به نام خالق کوه؛این شکوه پا برجا،با فراز ها و فرودها زمان برگزاری: چهارشنبه 20 تا جمعه 22 آبان‌ 1388 گزارش برنامه کویرپیمایی در منطقه روستاهای مصر و عروسان، در روز دوشنبه 18 آبان 1388 در جلسه هفتگی انجمن کوهنوردی پلی‌تکنیک تهران، توسط مرتضی یعثوبی (سرپرست) ارائه شد. قرار بر این بود که برنامه به صورت پیاده‌روی در کویر و پیمایش فاصله بین دو روستای مصر و عروسان باشد. با توجه به فاصله تقریباً 30 کیلومتری بین این دو روستا و لزوم حمل کوله‌های بزرگ و وسایل گروهی، تخمین زده می‌شد که سطح برنامه متوسط (یا متوسط به بالا) باشد. پس از ثبت نام اولیه و اعمال برخی تغییرات در فهرست شرکت کنندگان (ضمن قائل شدن اولویت برای دانشجویان دانشگاه امیرکبیر)، نهایتاً اسامی 27 نفر برای شرکت در برنامه قطعی شد. از آنجا که به تشخیص سرپرست برنامه، تعدادی از افراد آمادگی لازم برای کویرپیمایی با کوله‌های سنگین نداشتند، سرپرست تصمیم گرفت برنامه را به صورت بازدید از روستاهای عروسان و کوره‌گز، بازدید از دریاچه نمک و کمپینگ در تپه‌ماسه‌های نزدیک عروسان، برگزار کند. قرار حرکت ساعت 7 بعد از ظهر روز چهارشنبه در سالن ایستگاه مترو ترمینال جنوب بود. تا ساعت 7:45 همه‌ی اعضا به جز 5 نفر به قرار رسیده بودند و اتوبوس آماده حرکت بود. به محض رسیدن این دوستان در ساعت 9 شب به سمت مقصد به راه افتادیم. استفاده بهینه از وقت اضافی در ترمینال – چهارشنبه 7:30 عصر برای دسترسی به روستاهای مصر یا عروسان می‌توان از شهر‌های خور یا جندق گذشت. راه معمول از تهران به خور، مسیر «تهران- قم- کاشان- زواره- نائین- انارک- چوپانان- خور» است. فاصله بین این دو شهر را با اتوبوس به طور معمول می‌توان در 11 تا 12 ساعت پیمود. نقشه مسیر در بین راه دو بار توقف داشتیم. یک بار ساعت 11:25 تا 12 شب برای شام در مجتمع رفاهی مارال (جاده قم- کاشان) و یک بار ساعت 5:45 تا 6:15 برای نماز در روستای چوپانان (بین انارک و خور). ساعت 7:45 صبح پنج‌شنبه به مسجد نبی در شهر خور رسیدیم. این مسجد شبستان بزرگی دارد و محلی مناسب برای استراحت، صرف غذا و (احتمالاً) شب‌مانی گروه‌های پرتعداد است. در نزدیکی مسجد چند سوپرمارکت هست. سرپرست از پیش با دو راننده مینی‌بوس هماهنگ کرده بود تا درمقابل مسجد نبی حاضر باشند. (بخش‌هایی از مسیر خور تا روستاهای مصر، عروسان یا کوره‌گز را نمی‌توان با اتوبوس پیمود و معمولاً از همان جا باید وسیله دیگری گرفت). شبستان مسجد نبی خور- پنج‌شنبه 9 صبح صرف صبحانه، تهیه مواد غذایی و کوله‌چینی اعضا کمی بیش از حد طول کشید. در نهایت ساعت 9:45 با مینی‌بوس به سمت روستای عروسان به راه افتادیم. «عروسان» روستایی کوچک در 40 کیلومتری شمال شهر خور است. جاده‌ای که از خور به عروسان می‌رود، تاقسمتی از مسیر آسفالته است و پس از دوراهی جاده خاکی شروع می‌شود، که در ابتدا حالت شوسه دارد و هرچه پیش می‌رویم کیفیت آن بدتر می‌شود. جاده خور به عروسان- پنج‌شنبه 10:15 صبح آب روستای عروسان با توجه به اقلیم خشک و بیابانی منطقه، کاملاً شیرین است (البته نوشیدن آن به افرادی که به آب چاه عادت ندارند توصیه نمی‌شود). خانه‌های روستا اغلب مخروبه هستند. چند رآس درخت نخل و انار، و سبزیجاتی همچون گوجه فرنگی، کدو، بادمجان و تره در آن کاشت می‌شود. جالب آن‌که روستای عروسان تنها یک نفر سکنه دارد که از طریق دام‌داری (گوسفند، شتر، بز) و کشت سبزی و میوه، حیات خود و روستا را تأمین می‌کند. روستای عروسان- پنج‌شنبه 11 صبح پس از بازدیدی کوتاه از عروسان، به سمت روستای محمدآباد کوره‌گز (10 کیلومتری شمال‌ شرق عروسان) به راه افتادیم. کوره‌گز هم مانند عروسان تنها یک نفر سکنه دارد و بافت آن کاملاً شبیه به عروسان است. برنامه به این صورت بود که از کوره‌گز تا دریاچه نمک را با مینی‌بوس رفته، پس از بازدیدی کوتاه از دریاچه، به سمت رمل‌ها پیاده‌روی کنیم، و تا قبل از تاریک شدن هوا به روستا برگردیم و شب‌ را در روستا بگذرانیم. به همین خاطر وسایل را در یک اتاق استراحت‌ ساربان قرار دادیم و با مینی‌بوس به سمت دریاچه نمک رفتیم. از کوره‌گز به سمت دریاچه نمک (سمت شمال و شمال شرق) عملاً جاده مشخصی وجود ندارد و با توجه به تپه‌ای بودن سطح زمین احتمال گم شدن در بیابان و گیر افتادن ماشین در ماسه‌ها زیاد است. حدود ساعت 1 به قلمرو پست و هموار دریاچه نمک رسیدیم. علیرغم تذکر مؤکد سرپرست، برخی از اعضا برای استفاده از سکوت و آرامش بی‌نظیر کویر، از ماشین‌ها فاصله زیادی گرفتند. همین امر باعث شد زمان زیادی صرف بازگشت مجدد افراد شود. دریاچه نمک- پنج‌شنبه 2 بعدازظهر ساعت نزدیک 3 با ماشین به سمت رمل‌ها حرکت کردیم. متأسفانه پس از نیم ساعت متوجه شدیم که مسیر را اشتباه آمده‌ایم. با توجه به اینکه هوا تا ساعت 5:30 تاریک می‌شد، و از آن‌جا که نمی‌خواستیم بازدید از تپه‌ماهورها را از دست بدهیم، سریعاً به کوره‌گز بازگشتیم و پس از جمع کردن وسایل، به سمت تپه‌های نزدیک عروسان به راه افتادیم. ساعت 5:15 به رمل‌ها رسیدیم. با همکاری اعضا در زمان کوتاهی محل شب‌مانی انتخاب شد و چادرها برپا شدند. عده‌ای از اعضا هم سریعاً هیزم جمع‌ کرده و آتش بزرگی فراهم کردند. نکته نگران کننده‌ای که درست پیش از برپایی چادرها با آن مواجه شدیم وجود رد پای گرگ بر روی ماسه‌های اطراف بود. با شنیدن صدای گرگ در اواسط شب، از وجود خطر در چند قدمی‌مان مطمئن شدیم. خوشبختانه با حفظ حلقه انسانی به دور آتش و سر دادن آوازهای دسته جمعی (برای چند ساعت!) صدای گرگ‌ (یا گرگ‌ها) دیگر به گوش نرسید. با این حال سه تن از اعضا برای اطمینان از امنیت گروه تا روشن شدن هوا بیدار ماندند و آتش را روشن نگاه داشتند. از برنامه‌های دیگری که در شب پنج‌شنبه در تپه‌ماهورهای عروسان داشتیم می‌توان به جلسه معارفه و برنامه رصد آسمان اشاره کرد. روستای کوره‌گز – پنج‌شنبه 5 بعد از ظهر شب‌مانی در تپه‌ماهورهای نزدیک عروسان- پنج‌شنبه صبح جمعه 8 صبح از خواب برخواستیم. پس از جمع کردن چادرها و وسایل، بعضی از اعضا به پیاده روی بر روی رمل‌ها پرداختند. ساعت 9:30 با مینی‌بوس به سمت خور حرکت کردیم. در بین راه یک بار در روستای عباس آباد (10 کیلومتری شمال خور) و یک بار در وسط جاده برای نزدیک شدن به گله‌ی شترهای سیاه (که متأسفانه با سرعت عجیبی از ما دور شدند!)، توقف کردیم. ساعت 11 به خور رسیدیم. اتوبوس مدتی بود سر قرار حاضر بود. ساعت 11:45 به سمت تهران به راه افتادیم. در نهایت ساعت 9:30 شب جمعه به ترمینال جنوب تهران رسیدیم و برنامه به پایان رسید. *هزینه برنامه: هزینه اتوبوس و مینی ­بوس به ازای هر نفر 32000 تومان. کویرنوردان همراه: