دلشاد.

دوستان در صورتی که دوست دارید در فراهم آوردن جشن همکاری کنید -چه به صورت مالی و چه به صورت عملی- با سرپرست برنامه تماس بگیرید. دست های پرتوان شما قطعا در بهتر اجرا شدن برنامه موثر است. پیشاپیش از همکاری شما متشکریم.

جهت شرکت در برنامه : یا در جلسه هفته ی آینده ی انجمن حضور یابید یا حضور خود را به یکی از مسئولین ثبت نام اعلام کنید و هزینه ی برنامه را پرداخت نمایید.

جلسه هفته آینده: یک شنبه ساعت ۱۲:۳۰ کلاس ۳۰۱ دانشکده فیزیک

هزینه ی برنامه : ۲۰۰۰ تومان

شماره های تماس:

مهدی رافعی: ۰۹۱۰۲۰۰۹۴۴۳

امین دلشاد: ۰۹۱۴۳۴۹۹۳۲۷

افطاری سبک آماده خواهد شد. اگر تمایل داشتید با خودتان کمی خوردنی و شاید یک وعده غذا بیاورید بهتر است. کفش مناسب لباس گرم و چراغ پیشانی -در صورتی که ندارید چراغ قوه- و یک بطری آب وسایلی است که در برنامه به آنها نیاز خواهید داشت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 22:23  توسط   | 

گزارش برنامه گلگشت برگ جهان(۱۳۸۷/۶/۸)

افراد شرکت کننده:

احسان ... ، امیر ... ، سینا خلیلی (اعضای گروه کوهنوردی دانشگاه شریف)، سمانه ابولپور، پیوند جلالی، فرهنگ رمضانی فر، محمد مهدی مشکی، ابولفضل درخشانی، آقای محمدی (راهنما)، ناصر محمد زاده، محسن سعدی، مرضیه سلطان پور، مریم سلطان پور، محمد جعفری، هورا ... ، هما ... ، محمدرضا ... ، ستوده نوریان، حسام نوریان (سرپرست برنامه، گزارش نویس).

برگ جهان روستایی است که از افجه می توان به آن جا رسید. هنگام ورود به افجه تابلویی نه چندان سالم وجود دارد که جهت رسیدن به روستای برگ جهان را مشخص کرده است. جاده از افجه به برگ جهان آسفالت شده است و مینی بوس پس از طی ۷ کیلومتر از افجه به برگ جهان رسید. ۷:۳۰ از سر خیابان رشت حرکت کردیم و ۹ صبح برگ جهان بودیم. در سمت شرق روستا پاکوبی است که به رودخانه منتهی می شود و سپس به چشمه ای که از ارتفاعات لار سرچشمه می گیرد می رسد. وقتی به چشمه رسیدیم به سمت سرچشمه که ۳ ساعت پیاده روی است حرکت کردیم. اول شیب تند و بعد حالت دشت به خود می گیرد. دشت از دشت هویج کوچکتر ولی از دشت جانستون و پیازچال بزرگتر است. تا ساعت ۲:۳۰ در دشت یا محل سر چشمه ماندیم. اگر شیب جلو را ادامه می دادیم که ۴۵ دقیقه سراشیبی تند است به قله لار می رسیدیم و پشت قله، دشت لار واقع شده است. و برای رسیدن به افجه باید روی یالی که به قله لار منتهی می شد، می رفتیم و آن سوی یال دشت هویج واقع شده است. مسیر برگشتمان از سمت جنوب دشت بود که بعد از نیم ساعت بالا رفتن روی زین رسیدیم و از پاکوبی که تقریبا کف دره بود پایین آمدیم. مسیر دره به یک جای دشت مانند که باغ هایی در آن جا واقع شده بود می رسید. از آن جا به بعد دره خطرناک می شد به همین دلیل ادامه پاکوب از سمت راست باغ های آن جا شروع می شد و به روی یال منتهی می شد. بعد از یک سراشیبی تند از روی یال از سمت غرب ساعت ۷ وارد روستا شدیم. اجرای برنامه بدون راهنما غیرممکن است. برای برگشت به ترافیک برنخوردیم چون از سد لتیان آمدیم نه از افجه. قبلا جاده از برگ جهان به سد لتیان خاکی بوده ولی الان آسفالت شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 16:43  توسط   | 

برنامه ي هفته آينده - قله ي اشتران كوه
+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 23:20  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 13:25  توسط   | 

نگارنده: مهدي رافعي

با تقدير از منصور احمدي و محمد مينائي بدليل كمك به تكميل گزارش و نيز با تشكر از حميد حسن­زاده و بابك ضيا بخاطر بازخواني و ويرايش متن.

برنامه كليك اگر چه با موفقيت اجرا شد ولي در برنامه­ريزي و اجرا، داراي نقايص و ضعف­­هايي بود كه در گزارش برنامه به اغلب آنها پرداخته نشده بود. علاوه بر آن در هر برنامه­اي امكان مواجهه با حوادث غير مترقبه وجود دارد كه برنامه كليك نيز از اين قاعده مستثني نبود. در اين نوشتار به بيان ضعف­ها و مشكلات ايجاد شده در برنامه از ديدگاه نگارنده ي متن پرداخته خواهد شد، با اين اميد كه چراغي باشد براي اجراي بهتر برنامه­هاي آينده ي گروه.

پيش از بيان ضعف­ها و نقايص بايستي ذكر شود كه بدليل برخوردهاي مناسب سرپرست در مواجهه با مسائل پيش آمده، تاثير اين مشكلات بر روند برنامه چندان چشمگير نبود.

اولين ايراد وارد بر برنامه،‌ نحوه ي قرار دادن آن در تقويم و تعيين سرپرست براي آن بود. در جلسه بررسي و تنظيم تقويم تابستاني گروه، براي تاريخ 26 و 27 تير ماه برنامه ي آبشار كمجل در نظر گرفته شد، كه نگارنده براي سرپرستي آن اعلام آمادگي كرد. مدتي بعد آبشار كمجل با دره كليك در وبلاگ انجمن جايگزين شد و تعداد نامزدهاي سرپرستي به عدد دو رسيد. نگارنده اطمينان داشت كه ديگر سرپرست برنامه نخواهد بود چرا كه براي سرپرستي اين برنامه نامزد نشده بود و هيچ هماهنگي نيز براي تغيير برنامه با وي صورت نگرفته بود. ولي شاهد آن بود كه حدودا يك هفته تا ده روز پيش از اجراي برنامه سرپرستي آن به وي ابلاغ گرديد.

تغيير برنامه بدون اطلاع و هماهنگي با سرپرست يا سرپرستان احتمالي، اولين ضعف موجود در برنامه بود. ضعف دوم كه براي ديگر برنامه­هاي ابتدايي تقويم نيز به چشم مي­خورد، فاصله زماني كوتاه بين تاريخ ابلاغ سرپرستي و اجراي برنامه بود. اين مسئله موجب بروز مشكلاتي از قبيل عدم امكان انتخاب دقيق و درست نفرات تيم و نيز تهيه ي بليط براي زمان مناسب گرديد.

بيان ضعف بعدي نوعي نقد بر خويشتن است. پر واضح است كه در برنامه­هاي فني شناخت و يا اطمينان سرپرست از توانايي هاي افراد تيم ضرورت دارد. در برنامه اجرا شده حضور نفراتي كه پايين تر ازسطح برنامه بودند،(عدم انتخاب صحيح افراد تيم به دليل عدم شناخت مناسب) اگر چه خوشبختانه با حادثه­اي همراه نبود ولي فشار زيادي را بر ساير نفرات تيم وارد كرد. 

بدون شك همه­ي اعضاي گروه خواهان رشد و شكوفايي آن مي­باشند و اين رشد جز با تربيت افراد با تجربه و ميدان دادن به اعضاي جديدتر امكان پذير نيست. ولي اين سوال مطرح مي­شود كه آيا مي­توان براي دستيابي به اين هدف افراد بي تجربه را صبح روز برنامه ثبت نام كرد؟ آن هم بدون داشتن وسايل فني و شناخت توانايي ها، براي حضور در برنامه اي فني؟!!

دو ضعف ديگري كه در برنامه نمود بسياري داشت به برخي نفرات حاضر در برنامه باز مي­گردد. اول چانه­زني­هاي پيش از اجراي برنامه در نحوه­ي تامين تداركات و دريافت وسايل فني مورد نياز، و دوم دخالت و اعمال نظرهاي بسيار در تصميم گيري­ها، در طول برنامه.

افرادي كه به شركت در برنامه­اي تمايل دارند بايستي وقت و انرژي كافي را حتي پيش از اجراي برنامه براي آن در نظر بگيرند. براي نمونه، اگر چه در اجراي اين برنامه فاصله زماني بسيار كم بين جلسه­ي توجيهي و اجراي برنامه (حدودا 26 ساعت) خود دشواري­هايي را در هماهنگي، تهيه ي تداركات و وسايل فني به همراه داشت، ولي نمي توانست توجيهي باشد تا نفرات حاضر براي گرفتن وسايل فني مورد نياز خود بهانه بياورند كه: «من دارم غذاي برنامه را درست مي كنم، اگه ممكنه وسايل را برام بياريد»

در مورد مسئله دوم بايد به اين نكته توجه شود كه در اجراي برنامه­هاي فني سرپرست بيش از هر چيز نياز به آرامش و تمركز فكري دارد تا بتواند در موارد لزوم، تصميمات صحيح را اتخاذ كند. اعمال نظر و داوطلب شدن­هاي پي در پي برخي از افراد حاضر در برنامه در هر تصميم گيري و حركتي، گر چه نشان از روحيه ي خوب همكاري و تمايل به فعال بودن فرد دارد ولي مي تواند تاثير منفي در روحيه و تصميم گيري­هاي سرپرست داشته باشد، و بايستي از آن اجتناب گردد. بي شك كسي كه براي اجراي برنامه اي بعنوان سرپرست انتخاب مي شود صلاحيت و توان آن را داشته است و نيز قطعا سرپرست هر برنامه اي به توان تعدادي از نفرات تيم خود آگاهي و اطمينان دارد و در صورت لزوم، نظر آنها را نيز جويا خواهد شد. پس بهتر است كه در برنامه تابع سرپرست بوده و از دخالت اجتناب كرد.

در كل مي توان بزرگترين ضعف برنامه را انتخاب نادرست افراد حاضر در برنامه دانست كه بخش اعظمي از آن متوجه نگارنده متن مي باشد. پيشنهاد مي شود كه در اجراي برنامه هاي فني، انتخاب نفرات حتما بر اساس شناخت كافي و اطمينان از توانايي فني و جسمي افراد صورت پذيرد.

 

و اما مشكلات و حوادث پيش آمده در طول برنامه:

مشكلات از همان ابتداي برنامه آغاز شد. جايي كه قرار ساعت 12:30تا 12:45 رو به روي تعاوني يك ترمينال غرب و حركت، ساعت 13بود، در حالي كه دو تن از دوستان در ساعت 12:45 هنوز چهار راه ولي عصر بودند و ساعت 1:30 به ترمينال رسيدند. صحبت كردن با راننده براي توقف ماشين تا رسيدن آنها، عدم آشنايي دوستان با ترمينال غرب و فرستادن نفرات ديگر براي پيشواز! و راهنمايي ايشان به سمت ماشين! سكانس اول را رقم زد. بهانه دير رسيدن اين بود كه:« تهيه تداركات تيمي كه بر عهده ما بود طول كشيد، چون دير به ما اطلاع داديد كه براي چند نفر تدارك ببينيم». زمان اين اطلاع رساني شب برنامه و بين ساعت 8 تا 9 بود، ولي آيا نمي شد خريدها براي سقف نفراتي كه تعيين شده بود در روز قبل صورت مي­گرفت، چرا كه نوع غذا مشخص بود و دوستان به اين مسئله واقف بودند كه شب هنگام نمي توانند براي خريد اقدام كنند.( بدليل محدوديت خروج از خوابگاه در شب)

مشكل دوم هنگام پياده شدن از اتوبوس در نوشهر اتفاق افتاد. جايي كه چون يكي از وعده هاي غذايي گروه به همراه يك تسمه در كوله جاسازي نشده بود، در اتوبوس جا ماند. اعضاي گروه سه ساعت بعد متوجه آن شدند. توجيه اين بود كه:«شما گفتيد غذا را بياريد ترمينال اونجا تقسيم مي كنيم بين بچه ها و وقتي رسيديم(كه البته دير رسيدند)...(يكي از نفرات)غذا را از ما گرفت و داخل ماشين گذاشت. موقع پياده شدن هم كه گفتيد كوله ها را برداريد بريد پايين نفر آخر چك مي كنه چيزي جا نمونده باشه.»

در نهايت شايد بتوان سه عامل را در بوجود آمدن اين مشكل دخيل دانست:1- عدم توجيه درست نفرات توسط شخص هماهنگ كننده 2- دير رسيدن و نيز سهل انگاري خود نفرات(تقسيم اوليه بار قبل از سوار شدن صورت گرفته بود) 3- سهل انگاري نفر آخر در چك كردن نهايي اتوبوس.( قضاوت در مورد ميزان تاثير هر كدام از عوامل به عهده خواننده)

مشكل سوم كمي بعدتر اتفاق افتاد يعني جايي كه دو ماشين براي حركت به سمت كلبه (يعني مبدا حركت) دربست شد، ولي سرعت آنها بسيار متفاوت بود. هيچ يك از نفرات حاضر در برنامه مسير ابتداي جنگل تا كلبه و از كلبه تا آبشار، يعني ابتداي مسير حركت در دره، را قبلا طي نكرده بودند، و راهنماي تيم نقشه GPS نشانه گذاري شده توسط تيم شناسايي بابك ضيا بود. حضور سرپرست در ماشين اول و GPS در ماشين دوم موجب قطع ارتباط بين اين دو گرديد.

ماشين اول در نقطه اي كه به اشتباه آن را همان كلبه نشانه گذاري شده شناسايي كرده بودند پياده مي شوند و به ماشين اجازه بازگشت مي دهند، در حالي كه با رسيدن ماشين دوم و مكان يابي با GPS مشخص شد كه هنوز فاصله هوايي چهار و شش دهم كيلومتري تا كلبه مبدا حركت وجود دارد. اين اشتباه اگرچه با خوش شانسي در روز بعد جبران شد( عبور يك نيسان از مسير و رساندن گروه به كلبه مبدا حركت)، ولي مي توانست توان گروه را تا حد زيادي تقليل دهد. در اين مورد، سرپرست در مرحله اول نبايد اجازه مي داد تا چنين فاصله اي بين دو ماشين ايجاد شود و در مرحله دوم چون كلبه را صرفا از روي احتمالات و گفته هاي راننده شناسايي كرده بودند نبايد تا رسيدن ماشين دوم و حصول اطمينان از مكان يابي صحيح، به ماشين اجازه برگشت مي داد.

صبح روز بعد و با رسيدن به كلبه، مشكل بعدي رخ نمود و دستگاه GPS تيم كه از مدل هاي قديمي بود، بدليل هواي ابري و نيز ورود به منطقه جنگلي از كار افتاد. اين مشكل باعث شد تا تيم از مسير اصلي منحرف شده و با مشكلاتي مواجه شود كه در گزارش برنامه به آنها اشاره شده بود. در برنامه هاي فني و يا سطح بالا حصول اطمينان از كارآيي راهنماي برنامه- چه انسان باشد و چه دستگاه- در شرايط مختلفي كه امكان مواجهه با آن در برنامه وجود دارد، پيش از اجراي برنامه ضروري است.

زمان هاي تلف شده ناشي از مشكلات بالا باعث شد تا تيم در ساعت 13 به كف دره، يعني ابتداي مسير حركت درون دره برسد و ساعت 14 حركت خود درون دره را آغاز كند. اين شروع دير هنگام حركت، موجب شد تا تيم نتواند طول كافي از مسير دره را در روز اول طي نموده و به محل مناسبي براي شب ماني برسد. در مورد محل شب ماني و خطرات آن در گزارش برنامه به تفصيل صحبت شد. بروز اين مشكل تحت تاثير دو عامل بود. اول نداشتن ديد درستي از مسير و ميزان فاصله تا محل مناسب براي شب ماني و دوم عدم تمايل سرپرست به برخورد با تيم دوم (به سرپرستی بابک ضيا) كه قرار بود بعد از ظهر آن روز به محل آبشار برسند و صبح روز بعد حركت خود را آغاز نمايند. گر چه حركت كند تيم و خسته شدن زود هنگام نفرات (بدليل اتلاف بخشي ازانرژي در طي فاصله كلبه تا دره) نيز مزيد بر علت شده بود. بهتر بود كه  با توجه به مسائل ذكر شده و تاخيرهاي بوجود آمده حركت درون دره به صبح روز بعد موكول مي شد.

روز دوم برنامه با حادثه اي غير مترقبه و بسيار دور از انتظار همراه بود، مشاهده ي جنازه اي در مسير حركت، اگرچه جنازه بالا تنه نداشت و بعلت باد كردن و فساد شبيه قارچ شده بود، ولي تشخيص اينكه به يك انسان تعلق دارد كار چندان دشواري نبود.

از آنجايي كه افراد مختلف توان روحي متفاوتي دارند و ديدن چنين صحنه هايي مي تواند تاثير منفي شديدي بر روحيه برخي از افراد داشته باشد، چگونگي مواجهه با آن در برنامه هاي اين چنيني بسيار مهم است. اولين اقدام مي تواند ممانعت از آگاهي ساير نفرات تيم باشد. يعني نفراتي كه جلوتر حركت  مي كنند و با چنين صحنه هايي مواجه مي شوند، بايستي حتي المقدور جهت حركت را تغيير دهند و يا حواس نفرات را بگونه اي پرت كنند كه متوجه موضوع نشوند و تنها آگاه كردن سرپرست كافي مي باشد.

متاسفانه اين مسئله در برنامه رعايت نشد و عملكرد نادرست نفراتي كه براي اولين بار با صحنه مواجه شده بودند، باعث شد تا بيش از نيمي از افراد گروه صحنه را ببينند و تقريبا همه از آن آگاه شوند. اين ديدار و آگاهي تاثير بسيار بدي بر روحيه برخي از نفرات حاضر در برنامه گذاشت و بشدت توان جسمي آنها را نيز تحليل برد. عدم نگاه به بالا، عدم خوردن غذا بمدت بيش از20 ساعت، احساس تهوع، كند شدن ريتم حركتي و فرو رفتن در خويشتن از نشانه هاي ظاهري اين درهم ريختگي روحي بود. در چنين حالت هايي عملكرد ديگر اعظا گروه بسيار مهم مي باشد. آنها نبايد اجازه دهند تا فرد تنها شده و در افكار خود فرو رود. بلكه بايستي با وي صحبت كنند و در صورت امكان با توضيح و توجيهات مرتبط و در غير اين صورت با پرت كردن حواس، شخص را از فضايي كه در آن قرار گرفته خارج و سعي نمايند تا روحيه او را بازسازي كنند.

مسئله ديگر اطلاع رساني چنين حوادثي به مقامات محلي مسئول مي باشد. البته اين اطلاع رساني به مقامات محلي توسط تيم صورت نگرفت، از دلايل اين عدم اطلاع رساني مي توان كمبود وقت و عدم تمايل به درگير شدن با عواقب آن!!!! را نام برد. بايستي ذكر شود كه دو نفر از اعضاي گروه تصميم داشتند كه اين اطلاع رساني را در زماني ديگر صورت دهند ولي اين اطلاع رساني در روز بعد توسط تيم ضيا صورت گرفته بود.   

مشكل بعدي كه شب هنگام و تا صبح برخي از نفرات تيم را آزار داد، سرما بود. با توجه به هواي منطقه، فصل اجراي برنامه و مشورت با افراد خبره در جلسه توجيهي عنوان شد: «در صورتي كه سرمايي نباشید! و از توان بدني مناسبي برخوردار باشيد، يك كيسه خواب براي هر دو نفر كافي است. انتخاب بر عهده خود شماست»، ولي آن شب برخي كه غالبا تجربه ي چنين برنامه اي را پيش از اين نداشتند از انتخاب خود ناراضي بودند و اصلا شب راحتي را تجربه نكردند. «قضاوت در مورد اين بخش بر عهده خواننده»

پايين تر بودن توان جسمي و فني تعدادي از نفرات حاضر در برنامه از سطح چنين برنامه اي، مشكلاتي را در طول برنامه بوجود مي آورد، كه در قالب وارد شدن فشار بيشتر به برخي ديگر از اعضا جبران مي شد. يكي از اين مشكلات زمين خوردن و آسيب ديدن زانوي يكي از نفرات بدليل تحليل توان جسمي بود كه اگرچه خوشبختانه مصدوميت جدي به همراه نداشت ولي آهنگ كند حركتي گروه را كندتر كرد. در اين زمينه در بالا به تفصيل سخن رفت.

نكته پاياني نه ضعف برنامه بود و نه مشكل پيش آمده در در برنامه، بلكه معضلي است كه در برخي از برنامه ها و در مواجهه با برخي از افراد شاهد آن هستيم و آن عدم توجه به توصيه ها و هشدارها است. به بيان ديگر سهل انگاري هاي شخصي افراد. براي نمونه، گرچه قبل از اجراي برنامه و در طول آن مكررا بر ضرورت آب بندي محكم و اصولي وسايل تاكيد شد، ولي باز هم يكي از افراد گروه مجبور به باقي گذاشتن كيسه خواب خود در ميانه راه شد، چرا كه وزن كسيه خواب به اضافه آب نفوذ كرده در آن، فوق العاده زياد شده بود!!!

در پايان مجددا متذكر مي شود كه مسائل و مشكلات پيش آمده در برنامه در اين گزارش اندكي بزرگنمايي شده بود تا ملموس تر گردند، با اين اميد كه در برنامه هاي بعدي شاهد بروز چنين مشكلاتي نباشيم.    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 13:4  توسط   | 

توضیح: مستندسازی منطقه توسط تیم بابک ضیاء تهیه شده است. با تشکر ایشان به ویژه حمید حسن زاده و مهدی معافی که در طول برنامه کار دشوار تهیه ی فیلم و عکس را برعهده داشته اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 17:45  توسط   | 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 13:43  توسط   | 

به نام حضرت دوست       كه هر چه داريم از اوست

گزارش برنامه: دره کلیک

تاريخ اجراي برنامه: ظهر سه شنبه 25/4/87 تا صبح جمعه 28/4/87

حاضرين در برنامه: منصور احمدي (سرپرست)، محمد مينايي، مهدي رافعي(گزارش نويس و مسئول هماهنگي هاي پيش از برنامه)، شايان شغيعي نژاد، حسام نوريان، سينا صداقت نژاد، رزيتا حميدي، سمانه ابولپور، نسرين مهدي خاني

دره کلیک، اين نام توسط گروهي به سرپرستي بابك ضيا كه براي اولين بار دو سال پيش منطقه را پيمايش نموده اند، بر آن نهاده شده است. و در حقيقت دره اي است بسيار زيبا و سرسبز كه بين دو ديواره بلند پوشيده از گياهان و درختان زيبا محصور گرديده است. عرض دره غالبا كم است و به ندرت شاهد باز شدن فضاي دره خواهيد بود. وجه تسميه اين نامگذاري شروع دره از روستاي كليك مي باشد كه اولين پيمايش مسير از آنجا صورت گرفته است.

روستاي كليك

از آنجايي كه شروع برنامه از روستاي كليك مشكلاتي از قبيل بالا رفتن هزينه برنامه و طولاني شدن مسير را در پي داشت،  برنامه اي كه امسال توسط گروه كوهنوردي دانشگاه و نيز گروهي به سرپرستي بابك ضيا با فاصله اي حدود پنج ساعته از يكديگر صورت گرفت شروعي متفاوت از اولين پيمايش مسير داشت تا معايبي كه عنوان گرديد از برنامه حذف شوند. مسير جديد كه امسال توسط بابک ضيا شناسايي شده بود، از طريق يكي از يال هاي مشرف به دره اصلي وارد آن مي شود.

قرار بر اين بود كه آغاز برنامه يعني حركت به سمت نوشهر ساعت 21 به بعد باشد، كه بدليل تعطيلات سه روزه و تراكم مسافر به سمت شمال تنها تهيه بليط براي ساعت 13 ممکن شد. اين مسئله گرچه نفرات حاضر در برنامه را براي رسيدن به برنامه با مشكلاتي مواجه نمود ( بدليل فاصله زماني كم بين جلسه توجيهي و ثبت نام و شروع حركت)، اما موجب شد تا زمانبندي برنامه كمي بهتر شده و خستگي مسافرت در شب باعث تحليل توان گروه براي حركت در روز اول نگردد.

تيم در ساعت19:30 بعد از ظهر به نوشهر رسيد و با دربست كردن دو ماشين سواري در ساعت 20 به سمت محل شروع مسير حركت كرد. ابتداي مسير در منطقه اي جنگلي بالاي روستاي نجارده كه تحت حفاظت دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران قرار دارد، واقع شده است. داخل جنگل جاده خاكي به سمت بالا براي دسترسي به نقاط مختلف آن وجود دارد كه بدليل جلوگيري از قاچاق چوب غالبا از ورود ماشين به آن جلوگيري مي شود. كوهي كه جنگل بر روي آن قرار دارد مشرف به نوشهر و روستاهاي اطراف آن مي باشد، لذا در حين عبور از جاده خاكي و در بخش هاي كوتاهي از مسير كه بين درختان فاصله وجود دارد منظره­اي حيرت آور خلق مي شود. بدليل آشنايي يكي از دو راننده آژانس با نگهبان حاضر در جنگلباني، تيم براي ورود به جاده خاكي با مشكلي مواجه نگرديد. مسير از نوشهر تا جايي كه وارد دره­ي اصلي مي شود توسط گروه شناسايي با GPS نشانه گذاري شده بود و فايل آن بعنوان راهنماي تيم براي ورود به دره بود، چرا كه هيچ يك از اعضاي تيم قبلا مسير حركت تا ورود به دره را طي نكرده بودند. فاصله هوايي جنگلباني تا كلبه (جايي كه مسير حركت از جاده خاكي جدا مي شود) ده كيلومتر بود ولي فاصله اي كه در مسير خاكي بايستي طي شود به بيش از هيجده كيلومتر مي رسيد. بدليل شيب مسير خاكي، بين دو ماشين فاصله افتاد نفرات حاضر در ماشين جلويي كلبه اي را كه در مسير قرار داشت با كلبه ي نشانه گذاري شده اشتباه گرفته و در ساعت 21 همانجا پياده شده بودند. با رسيدن ماشين دوم در ساعت 21:30 و رديابي با GPS كه در دست افراد ماشين دوم بود مشخص گرديد كه هنوز فاصله هوايي چهار و شش دهم كيلومتري تا كلبه نشانه گذاري شده بعنوان مبدا حركت وجود دارد. با توجه به برگشتن ماشين تيم اول و نيز تاريك شدن هوا سرپرست تصميم گرفت تا تيم شب را در همانجا گذرانده و ادامه مسير به صبح موكول گردد. تعويض لباس، صرف شام و مراسم معارفه -كه البته بيشتر به جلسه اي براي بازخواني خاطرات تلخ و شيرين افراد حاضر در برنامه تبديل گرديد- طي شد. صبح روز چهار شنبه و در ساعت 7:15 تيم به طي ادامه مسير پرداخت. پس از حدود پانزده دقيقه حركت در مسير جاده خاكي نيساني كه از مسير عبور مي كرد توقف نمود و اعضاي تيم را سوار كرد. با رسيدن به كلبه در ساعت 7:45، اعضا بطري هاي آب خود را پر كرده (شير آبي در امتداد جاده و در فاصله سيصد متري از كلبه واقع شده است) و براي ادامه مسير آماده شدند.

هواي ابري و پوشش جنگلي انبوه موجب گرديد تا GPS تيم كه از مدل هاي اوليه اين دستگاه[1] بود كارايي خود را از دست بدهد. اگرچه كليت مسير مشخص بود و نقشه نشانه گذاري شده، حركت به سمت جنوب غربي و طي مسافتي دو كيلومتري را براي رسيدن به دره نشان مي داد، ولي تيم نتوانست مسير اصلي را پيدا كند. با آغاز حركت به سمت جنوب غربي از كلبه در ساعت 8:30 و پس از حدود سي دقيقه طي مسير، تيم وارد دره اي فرعي شد كه حدس مي زد به دره مورد نظر ختم شود. اگر چه هيچ گونه آبي در دره جريان نداشت ولي مسير پوشيده از گياه بود و حركت تيم را كند مي كرد. مشكل بزرگ ديگر در راه عبور از دره، آبشارهاي متعدد موجود در آن بود. ارتفاع اين آبشارها غالبا كم بود و امكان عبور بصورت دست به سنگ از آنها وجود داشت. تنها براي عبور از يك آبشار تيم مجبور به فرود شد و عبور از دو آبشار ديگر با استفاده از طناب ثابت امكانپذير گرديد. براي ايجاد كارگاه اين فرودها از عوارض طبيعي موجود استفاده شد. اين مشكلات حركت تيم را بشدت كند نمود به گونه اي كه طي مسير يك ساعته تا دره، چهار ساعت و نيم به طول انجاميد. با اتمام دره فرعي، گروه دقيقا در همانجايي كه مي بايد، وارد دره اصلي شد. حدس اعضا اين بود كه مسير نشانه گذاري شده براي رسيدن به مكان مورد نظر يال سمت چپ دره بوده است. نشانه صحيح بودن مكان ورود به دره، آبشار بسيار زيبا و چشم نوازي است كه با اتمام درختان و ظهور دره دقيقا در مقابل چشمان انسان قرار مي گيرد. زيبايي اين آبشار كه ارتفاعي بيش از سی متر دارد و بصورت كاملا يكنواخت مانند نواري شيري رنگ به دره مي ريزد انسان را از خود بيخود مي­كند.

زمان رسيدن به مبدا حركت در دره اصلي ساعت 13 بود. لذا سرپرست تصميم گرفت تا تيم براي استراحت و صرف نهار توقف نمايد. حركت در مسير دره ساعت 14 آغاز گرديد. زيبايي هاي مسير بقدري بود كه با ورود به آن پنداري وارد دنياي ديگري شده اي كه با آغاز حركت و پيشروي در مسير زيبايي هاي آن بيشتر نيز مي شد.  دره اي با عرض كم كه با ديواره هايي بلند و پوشيده از گياه محصور گرديده و آب رودخانه با دبي نه چندان زياد از ميان آن جريان دارد. تقريبا در تمام مسير كف دره پوشيده از سنگ هايي است كه اندازه آنها متغير مي باشد. گاهي تنها سنگلاخي است و گاهي اندازه سنگ ها بقدري است كه براي عبور از آنها بايستي دست به سنگ شد.

حركت در امتداد رودخانه همراه با عبورهاي متوالي از آن ادامه داشت. عمق حوضچه ها در اين قسمت حداكثر به يك متر مي رسد. پس از حدود يك ساعت تيم به آبشاري با ارتفاع پنج متر رسيد كه عبور از آن مستلزم پرش به درون حوضچه زير آبشار و عبور از آن با شنا كردن بود. بعد از اين آبشار دره كاملا تنگ شده و حوضچه هاي آبي را تشكيل مي دهد كه عبور از آنها مستلزم حركت در آب با عمق متغير و در پاره اي از مواقع شنا كردن مي باشد. بعد از مدتي حركت، آبشار كوتاه ديگري در مسير قرار دارد عبور از آن با پرش امكانپذير است. عمق آب حوضچه زير آبشار كم و در حدود يك متر مي باشد. با عبور از اين آبشار حركت در مسير دره براي مدت زمان حدود دو ساعت ادامه يافت. طي اين بخش از مسير نيز مستلزم عبورهاي متوالي از رودخانه بود. نكته جالب توجه در هنگام حركت تغييرات متوالي شكل دره در طول مسير است كه زيبايي آن را دو چندان مي نمايد.

ابري بودن هواي روز چهارشنبه و سرد بودن نسبي آن باعث شد تا توان نفرات كه همواره با لباس خيس در حركت بودند سريعتر از حد معمول تحليل رود. در ساعت 17:30 تيم به مكاني رسيد كه از نظر صافي سطح و وجود چوب براي روشن كردن آتش، براي شب ماني مناسب به نظر مي رسيد. اگرچه اين مكان از نظر قرار داشتن در معرض سيل و خطر ريزش سنگ از بالا، مكان مناسبي براي شب ماني نبود ولي با توجه به خستگي گروه و نيز علم به فاصله­ي زياد تا محل مناسب براي شب ماني، بعنوان محل توقف و استراحت شبانه انتخاب شد. روشن كردن آتش با توجه به خيس بودن چوب هاي منطقه با دشواري همراه بود. مراسم ويژه سرپرست براي نحوه صرف شام شب دوم نيز از نكات جالب توجه برنامه بود. در جلسه توجيهي برنامه با توجه به شرايط جوي منطقه عنوان شد، درصورتي كه افراد سرمايي نباشند، مي توانند هر دو نفر از يك كيسه خواب استفاده كنند. ولي گويا اين مسئله باعث شد تا برخي از اعضاي گروه شب سردي را سپري كنند.

برنامه روز پنج شنبه با حركت در ساعت 8 صبح آغاز شد. دره همچنان تنگ است و براي پيشروي در امتداد آن بايستي از آب عبور كرد. عمق آب حوضچه ها در طول اين قسمت از مسير حداكثر به يك و نيم متر مي رسد. حركت با عبور از دو مانع سنگي به ارتفاع دو و چهار متر بصورت دست به طناب ادامه يافت. براي مانع اول از يك تنه درخت و براي مانع دوم از يك تكه سنگ بزرگ بعنوان كارگاه استفاده شد. با پيشروي در مسير، حوالي ساعت 10 تيم به دو آبشار متوالي رسيد كه عبور از آنها مستلزم فرود و سپس شناي كردن بود. آبشار اول با فرودي پانزده متري به تاقچه اي مي رسد كه همسطح آب است و در ديواره حوضچه، در سمت راست آبشار قرار دارد. پس از باز كردن ابزار فرود بر روي اين تاقچه، براي عبور از حوضچه آبشار بايد مسافتي هشت متري را شنا كرد. براي عبور از آبشار دوم كه در فاصله بیست متری آبشار اول قرار دارد، بايستي فاصله­اي چهار متري را بر روي سنگي با شيب خفته و بصورت اريب فرود رفته، و با پرش درون آب از روي سكو فاصله اي سه متري را شنا كرد.

 پس از اين آبشار دره همچنان تنگ است و طي مسير مستلزم حركت در آب و شنا كردن در حوضچه هايي با طول هاي متفاوت مي باشد. حوالي ساعت 11 تيم شاهد باز شدن فضاي دره و تابش دلنواز آفتاب بود. پس از استراحتي پانزده دقيقه اي حركت ادامه يافت. باز شدن فضاي دره اگرچه ميزان حركت در آب و شنا كردن را كم كرد ولي باز هم عبور از قسمت هايي از مسير با گذر از آب و شنا كردن همراه بود. حركت تا ساعت 12:30 درحالي ادامه داشت كه فضاي دره همچنان باز بود آفتاب به دره مي تابيد.

حوالي ساعت 12:30 تيم به يك  سرسره آبي رسيد كه براي گذر از آن همراه شدن با جريان آب كافي بود. بعد از اين سرسره آبي فضاي دره مجددا تنگ شده و طي مسير در برخي از نقاط جز با شنا كردن امكانپذير نبود. ساعت 14:45 در مكاني كه فضاي دره مجددا باز شده بود و آفتاب دره را گرم مي كرد تيم به امر سرپرست براي نهار توقف نمود.

ساعت 15:15 مجددا حركت تيم آغاز شد. پس از حدود يك ساعت و نيم حركت تيم به دوراهي رسيد كه در آن دره ديگري از سمت چپ دره اول را قطع مي كند دره اول عملا تمام مي شود. پس از دوراهي حوضچه بزرگي وجود دارد كه براي عبور از آن بايد شنا كرد. بعد از اين قسمت دره كاملا باز مي شود ولي شيب كناره بسيار تند است. حركت در اين بخش از مسير با عبور از روي سنگ هاي بزرگ و حوضچه هاي آب همراه است. با پيشروي در طول مسير سنگ ها به مرور كوچك شده و به سنگلاخ تبديل مي شوند. تيم در ساعت 19:15 دقيقه پيمايش دره را با موفقيت و بدون برخورد با مشكل جدي به اتمام رساند و به روستاي خيرودكنار رسيد. پس از تعويض لباس و استراحت، ساعت 20:15 زمان حركت به سمت نوشهر بود. تهيه بليط به مقصد تهران در نوشهر امكانپذير نگرديد لذا تيم در ساعت 20:45 به سمت چالوس حركت كرد. با رسيدن به چالوس و تهيه بليط براي ساعت 21:30 به مقصد تهران، زمان دو ساعته باقيمانده به صرف شام و برگزاري جلسه­اي براي تحليل برنامه و بيان نقاط ضعف و قوت آن اختصاص داده شد. حوالي ساعت 4:15 صبح اتوبوس به تهران رسيده و برنامه رسما خاتمه يافت.

هزينه نهايي برنامه 18500 تومان به ازاي هر نفر بود كه سهم كرايه ماشين 12500 تومان و بقيه صرف برنامه غذايي و موارد متفرقه گرديد.   

برنامه غذايي گروه

روز

صبحانه

نهار

شام

سه شنبه

-

-

سالاد الويه

چهار شنبه

عدسي

ماكاروني

سوسيس پنيردار

پنج شنبه

پنير و حلواشكري

كوكو سيب زميني

كباب كوبيده(چالوس)

        



[1] - GARMIN(VISTA)

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 1:58  توسط   |